بچه که بودم به آدمای بی پروا حسودی میکردم
بی پروا گفتن احساسات
بی پروا دوست داشتن بقیه
بیپروا زندگی کردن حس آزاده هارو میدن
بزرگتر که شدم دیدم نمیتونم هیچوقت بی پروا باشم
چون همیشه یه چیزی هست که من و توی قفس کنه
Sun
بچه که بودم به آدمای بی پروا حسودی میکردم بی پروا گفتن احساسات بی پروا دوست داشتن بقیه بیپروا زن
از کلش بی پروا دوست داشتن غریبه ها و بی پروا حساسیت زیاد داشتن برام مونده
Sun
فکر کنم زیادی راجبت باهاش صحبت کردم.
شیطان لازم نبود دنبالم بیاد کافی بود با صدای اون در بزنه
خودم در و براش باز میکردم😂✨
من نه به تقدیر اهمیت میدم نه اون ک☀️کشای دورت
تو مال منی توی هرجهانی ،هر زمانی ،هر مکانی