اهمالʕ •ᴥ•ʔ
فکر کردم دیگه نهایت شش باشه
کاش میزدم رو استپ همه تستامو میزدم
بعد که تستام تموم شد دوباره به زندگی ادامه میدادیم
سه روز گذشته یه عده نماز باران خوندن و روزه گرفتن
وحشتناک بارون اومده
تأثیرش رو آنی دیدیم
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
سه روز گذشته یه عده نماز باران خوندن و روزه گرفتن وحشتناک بارون اومده تأثیرش رو آنی دیدیم
اینجا روزه کله گنجشکی میگیرن پس
یه غلطی کردم گفتم راننده اسنپ مهربون میخوام
الان این دیگه ول نمیکنه 😐
هی حرف میزنه هی سوال میپرسه
دوباره من ایگنور میکنم دوباره هی میپرسههه
به مامانم گفتم من بچه ها رو تا سنی دوست دارم که از خودشون اراده نداشته باشن تا نتونن حرف گوش ندن
گفتش الان تو برده اونایی یه گریه کنه شش ساعت بغلش میکنی غذا میدی بهش ماساژش میدی
و واقعا هم راست میگفت😐😐😐!
تا حالا از این بعد نگاه نکرده بودم
مامانم میگه بچه های ریاضی همش فرمولی و یه خطی نگاه میکنن
حالت «حقیقت یک چیز است و وقتی آن را پیدا کردم دیگر نمیگردم و مستبدانه نظرم رو تحمیل میکنم»
ولی بچه های انسانی از چند جهت نگاه میکنن و خودشون حرف خودشون رو نقض میکنن
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
هه ما خیلی خفنیم 😏
عوضش ما قوانین رو کشف میکنیم یکم زندگی به ثبات برسه👄
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
عوضش ما قوانین رو کشف میکنیم یکم زندگی به ثبات برسه👄
عوضش ما بدون چهارچوب های دیوونه کننده زندگی میکنیم