eitaa logo
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
1.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
962 ویدیو
0 فایل
𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟒𝟎𝟐/𝟎𝟏/𝟎𝟖 ‌ج‍‌زت‍‌و ک‍‌س‍‌یُ ن‍‌ی‍‌س‍‌ت‍‌م اخ‍‌ه م‍‌گ‍‌ه دن‍‌ی‍‌ا ی‍‌دونه از ت‍‌و ب‍‌ی‍‌ش‍‌ت‍‌ر داره؟
مشاهده در ایتا
دانلود
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤣🤣🤣🤣 میگه جی تی ای هس ب دیوار گیر میکنن '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning
اوکی من لف میدم بمونید با ماهی خانومتون
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۱۷ همه: اوووووو بهبههههه امیر: ایشالا کی عمو میشم؟ رایان: هنوز زوده باباااا رهام: خب ی ع
فصل ۳ مسعود: خب بچرخونید افتاد به رایان و سینا ک سینا باید سوال می‌پرسید رایان: یا صاحب الزمان سینا: جرعت یا حقیقت رایان: حقیقت سینا: خب ، ایاااا رایان: یا امام رضا خودتو برسون سینا: آیا تا به حال رابطه جنسی داشته اید؟😂 همه: اووو🤣 رایان پوکر موند چی بگه رایان: تموم کنید این بحث کثیفووو معلومه که نهههه امیر: ن بگو دیگهههه رایان: نههه اقا پرنیا: مطمئنی؟ رایان: اره من: ینی تاحالا شبه جمعه باهم تنها نبودید؟ رایان: بودیم ولی ربطی نداره چیز کنیم که عه😐 رهام: باااااشهه نگو باشه ماکه فهمیدیم چرخوندیم به پرنیا و رایان افتاد ک رایان باید می‌پرسید رایان: جرعت یا حقیقت؟ پرنیا: من ریسک پذیرم جرعت رایان: ک اینطوور، پاشو امیرو ببوس پرنیا: دیگه چی؟ امر دیگههه؟ امیر: رایان دیوار کوتاه تر از من نبود؟ من دارم ب بچه هام(در حال ناز کردن جوجه ها) رسیدگی میکنم رایان: خب بیا منو بوس کن من: چرا داری امیر بازی درمیاری مگه دوس دختر نداریی هانن؟ امیر: مثلا یه امیر اینجا نشسته هاا من: وایی شتت اصن حواسم نبود منظورم بجز انیر خودمون بود عه همش تقیر توعه رایان پرنیا: برو باباا پفیوز ادم باش یچی بگو که بعدا هزارتا حرف در نیارن رهام: هم اکنون پری و ماهی عصبی میشوند مسعود: رایان زود صرف نظر کن وگرنه با پا میان تو دهنت رایان: شوخی کردم بابا😂 مگه من امیرمممم امیر:😐 بابا اسم ما امیرا بد در رفته وگرنه رهام شاهدههه من پاکمم رهام: خداییش امیر پاکه ولی هم اسماش ۹۹ درصد چیزن همه خندیدین....
امیر '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من وقتی ازم میپرسن چجوری رفتی بک استیج😂🙂: '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning
رهام '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning
امیر '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل ۳ #پارت۱۸ مسعود: خب بچرخونید افتاد به رایان و سینا ک سینا باید سوال می‌پرسید رایان: یا صاحب ا
فصل۳ بطری رو چرخوندیم و افتاد ب سینا از من من: یا بسم الله سینا: خیلی سخته اینن، آخرین سرچی ک تو گوگل کردیو نشونمون بده پرنیا: این سخته الان؟ من:خیلی سمه ها😂 رهام: ن نشون بده دیگه اشکال نداره ما خودیم من: باشه گوشیمو از تو کیفم درآوردم و نشون دادم چیزی ک سرچ کرده بودم: چجوری جوجه را بزرگ کنیم همه خندیدیم امیر: وااااای😂 اینو برا بچه های من سرچ کردی؟ من: اره😂 سینا: بابا چقد پاکیننن شما رهام: والا ما از گوگل برا همین چیزا استفاده میکنیم نه استفاده هایی که شما میکنی☺️ و همه دوباره خندیدیم چرخوندیم افتاد به مسعود و رهام ک رهام باید می‌پرسید رهام: جرعت یا حقیقت مسعود: حقیقت رهام: ببین یچی میپرسم راستشو بگو صادق باش با ما مسعود: باش رهام: وجدانن چی خورده بودی ک رو امیر بالا اوردی؟ مسعود: شیر و کیک رهام: اون چیزایی ک ما دیدیم فرا تر از شیر و کیک بود مسعود:😂 . کنار ماشینا وایسادیم رهام: امیر تو با من میای دیگه؟ امیر: اره داداش مسعودم ک خودش ماشین داشت و زودتر از ما رفته بود امیر: خب دخترا شما کجا میرین؟ من: میریم خونه سینا: ما میرسونشمون شما برین با رهامیر خداحافظی کردیم پرنیا: ن مزاحم شما نمیشیم اسنپ میگیریم رایان: نبابا این حرفا چیه بپرین بالا