eitaa logo
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
65 دنبال‌کننده
988 عکس
85 ویدیو
2 فایل
تمایل به انجام ندادن کار های ناخوشایند اما ضروری🍓 باهامون حرف میزنین؟ *-* https://harfeto.timefriend.net/16626697937147
مشاهده در ایتا
دانلود
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
چقدر زیبا شده
زهرا بوی انار میده
بوی مربای گل سرخ میده
از افرادی که وقتی دارم راجع به حیوون خونگی صحبت می‌کنم میگن «تو که می‌دونی آخرش می‌میره مگه نه؟» متنفرم از ته ته قلبم متنفرم
خب چرا تمام رویاهای منو خراب می‌کنین
امروز شش ساعت کامل عربی خوندم و چی نصیبم شد؟ یه مغز خالی از عربی و یه جمعه تلف شده
امروز واقعا باید ۷۲ ساعت باشه
حتی اگه ۲ ساعت به کارای جانبی اختصاص بدم بازم وقت کمه
ینی چی این همه کار
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
امروز واقعا باید ۷۲ ساعت باشه
وای آره شنبه خیلی روز سخت و شلوغیه
بین اینکه «فکر نکنه من با همه اینجوریم» و «فکر نکنه من تحویلش نمی‌گیرم» گیر کردم
هدایت شده از "Out of the blue"
اولین بار که اومدم ایتا ، خیلی فضای غریبه ای داشت واسم حتی نمیتونستم توش بمونم.. واقعا یطوری بود نه کسیو میشناختم نه چیزی تو سه چهارتا کانال جوین بودم اولین کانالی که جوین شدم نون خامه ای بود اونموقع فکر میکردم ادمینش خیلی خفنه گروهی نداشتم تنهای تنها بودم که بعد از ۴ ماه کم کم با بچه های مافیا دوست شدم دیگه تو ایتا راحت شده بودم تند تند آنلاین میشدم که به بچه ها سر بزنم اگه نبودن دلم براشون تنگ میشد.. ما تو یه گروه دیگه باهم آشنا شده بودیم تا اینکه آرام یه گروه جدا زد ″ سالن مخفیِ مافیا ″ مافیا شد برامون مثل تخت خواب در تمام طول روز هرچی که میشد میدوییدیم تو گروه حرفای زیادی برای گفتن داشتیم علایقمون رو باهم به اشتراک گذاشتیم ناراحتی هامون رو خوشحالی هامون رو.. وسط همه ی اینا ، یکی از بچه هامون دیلیت اکانت زد هممون ناراحت بودیم انگار که یکی از عضو های خانوادمون نیست جای خالیش تا مدتها حس میشد.. در واقع هنوز هم.. تو تمام این مدت در کنار هم بودیم و مراقب هم حالمون که خوب نبود با حرف زدنای بچه ها خوب میشد مافیا مکانی امن برای هممون بود. ادمین نون خامه ای که فکر میکردم خیلی خفنه ، باهام دوست شده بود و این چیز جالبی بود برام اون اولاش خیلی باهم دعوا میکردیم بنا به دلایلی و اصلا باهم کنار نمیومدیم حتی فکرشم نمیکردیم طوری بشه که انقدر باهم دوست بشیم آرام همونه که با دلایلی که میاره همیشه آدمو قانع میکنه نادیا پایه همه کثافت کاریاس و در هر شرایطی آدمو میخندونه عصبی که عضو خفن ماست و فقط اونه که از پس نادیا بر میاد زینب که مامان مافیاست و همیشه حواسش به همه هست دکمه که ایگنور نکننده ترینِ در اکثر مواقع و کوشولوی ماعه نسترن که اوایل فکر میکردیم یه خانم دانشجوعه که وقت نداره پیام بده عاطفه و نیکی که ویس میدن و توش میخندن صادق که مسئولیت پذیر ترینه و مسئول پیدا کردن هر عکس و یا فیلمه مهسا که کیوت گوگولیه ولی هیچوقت قبولش نمیکنه یسرا که هر از چند گاهی باهامون قهر میکنه و اعتصاب میکنه که دیگه پیام نمیده ولی چند دقیقه بعد یچیز بامزه یادش میوفته و میاد تعریف میکنه زارا که ادمین خفن نون خامه ایه و قلم فوق العاده ای داره پرنیان که عضو مسکوت مافیاست و زیر هزار تا پیام داره :/ و اما من.. رکورد دار در بالاترین تعداد پیام که کسی به گرد پامم نمیرسه من همونی بودم که اولاش خجالت میکشید پیام بده . بعضی وقتا شبها میرفتیم عملیات سری.. عملیاتی بود که فقط خودمون میدونیم چیکار میکردیم و خیلی خوش میگذشت انقدر تا نصفه شب میخندیدیم که هممون دلدرد میگرفتیم و بخاطر اینکه صدامون جایی نره مجبور بودیم پتو رو گاز بگیریم درواقع مافیا عین یه اتاق گرم و صمیمیه که هممون دور یه میز نشستیم و پیامای بقیرو فوروارد میکنیم و درمورد همه چیز اظهار نظر میکنیم و در این میان مهسا به بعضیامون چشم غره میره و سریع خودمونو جمع میکنیم و ماییم که مافیا رو تشکیل دادیم.. مافیایی مخفی از دید بشریت! و امروز.. ۱۰ ماه و ۲۰ روزه که ما همدیگه رو میشناسیم و ۸ ماه و ۲۲ روز میشه که مافیا به وجود اومده :)) مرسی از همتون که هستید بچه ها💙 - ۱۴۰۰/۱۱/۹ شنبه