𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۴۰ در اسانسور باز شد و وارد بک استیج شدیم اقای رعیتی داشت از رهامیر عکس میگرفت و رهامیرم
فصل۳
#پارت۴۱
بعد خیلی زود بغل سنفرمون تموم شد و یکی یکی بغلشون کردم
من: خیلی دوستون دارم بشهای منن🥲
امیر: منممم همینطور مامان شماره n ام من😂
من: نه دیگهههه من حداقل بشم مامان دومتت یا سومتت
امیر: مامان سومم باش چون خالم بعد مادرم حکم مامانو داره برام
من: باشهههههه
مائده: پس من چی؟😐
امیر: تو بشو مامان چهارمم
مائده: باشه😂
رهام: خب میزارین منم حرف بزنم یا چی؟
امیر: چی میخای بگیی مگه
رهام: هیچی میخاستم بگم خدافظ مامان کوشولوی من🥲
من: ژلژلنطنیتبژبتیتبطنب یک تبط
مائده: خب هم اکنون پری رو از دست دادیم نوبت منه حالا
مائده هم جفتشونو بغل کرد و گفت
مائده: به امید دیدار پسرای گشنگمم🥲
رهام: به امید دیدار ماهی مهربون:)
امیر: و ماهی پایه مسخره بازیامونن:)
من: این خداحافظیامون چقد سخته ولی..
رهام: خیلی واقعا
مائده: خب دیگه جدی خدافظظ
من: خدافظظ
رهامیر: خدافظظ
و رفتیم سوار آسانسور شدیم دست تکون میدادیم بهم و تا وقتی که درش بسته بشه نگاشون کردم..
اخرین لحظه ها..
همیشه این لحظه هارو هم دوست داشتم و هم بدم میومد
دوست داشتم چون یه بهونه ای میشد تا بتونم احساساتمو به پسرا بروز بدم و بغلشون کنم
بدم میومد چون دیگه بعدش فاصله ها و دوری بود تاااا کنسرت بعدی
هوفففف
مائده: پری بنظرت اونام مث ما دلشون تنگ میشه؟
من: نمیدونم شاید.. البطه نه اندازه ما:)...
پایان فصل سوم.
حرف؟سوال؟
سوال:سوال
اگ سوال ب ذهنتون نمیرسه بزنید رو اون تاس خودش سوال میده
https://ngli.ir/212772572991
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
هم اکنون سراسر فندوم منتظر حرکتی از رهام. '𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂' @macanstunning
وقتی تو قم زیبا نشستی ببینی تعطیل میشه یا نه:🤣
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
وقتی تو قم زیبا نشستی ببینی تعطیل میشه یا نه:🤣
دقیقا عکسشو از همونجا برداشتم😂