همه کاری میکنی
باهاش حرف میزنی
باهم دیگه بیرون میرین
همه چی
هرکاری که دوستا با هم میکنن
ولی
دوستیتون درست به نظر نمیاد
از بیرون که نگاه میکنی خوبه
حتی عالیه
ولی تو اونجوری که باید حس نمیکنی
و اینقدر دوستش داری که حتی نمیتونی بهش بگی
فقط همینجوری به خوشگذرونی ادامه میدی تا وقتی که اون یه چیزی بگه
تا همه حرفای دلتو بریزی رو میز و بهش بگی
ولی وقتی یه نفر
یه اصطلاحی ازش به کار میبره
یه دفعه یادش میوفتی
همه چیز مثل یه فیلم از جلوی چشمت رد میشه