eitaa logo
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
1.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
962 ویدیو
0 فایل
𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟒𝟎𝟐/𝟎𝟏/𝟎𝟖 ‌ج‍‌زت‍‌و ک‍‌س‍‌یُ ن‍‌ی‍‌س‍‌ت‍‌م اخ‍‌ه م‍‌گ‍‌ه دن‍‌ی‍‌ا ی‍‌دونه از ت‍‌و ب‍‌ی‍‌ش‍‌ت‍‌ر داره؟
مشاهده در ایتا
دانلود
فصل۳ از زبون مائده رفتیم داخل سالن و اولین بار بود سالن رو اونجوری خالی میدیدم و هرکاری ک میتونستم انجام بدم رفتیم تو یه اتاقی در به کمدی رو باز کردیم و دیدیم ی چن تا تیشرت هس اونجا من تیشرت طرح پاتریک صورتی برداشتم پرنیاعم تیشرت باب اسفنجی لباسامونو عوض کردیم و برگشتیم تو سالن اجرا پرنیا: خب دیگه خسته‌ایم بخابیم ساعت س و نیمه من: پرنیا بنظرت من همینجوری میخابم؟ یکم کرم بازی دربیاریمممم پرنیا: اوه چ کرم بازی‌اییی سمت سن اشاره کردم و گفتم: نظرت؟ پرنیا با نگاهی شیطنت آمیز نگام کرد و دوییدیم سمت استیج رفتیم پشت استیج و دوتا میکروفن برداشتیم من: این صدای جیغ کنسرت ماکان نیستااااااااااا پرنیا: به بهههههه دوتایی اومدیم رو سن و به صندلی های خالی‌ایی ک ما فک میکردیم همشون پره و برامون سر و گردن میشکنن دست تکون دادیم و تعظیم کردیم پرنیا شروع کرد به خوندن اهنگ مورد علاقش(این خیابونا) وقتی تموم شد رفتیم پایه میکروفن برداشتیم و من شروع کردم به حرف زدن: خب خب کنسرت ماکان دو تا قانون داره اولیش اینه ک ما هرچی گفتیم شما جیغ میزنین دومیش اینه ک ما گفتیم به به شمام بگین به به الان داشتیم اکت ترک آسه آسه رو میرفتیم و پرنیا ادای امیر و در میاورد و منم رهام بعضی وقتاعم من رایان میشدم . . . صدای ی مرد از خواب بیدارم کرد چشمامو باز کردم ک دیدم ی مرده ک ۴ برابر هیکل ی انسان عادی هیکلشه وایساده بالا سرم مرده: پاشین ببینم شماها اینجا چیکار میکنن دیشب مگه کسی اینجا نبوده اینارو بیرون کنه؟ پاشدم و دیدم پرنیاهم همزمان با من بیدار شد و دوتامون دیشب از خستگی رو سن خوابمون برده بود مرده خیلی عصبانی بود به حدی ک میتونستم خشم رو از چشماش احساس کنم منو پرنیا خیلی ترسیده بودیم بدون هیچ حرفی بلند شدیم و شروع به دوییدن کردیم نمیدونستیم باید کجا بریم فقط از سالن اجرا زدیم بیرون و از پله ها تند تند رفتیم پایین مرده هم دنبالمون کرده بود با تمام نیرو داشتیم میدوییدیم ک پشت سرم رو نگاه کردمو دیدم مرده نیست من نفس زنان: پرنیا پرنیا وایسا نیس رفته وایسادیم و دیدیم وسط محوطه کنسرتیم با لباس پاتریک و باب اسفنجی پرنیا: الان لباسامونو از کجا بیاریمممم من: نمیدونم نمیشه رف تو همینطور ک دلمو از شدت درد گرفته بودم خندیدم و گفتم: ولی دیشب عجب شبی بودا خیلی خوش گذشت😂 پرنیا: آره بمنم برعکس صبحش خیلی شب خوبی بووود همینجوری تو محوطه داشتیم راه میرفتیم، رفتیم تو سوپر مارکت محوطه بعنوان صبحانه شیر و کیک خریدیم و اومدیم رو چمنا نشستیم و خوردیم
بچه ها پارت ُ زودتر گذاشتم چون میرم مدرسه ساعت ۱ و نیم نمیتونم بزارم شما اینجا نظرتونو بگین https://harfeto.timefriend.net/16800194887014
انرژی مثبت ینی این::)🤍
22.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوبتیم باشه نوبت ویدیو هاییه ک کنسرت ۴ دی گرفتمممم🥲 به صدام توجه نکنید 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من: امیر و پیدا نمیکنم کوو دوستم: اوناها اوناها بغل اون پایه وایساده😂 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی قنده قنددددد🥲 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیوش رو خودم گرفتم:) 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پریدنای امیر و داشته باشیم😂🥲 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقد قشنگه این::) 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عرررر. چقد دلم تنگ شددد😭 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
دوستان ویدیو زیاد از کنسرت نگرفتم بیشترشو لذت بردم گفتم پرنیا فیلم میگیره میفرسته😂
ولی با اینکه ردیف ۱۴ بودم چ فیلمای خوبی گرفتم🥲😂