𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۳۴ امیر😂: نه راستش مائده و پرنیا تو هتل موندن مامانم: چرا شما دارین میخندین؟ قیافه ما خ
فصل۳
#پارت۳۵
مامان پرنیا: آقا امیر کاری نمیخاد بکنین
امیر: ینی بهمون اعتماد دارین؟
مامان پرنیا: نمیدونم
مامان من: ببینید من نمیدونم شماها چجور آدمایی هستین ینی درواقع برای من دوتا غریبهاین شما دختروتونو میتونید تصور کنید ک دار و ندارش شده باشه دوتا پسر؟ شب و روز بخاطرشون گریه کنه جلو چشمای خودت زره زره شدن بچتو ببینی میتونید تصور کنید؟ نه نمیتونید چون هیچ پدر و مادری دوست نداره تو این وضعیت بچشو ببینه من اگه مائده رو از کنسرت محدود کردم بخاطر خودشه ، نه تنها فقط دختر من، همه دخترا بعد اینکه از کنسرتتون میان خونه حداقل ۳ هفته افسرده میشن، شماها اینارو نمیبینین چون بعد کنسرت باهاشون نیستین
امیر: ببینید ما درکتون میکنیم ولی ما چیکار کنیم؟ مگه دست ماعه ک بچه ها اینجوری میشن؟ شماها ی راه حلی جلوی ما بزارین ما همون کار رو انجام میدیم
.
کم کم مامانامون قانع شده بودن و اروم
رهام: خب الان که اروم تر شدین، امیدوارم بتونین بهمون اعتماد کنین الانم ک از نزدیک همو دیدیمو آشنا شدیم ایشالا بعدا بیشتر اشنا میشیم
مامانامون: بله ایشالا
رهام: خب یچیزی بگم؟
منو پری با ذوق و شوق: اره بگووو چییی😭
مامانامون ی چش غُره برامون رفتن
رهام خندید و گفت: اگه به ما لطف کنید شما و پرنیا و مائده جان امشب درکنار ما باشین
منو پری: ارهههههه
مامانم: مائده از ما پرسیدن ن شما بس نیست انقد کنارشون بودین؟ سیر نمیشین؟
ما: نه اصلا😂
مامان پرنیا: خیلی پرویین
من: مامان تروخدا بمونیم دیگه خیلی خوش میگذره امیر انقد اون بالا میرقصه ک نگو
امیر: عه مائده دست درد نکنه واقن مگ من برا خودم میرقصم؟ برا شماها میرقصم ک بهتون خوش بگذره
من: همووننن😂😭
پرنیا: و البته برا قِر کمر خودتم میرقصیا
امیر: عههه
پرنیا: مامان لطفاااااا
مامان پرنیا: آقا هادی و..
رهام: کوچیک شما رهام هستم😂🙂
مامان پرنیا: واای این پرنیا تو خونه چیمیگی پس هی هادی هادی میکنی به کی میگی؟
پرنیا: هیچی مامان منظورم رهامه😂
رهام: قضیه هادی چیه؟
من: هیچی بابا پری فامیلیتو مخفف کرده همش میگه هادی
رهام: اها
مامان پرنیا: آقا رهام و آقا امیر مرسی از محبتتون
امیر: این ینی میاین؟
مامانا: اره دیگه دخترام مثل اینکه خیلی دلشون میخاد
رهام: خوبه پس از همین الان خوش آمد میگم
رایان یهو اومد توو
رایان: رهام
یهو خشکش زد
رایان: عه ببخشید اشتباه اومدم
مامانم: مگه با رهام کار نداشتی؟ درست اومدی بیا
رایان: خب راستش مسعود میگه بیاین دیگه دیر شد
امیر: آخ آخ رهام اجراااا
رهام: وای دیر شد ببخشید ما میریم شما همینجا تو سالن اجرا بمونید یا اگ خواستین بیاین اتاق مسعود
مامانم: مسعود کیه دیگه
من: مامان میکاپ آرتیسته
مامانم: همون ک بهش میگی مسوتی؟
من: اره مامان😂...
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پست امیر
کپشن:
یادم رفت🤦♂️
پخشش کنیم⁉️🤔
@amirmilad_nikzad
@moein_bellezza
@nakisaniaz
'𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
@macanstunning
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
#پست امیر کپشن: یادم رفت🤦♂️ پخشش کنیم⁉️🤔 @amirmilad_nikzad @moein_bellezza @nakisaniaz '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏
مخاطب شعرش اصلااا رهام نیستا اصلا😂🙂
میگن امشب رهامیر برای ظبط شباهنگی میرن و بزودی پخش میشه
+این خبرو تایید نمیکنم
'𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
@macanstunning
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
#پست امیر کپشن: یادم رفت🤦♂️ پخشش کنیم⁉️🤔 @amirmilad_nikzad @moein_bellezza @nakisaniaz '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏
قابل توجه دوستان عای مقاره قد بلند دوست میداره😔😂👍
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاااااالییییی🤣🤣🤣🤣🤣🤣
'𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
@macanstunning
کیا منتظر پارت بعدین؟
پارت بعدی دست پرنیاست هنوز نزاشته بیاین برین فشش بدین
@Parniya_org