eitaa logo
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
1.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
962 ویدیو
0 فایل
𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟒𝟎𝟐/𝟎𝟏/𝟎𝟖 ‌ج‍‌زت‍‌و ک‍‌س‍‌یُ ن‍‌ی‍‌س‍‌ت‍‌م اخ‍‌ه م‍‌گ‍‌ه دن‍‌ی‍‌ا ی‍‌دونه از ت‍‌و ب‍‌ی‍‌ش‍‌ت‍‌ر داره؟
مشاهده در ایتا
دانلود
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیر 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۸ مسعود: خب میشه بگین شما کی هستین؟ منو پرنیا یه نیش خندی زدیم و بهم نگا گردیم پرنیا: خب
فصل۳ از زبون پرنیا: من: چرا ما باشیمم؟ سینا: باحالین میگیم میخندیم حس میکنم باشین ب امیرم بیشتر خوش میگذره مائده: خب حالا کجاا سوپرایزش میکنی سینا: شهر بازیی من: دردسر نشه براشونن یهو از فنا ببیننشون اینا سینا: من میگم با منین😂 من: نه بابا اونوقت میریزن رو توو مائده: راس میگهه الان ی دخترس از اردیبهشت مارو با رایان تو اسانسور دیده دهنمونو سرویس نموده سینا: بیخیال این چیزا برا من مهم نیس میگیم رفیقامین دیگه هرچی میخان فکر کنن من: داشمی به مولااا سینا: فدات بشم خواهر😂 مائده: خب پری میدی یا بدم؟ منو سینا پوکر نگاش کردیم. مائده با خنده: بابا شمارههه بدبختای منحرفف و همه خندیدیم... بادیگارد: اقای سالک کنسرت شرو شد دیگه تشریف نمیارید؟ سینا: من باید برم اقااا زود باشین:/ من: برو برو من ایدی تلگرامتو دارم اونجا پی میدم میچینیم برنامه رو . ماهم دیگه رفتیم سوار اسانسور شدیم ک بریم سمت سالن کنسرت... . بعد کنسرت: مائده: هییی اینم تموم شد بریم سمت خوابگامون من: اره.. ولی هنوز اصل ماجرا مونده تولد امیر مائده: ارهه کادو چی بخریم براش؟ من: نمیدونم والا پول زیادی ام نداریم که چیز خوب بگیریم مائده: من دیشب داشتم میچرخیدم دبدم فردا اینجا نمایشگاه هست ک حیوونای کوچولو اینا میفروشن مثل مرغ و خروس و خرگوش و جوجه و اینا میریم از اونجا براش جوجهه رنگیی میخریییممم من: اره جوجههه دوست دارههههه ساعت ۲ شب: مائده: پری به سینا پیام دادی؟ من: نه یادم رفت مائده: خب بده دیگه نمیتونی بده گوشیتو من بدم من: بردار گوشیمو خودت پیام بده بش من گشنمه مائده: همیشه خدا داری میخوریی سیرمونی نداری مائده گوشیمو برداشت و به سینا پیام داد.. _سلام اقای سالک پری ام بابت تولد امیر میخواستید توضیح بدید سینا: سلام اره شناختم تلفنتونو میدید تماس بگیرم؟ چون از اجرا اومدیم دستم درد میکنه نمیتونم تایپ کنم _اوکی بفرمایید گوشی زنگ خورد و مائده جواب داد مائده: الو سلام سینا: سلام خوبی مائده: مرسی شما خوبی سینا: ماهی تویی؟ مائده: اره نشناختی؟😂 سینا: چرا شک کردم ب صدات مائده: تو چت ام من بودم پری گشنشه داری غذا میخوره سینا: عه تو بودیی مائده: اره خب حالا برنامه چیه من: گوشیو بزار رو ایفون منن بشنوممم سینا: کیه داد میزنه مائده: پریهه سینا: خب الان جفتتون میشنوید؟ ما: اره بگو و سینا برنامشو برای تولد امیر برامون تعریف کرد...
چقد زیبا🍂. 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
دوتا آشنا میبینم👨🏽‍🦼 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خودم فانتزیمههه😂😭 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی خودشم قبول داره ک جذابه:) 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
شب خوش تا فرداااا پارت جدید:) 𝑖 𝑔𝑜𝑡 𝑐𝑙𝑜𝑠𝑒 𝑡𝑜 𝑠𝑒𝑒𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𝑎 𝑑𝑎𝑦 𝑡𝑜𝑑𝑎𝑦ジ 𝑗𝑜𝑖𝑛↷ @macanstunning
ماهیییی
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۹ از زبون پرنیا: من: چرا ما باشیمم؟ سینا: باحالین میگیم میخندیم حس میکنم باشین ب امیرم
فصل۳ فردا از زبون مائده بیدار شدم، بدنم مثله چییییی درد میکرد چون شبو رو کارتون وسط سوپر مارکت خوابیده بودیم، دور و برمو نگا کردم دیدم پرنیا نیست بهش زنگ زدم من: الو کجایی پرنیا: اومدم این نمایشگاههه من: خب پرنیا: آره خیلی جوجه هاش قشنگه من: زهرمار نباید قبلش به من میگفتی؟ پرنیا: آره خیلی جوجه هاش قشنگن توام بیا من: چرا اینجوری جرف میزنی وحشییی میگم قبلش چرا بمن نگفتیییی پرنیا: ولی جوجه هاش خیلی قشنگن من: پرنیا بخدا کشتمت تلفن و قطع کردمو با همون سر و وضع ر*یده پاشدم رفتم نمایشگاه دیدم آدمای خیلی باکلاسی اومدن و پرنیا هم اون گوشس رفتم زدم رو شونش برگشت پرنیا: عه تویی من: کوفت و تویی پرنیا: باشه دیگه خوابیده بودی نخواستم بیدارت کنم من: اهاااااا پرنیا اروم گفت: خب ولش کن اینارو ببین خیلی گرونن کجای دنیا جوجه ۱۵۰ هزار تمن میفروشنن؟ من: جدیییی؟؟؟؟ پرنیا: آره نگا اونجا قیمتشون زدن من: ولی ما اگه بخایم این همه پول برا جوجه بدیم پولی برای خودمون نمیمونه کهههه پرنیا: قسطی نمیدن؟ خندیدمو گفتم نبابا احمق شدی؟ فروشندش صدامونو شنیده بود و گفت فروشنده: شما فن پیج ماکانین؟ ما: اره فروشنده: منم ماکانیم من:واقنننن عزیزم خیلی خوشحال شدم فروشنده: مرسی، من ناخداگاه صداتونو شنیدم، چون شما ماکانی هستین میتونین دوتا جوجه همونجوری بردارین:) پرنیا: نبابا اینجوری که نمیشه فروشنده: چرا میشه ما ی خونواده‌ایم تو همچین شرایطی باید بهم کمک کنیم:) من: واقعا ازت ممنونم دوتا جوجه برداشتیم و ازش خدا حافظی کردیم برگشتیم تو سوپر مارکت پرنیا: ولی دختره خیلی دختر خوبی بود من: ارههه