سر زنگ ریاضی بغل سارا نشسته بودم چون کاربرگ نداشت تو جلسات قبل من خیلی نشون دادم ریاضیم خوبه و اینا(سوالات رو درست جواب میدادم مسئله هارو به روشی حل میکردم که هنوز یاد نگرفته بودیم و اینا) بعد به سارا گفت اینو اینطوری نبین ریاضیش خیلی خوبه (تا چند ثانیه قبل داشتم طراحی میکردم زیر میز 🤣) بعد سارا گفت آره خانم دفتر رفتنش هم خیلی خوبه ماشاالله تو این ده سالی که میشناسمش کلا دفتر بوده و من بهش یه لبخند ملیححح زدم از اون لبخندهایی که میگه به حضرت عباس الان میام جرت میدم 🤣 بعد دبیر ریاضی ماهم پشماش ریخته بود گفت فکر میکردم فقط یکم شیطونی (آره آره سالی دوبار برای اذیت کردن معلما و حرف زدن سر کلاس و کرم ریختن و از در و دیوار بالا رفتن از تعهد میگرفتن) بعد این دبیر ماهم نمیدونست سارا همکلاسی سال های پیش منه و خب بلاخره رفت و من دوباره به نقاشی دیگه داشتم میکشیدم که گفت برم پای تخته سوال حل کنم (اینطوری بودم که بیخیال ترو قرآن ) و رفتم و آقا درست بود و از اول کلاس تا آخر کلاس فقط با سارا میخندیدم و از خنده جر میخوردم
فردا ساعت دوازده و نیم کلاس دارم و تو این چند روز سر جمع هشت ساعت خوابیدم
هدایت شده از زیر בرخت آلبالوے هاگزمیـב
839.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی تا ابد عاشق شیپ این دو نفر میمونم😭✨🛐
𝕁𝕌𝕊𝕋 𝕁𝕆𝕀ℕ:https://eitaa.com/Hagzmi ☆