𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۱۷ همه: اوووووو بهبههههه امیر: ایشالا کی عمو میشم؟ رایان: هنوز زوده باباااا رهام: خب ی ع
فصل ۳
#پارت۱۸
مسعود: خب بچرخونید
افتاد به رایان و سینا ک سینا باید سوال میپرسید
رایان: یا صاحب الزمان
سینا: جرعت یا حقیقت
رایان: حقیقت
سینا: خب ، ایاااا
رایان: یا امام رضا خودتو برسون
سینا: آیا تا به حال رابطه جنسی داشته اید؟😂
همه: اووو🤣
رایان پوکر موند چی بگه
رایان: تموم کنید این بحث کثیفووو معلومه که نهههه
امیر: ن بگو دیگهههه
رایان: نههه اقا
پرنیا: مطمئنی؟
رایان: اره
من: ینی تاحالا شبه جمعه باهم تنها نبودید؟
رایان: بودیم ولی ربطی نداره چیز کنیم که عه😐
رهام: باااااشهه نگو باشه ماکه فهمیدیم
چرخوندیم
به پرنیا و رایان افتاد ک رایان باید میپرسید
رایان: جرعت یا حقیقت؟
پرنیا: من ریسک پذیرم جرعت
رایان: ک اینطوور، پاشو امیرو ببوس
پرنیا: دیگه چی؟ امر دیگههه؟
امیر: رایان دیوار کوتاه تر از من نبود؟ من دارم ب بچه هام(در حال ناز کردن جوجه ها) رسیدگی میکنم
رایان: خب بیا منو بوس کن
من: چرا داری امیر بازی درمیاری مگه دوس دختر نداریی هانن؟
امیر: مثلا یه امیر اینجا نشسته هاا
من: وایی شتت اصن حواسم نبود منظورم بجز انیر خودمون بود عه همش تقیر توعه رایان
پرنیا: برو باباا پفیوز ادم باش یچی بگو که بعدا هزارتا حرف در نیارن
رهام: هم اکنون پری و ماهی عصبی میشوند
مسعود: رایان زود صرف نظر کن وگرنه با پا میان تو دهنت
رایان: شوخی کردم بابا😂 مگه من امیرمممم
امیر:😐 بابا اسم ما امیرا بد در رفته وگرنه رهام شاهدههه من پاکمم
رهام: خداییش امیر پاکه ولی هم اسماش ۹۹ درصد چیزن
همه خندیدین....
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری رهام
'𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
@macanstunning
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من وقتی ازم میپرسن چجوری رفتی بک استیج😂🙂:
'𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
@macanstunning
766.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری پرهام
'𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
@macanstunning
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل ۳ #پارت۱۸ مسعود: خب بچرخونید افتاد به رایان و سینا ک سینا باید سوال میپرسید رایان: یا صاحب ا
فصل۳
#پارت۱۹
بطری رو چرخوندیم و افتاد ب سینا از من
من: یا بسم الله
سینا: خیلی سخته اینن، آخرین سرچی ک تو گوگل کردیو نشونمون بده
پرنیا: این سخته الان؟
من:خیلی سمه ها😂
رهام: ن نشون بده دیگه اشکال نداره ما خودیم
من: باشه
گوشیمو از تو کیفم درآوردم و نشون دادم
چیزی ک سرچ کرده بودم: چجوری جوجه را بزرگ کنیم
همه خندیدیم
امیر: وااااای😂 اینو برا بچه های من سرچ کردی؟
من: اره😂
سینا: بابا چقد پاکیننن شما
رهام: والا ما از گوگل برا همین چیزا استفاده میکنیم نه استفاده هایی که شما میکنی☺️
و همه دوباره خندیدیم
چرخوندیم
افتاد به مسعود و رهام ک رهام باید میپرسید
رهام: جرعت یا حقیقت
مسعود: حقیقت
رهام: ببین یچی میپرسم راستشو بگو صادق باش با ما
مسعود: باش
رهام: وجدانن چی خورده بودی ک رو امیر بالا اوردی؟
مسعود: شیر و کیک
رهام: اون چیزایی ک ما دیدیم فرا تر از شیر و کیک بود
مسعود:😂
.
کنار ماشینا وایسادیم
رهام: امیر تو با من میای دیگه؟
امیر: اره داداش
مسعودم ک خودش ماشین داشت و زودتر از ما رفته بود
امیر: خب دخترا شما کجا میرین؟
من: میریم خونه
سینا: ما میرسونشمون شما برین
با رهامیر خداحافظی کردیم
پرنیا: ن مزاحم شما نمیشیم اسنپ میگیریم
رایان: نبابا این حرفا چیه بپرین بالا