eitaa logo
arc
202 دنبال‌کننده
34 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
نجاتدهندم
او می‌خندید و تن من انگار به درّه‌ای می‌افتاد، شبیه ریخته شدن قطار از روی خطوط، تکه تکه می‌مردم.
arc
گاهی‌ اوقات وقتی شب از راه میرسید، نمی‌تونستم بخوابم. تو تاریکی دراز می‌کشیدم و نمی‌تونستم ترس و فشا
گاهی فکر می‌کنم شاید درد بخشی از من شده، چیزی که نمی‌خواد بره، یا شاید چیزی که بدونش دیگه نمی‌دونم کی‌ام. بعضی شب‌ها فقط خیره می‌شم به سقف و به لحظه‌هایی فکر می‌کنم که هنوز امید داشتم، وقتی فکر می‌کردم فردا بهتره، وقتی باور داشتم که همه‌چیز یه روز‌ درست می‌شه. اما حالا؟ فقط سکوت و تاریکی مونده. یه حس مبهم که بین ترس و خستگی معلقه. با این‌حال، یه گوشه‌ی ذهنم هنوز زمزمه‌ی کوچیکی هست، یه صدای آروم که می‌گه شاید هنوز بشه نفس کشید، شاید هنوز بشه دوباره شروع کرد.
1:23
8 May 2026 , The best rainy Friday
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
arc