حیفبودیمعزیزمن ، تلاشگربودیم ، شجاع ، جسور ، پرازرویا ،
غمگیناماامیدوارجوانیِمامفتچنگاینحرامزادههاشد ..
منتورادوستداشتمدرروزهاییکهمسئلهی
مازندهماندنبود ، نهعاشقبودن .
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت ،
آنچه در خواب نرفت ، چشم من و یاد تو بود . .
𝖲ᥙ𐓣b𝗈̱𐑩ᥒ
Only وستا can fix me .
مردم برات دخترخانوم .
همهچۍبعدتوشدهٔشروع ، بࢪۍتوکلمنمیرهٔفࢪو .