eitaa logo
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
1.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
962 ویدیو
0 فایل
𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟒𝟎𝟐/𝟎𝟏/𝟎𝟖 ‌ج‍‌زت‍‌و ک‍‌س‍‌یُ ن‍‌ی‍‌س‍‌ت‍‌م اخ‍‌ه م‍‌گ‍‌ه دن‍‌ی‍‌ا ی‍‌دونه از ت‍‌و ب‍‌ی‍‌ش‍‌ت‍‌ر داره؟
مشاهده در ایتا
دانلود
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
نگو که خودتونین😂
خودمونیم داداششش پاره شدیم سرششش🙂🤣
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۲۲ از زبون مائده راه افتادیم سمت پارتی و تو ماشین اهنگ گوش میدادیم رسیدیم و رایان رف تو
فصل۳ مرده: چیکار میکنی عشقم؟ مهلا: اممم بچه ها با دوس پسرم آشنا شین محراب سینا ک خشم از چشماش می‌بارید زُل زده بود ب دسته مرده ک دور کمر مهلا بود و منم متوجه این شده بودم ک یکم دیگه سینا پا میشه ی دعوایی راه میندازه، دستمو گذاشتم رو دست سینا من: عزیزم یدقه بریم اونور؟ سینا: اره بریم پاشدیم و اومدیم سمت بار من: سینا داری چیکار میکنی دختره کم مونده بود شک کنه هنوز دوسش داریااا سینا: خب واقعنم هنوز دوسش دارم من: ولی الان اون با یکی دیگس سینا: ی کاری دس پسره میدم من: ن خونسردیتو حفظ کنو بریم پیشه بچه ها اوکی؟ سینا: اوکی بریم خوبم از زبون پرنیا: مائده سینارو برد اونطرف و منو رایانم دور یه میز وایساده بودیم با ارنجم به رایان زدم و اروم گفتم من: چیکار میکنی از وقتی اومدیم سرت تو گوشیه رایان: دارم به...(اسم دوست دخترشو گفت) خبر میدم کجام بعدا شر نشه من: خاک بر سر زن ذلیلت رایان: الان اگه خودتم دوس پسر داشتی بهش میگفتی کجایی الهه با خنده شیطانس: چی پچ‌پچ میکنید شما من با لبخند اینشکلی🥰: میخواستیم بلند میگفتیم عزیزم الهه: اخی. رایان جان شما چیزی نمیخای بگی احیانا؟ رایان: نه ممنون یکم که گذشت دیدم مائده با سینا دارن میان سمتمون مائده: ببخشید دوستان کار شخصی داشتیم مهلا: نیاز به توضیح نبود مائده جان پیش میاد سینا رو به منو مائده: دخترا بریم برقصیم؟ منو مائده: بریمم دست سینارو گرفتیم و رفتیم سمت اون قسمتی ک همه داشتن میرقصیدن...
تو همه چنلای ماکانی درباره فوتبال دارن حرف میزنن😐
قد و بالاش تو صفحه جا نمیشه ماشالاااا😂🙂 '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning
پروفایل جدید رهام '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۲۳ مرده: چیکار میکنی عشقم؟ مهلا: اممم بچه ها با دوس پسرم آشنا شین محراب سینا ک خشم از چشم
فصل۳ ماکه رفتیم وسط دیدیم مهلا ام برای در اوردن حرص سینا دست دوس پسرشو گرفته و داره میاد اونجا موقع رقص هی سعی داشتیم طبیعی مثل بقیه کاپلا باشیم ولی خب نمیشد اونقدر طبیعی.. سینا ام همش حواسش به مهلا بود و از طرف دیگه منو مائده همش دعواش میکردیم یکم گذشت تا محراب و مهلا رفتن و سینا دوباره نرمال شده بود بعد رقص دوباره برگشتیم سمت میز و دیدیم مهلا تنها وایساده اونجا منو مائده به بهونه دستشویی رفتیم یه سر و گوشی اب بدیم سالنی ک داخلش مهمونی بود انقدر بزرگ بود ک مجبور شدیم بپرسیم سرویس کدوم طرفه همونطور ک داشتیم میرفتیم یه پسر با قد کوتا و پوست تیره و موهای سبز با چندتا خالکوبی مضخرف مست و پاتیل جلومون سبز شد منم ک فوبیا داشتم اون وسط فعال شد و دست مائدرو سفت گرفتم و پشتش قایم شدم پسره با ی لحن شل و ول: اون بچه خوشگل رفیق شما بود؟ مائده: کدوم؟ پسره: همونکه جلد موهاش بلوند بود و محل دخترام نمیداد مائده: نه من: رایانو میگه فکنم مائده: راس میگی اصن رایان کجاس پسره: اونطرف داش با رفیق بانو مهلا لاس میزد من با پوزخند: بانو؟😂 پسره: اینجا همه بهش میگن بانو وگرنه اقا محراب از خجالتش در میاد من: اها و خندیدیم با مائده پسره: خنده دار بود؟ مائده: مهم نیس اون پسره دقیقا کدوم طرفه؟ پسره: اونجا تو اون اتاقه و با دست ب اونجا اشاره کرد منو مائدم بدو بدو رفتیم سمت اونجا...
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تی وی پلاس امیر چقد عصبی شده بود:) '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning
بکگراندش چیههه😭🙂 '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning