𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۲۵ وارد اتاق شدیم و دیدیم رایان با یه حالتی که انگار تو حال خودش نیست روی مبل افتاده و دخ
فصل۳
#پارت۲۶
تا اینکه چشمامو باز کردم و دیدم روی پله هام و رایانم اون طرف پله افتاده
مائدم توی راهرو تلفن به دست هی اینور و اونور میره
من با یه حالت گیجی: مائده چیشده؟
مائده: عه به هوش اومدی بالاخره😐
هیچی دختره نمیدونم چی پرت کرد خورد تو سرت یهو افتادی چند تا ادم درست حسابی ام پیدا شدن اومدن کمکم اوردیمتون اینجا
من: سینا کو؟
مائده: نمیدونم الان از اون موقع همش دارم بهش تلفن میکنم جواب نمیده
مائده: حواست هست ب رایان من برم یکم اب بیارم بزنم ب صورت رایان؟
من: اب برا چی؟
مائده: تو گوگل خوندم اب بزنیم ب صورتش بهتر میشه یواش یواش اثر اون چیزی ک خورده میره
من: اوکیه برو
.
از زبون مائده:
رفتم داخل دنبال اب و رفتم سمت بار
من: سلام میشه یه لیوان اب بدین
اب و گرفتم و داشتم میومدم دوباره سمت در خروج که سینارو وسط جمعیت دیدم
رفتم سمتش و دیدم نشسته روی یه صندلی و داره ب محراب و مهلا نگا میکنه
یه صندلی برداشتم بردم گزاشتم کنارش و نشستم
من: تا کی میخای همینجوری نگاش کنی؟
سینا: نمیدونم
من: بیخیال داداش، اون الان دیگه با یکی دیگس بکن اون قلبتو بریم..
سینا: اگه دست من بود ک اصن بش نمیدادم ک بخام بگیرم
من: حالا ک دادی! دل بستن دست خوده ادم نیست ولی دل کندن دست خوده ادماست پس میتونی...
ایتای شماعم داغونه یا فقط برا من اینطوریه؟
https://harfeto.timefriend.net/16800194887014
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چ حس خوبی داره یدونه ازینا تو خونتون داشته باشین 😂🙂
ر.ه من میرم چایی بیارم
😂😐
'𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
@macanstunning
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد هفت سال، واقعا برام سخته نَدیدن امیرمیلاد تو ماکان، نَدیدن حمایت های همیشگیش:)..
خداحافظ پَناه پسرا پَناه ماکان!🖤
امیدوارم هرجا که هست بدرخشه و شاد باشه.
بعد یاشار امیدم به امیرمیلاد بود که اینجوری شد..
فقط میتونم بگم هیچکس جای پَنجه طلای ماکان و نمیگیره ما دلی و ابدی دوست خواهیم داشت پسر:)🌚
'𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
@macanstunning
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
بعد هفت سال، واقعا برام سخته نَدیدن امیرمیلاد تو ماکان، نَدیدن حمایت های همیشگیش:).. خداحافظ پَناه پ
هرکس با این ادیت گریش نگیره از ما نیست🙂🖐🏼