eitaa logo
نسل آفتاب
1هزار دنبال‌کننده
16.7هزار عکس
8.3هزار ویدیو
202 فایل
تنها رسانه مستقل کانال اصلی کپی کلیه مطالب آزاد است حرف دلتان رو به صورت ناشناس بفرستید https://harfeto.timefriend.net/17322071138633
مشاهده در ایتا
دانلود
گفت؛ فردا توبه می‌کنم خوابید و دیگر بیدار نشد در این روزهای پرفیض رمضان گه گاهی استغفرالله استغفرالله استغفرالله خدایا ببخش گناهانی که نمی‌دانیم که چه کرده‌ایم ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration
آیه قبل از آیت‌الکرسی چی میگه آیه ۲۵۴ سوره بقره: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ‌ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از آنچه به شما روزى داده‌ايم انفاق كنيد، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه نه خريد و فروشى در آن است و نه دوستى و نه شفاعتى، و (بدانيد كه) كافران همان ستمگران هستند. (كه هم به خود ستم مى‌كنند وهم به ديگران.) تا دیر نشده، برای صدقه، وقف، ضیافت، ولیمه، هدیه، عقیقه، قربانی، بخشش و... اقدام کنید، شاید فردا وجود برای ما نداشته باشد ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration
شرکت بزرگی، کارمندان خود را به همراه همسرانشان، به تور بازدید از دریاچه‌ای می‌برد که پر از تمساح است رئیس شرکت برای تفریح و سرگرمی، می‌گوید هر کس بتواند داخل آب پریده و خود را به ساحل دریاچه برساند یک میلیون دلار جایزه می‌گیرد و اما اگر خوراک تمساح‌ها شود، یک و نیم میلیون دلار به ورثه می‌رسد در حالی که به ذهن هیچ یک از کارمندان این ریسک خطرناک نمی‌رسید، ناگهان همه می‌بینند که یک نفر پریده و نفس زنان و با شتاب و سرعت و در حالی که تمساح‌ها در تعقیبش بودند، سالم به آخر دریاچه می‌رسد آن کارمند بدبخت فلک‌زده سابق، حالا میلیونر شده و در بین خانواده و بستگان، سرشناس می‌شود در پایان کار، مردم از او سؤال می‌کنند نترسیدی خوراک تمساح شوی او می‌گوید قصد پریدن در آب نداشته بلکه همسرش از پشت اورا هل داده می‌گویند شاید از آن واقعه به بعد بود که این مطلب سر زبان‌ها افتاده که: پشت هر مرد مؤفقی، یک زن هست ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration
در حالیکه توجه جهان معطوف است به وضعیت اوکراین، دولت انگلستان بی سر و‌ صدا اطلاعاتی را منتشر کرده است که تأیید می‌کند افراد کاملا واکسینه شده ۹۲ درصد از مرگ‌های مربوط به کووید-۱۹ در ماه مارس را تشکیل داده‌اند. «کووید دیگر روی واکسینه نشدگان اثر نمی‌گذارد، اما میان کسانی که سه دز تزریق کرده‌اند افزایش چشمگیری دارد، و ۹۲ درصد مرگ‌های ناشی از کووید در ماه مارس در میان افراد کاملاً واکسینه شده بوده، که ۸۲ درصد از آنها بوستر هم دریافت کرده‌اند»: https://dailyexpose.uk/2022/04/12/distracted-boris-kyiv-fully-vaccinated-92-percent-covid-death اما انتظار نداشته باشید این اخبار روی مسئولانی که خودشان در تولید و یا واردات و تزریقات واکسن ذینفع هستند اثری بگذارد. بازگویی این اخبار برای مردم است تا هوشیار شوند. ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی نروم جز به همان ره که توام راهنمائی همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم همه توحید تو گویم که به توحید سزائی تو زن و جفت نداری، تو خور و خفت نداری احد بی‌زن و جفتی، ملک کامروایی نه نیازت به ولادت، نه به فرزندت حاجت تو جلیل‌الجبروتی،‌ تونصیرالامرایی تو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمی تو نماینده فضلی، تو سزاوار ثنائی بری از رنج و گدازی، بری از درد و نیازی بری از بیم و امیدی، بری از چون و چرائی بری از خوردن و خفتن،‌ بری از شرک و شبیهی بری از صورت و رنگی، بری از عیب و خطائی نتوان وصف تو گفتن که در فهم نگنجی نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی نبُد این خلق و تو بودی، ‌نبود خلق و تو باشی نه بجنبی نه بگردی، نه بکاهی نه فزایی همه عزی و جلالی، همه علم و یقینی همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی همه غیبی تو بدانی، ‌همه عیبی تو بپوشی همه بیشی تو بکاهی، همه کمّی تو فزایی احدٌ لیس کمثله، صمدٌ لیس له ضدّ لِمَنْ المُلک تو گویی که مرآن را تو سزایی لب و دندان سنائی همه توحید تو گوید مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی
۲۵ فروردین ماه روز بزرگداشت عطار نیشابوری گرامی باد نسل آفتاب
Alireza Eftekhari ~ Music-Fa.Comنسل آفتاب.mp3
زمان: حجم: 6.6M
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش بر در دل روز و شب منتظر یار باش دلبر تو دایما بر در دل حاضر است رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش دیدهٔ جان روی او تا بنبیند عیان در طلب روی او روی به دیوار باش ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفس پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال لیک تو باری به نقد ساختهٔ کار باش در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن تو به یکی زنده‌ای از همه بیزار باش گر دل و جان تو را در بقا آرزوست دم مزن و در فنا همدم عطار باش نسل آفتاب
از نماز جز ایستادگی تن ندیدم و از روزه جز گرسنگی ندیدم آنچه مراست از فضل اوست نه از فعل من نسل آفتاب
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویژه ماه مبارک رمضان تفسیر روایی آیه مرتبط با امام زمان علیه‌السلام ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اگر مراجع تقلید، مخالف «مدرنیته» و «مشروطه» و «مدرسه‌های جدید» شوند و موضع خود را اعلام کنند، مردم و نخبگان چه بلایی سر آنها می‌آورند؟ بخوانید تا بدانید روایتی غریب و سوزناک از وقایع بعد از شهادت شیخ فضل‌الله نوری (۹ مرداد ۱۲۸۸)، کیفیت غسل و کفن و دفن در اثر تلاطم و طوفان یک مرتبه طناب از گردن آقا پاره شد و نعش به زمین افتاد جنازه را آوردند توی حیاط نظمیه مقابل در حیاط روی یک نیمکت گذاشتند جمعیت کثیری ریخت توی حیاط محشری برپا شد مثل مور و ملخ از سر و کول هم بالا می‌رفتند همه می‌خواستند خود را به جنازه برسانند دور نعش را گرفتند و آنقدر با قنداق تفنگ و لگد به نعش زدند که خونابه از سر و صورت و دماغ و دهانش روی گونه ها و محاسنش سرازیر شد هر که هر چه در دست داشت می‌زد آنهایی هم که دستشون به نعش نمیرسید تف می‌انداختند به همه مقدسات قسم که در این ساعت گودال قتلگاه را به چشم خودم دیدم یک مرتبه دیدم یک نفر از سران مجاهدین مرد تنومند و چهارشانه بود وارد حیاط نظمیه شد غریبه بود جلو آمد بالای جنازه ایستاد جلوی همه دکمه‌های شلوارش را باز کرد و روبروی اینهمه چشم شُر شُر به سر و صورت آقا شاشید تحویل جنازه عده‌ای از صاحب نفوذها یپرم ارمنی را از عواقب سوزاندن نعش شیخ و تحویل ندادن می‌ترسانند یپرم راضی می‌شود و می‌گوید: بسیار خوب ... به نظمیه تلفون کنید که لاشه را به صاحبانش رد کنند. سه نفر از بستگان شیخ شهید و سه نفر از نوکرهایش توی آن تاریکی توپخانه در گوشه‌ای با یک تابوت منتظر تحویل جنازه بودند آقا لخت و عور آن گوشه همینطور افتاده بود لااله‌الاالله جنازه را در تابوت گذاشتیم و با دو مجاهد ما را راهی کردند جنازه را وارد حیاط خلوت خانه شیخ کردند شیخ ابراهیم نوری از شاگردان شیخ جنازه را غسل داد بعد کفن کردیم و بردیم در اطاق پنج دری میان دو حیاط کوچک پنهان کردیم سر مجاهدها را گرم کردیم بعد تابوت را با سنگ و کلوخ و پوشال و پوشاک پر و سنگین کردیم یک لحاف هم تا کرده روی آن کشیدیم تابوت قلابی را با آن دو نگهبان سر قبر آقا فرستادیم متولی قبرستان که در جریان بود مثلاً نعش را دفن کرد و آن دو نگهبان با تابوت به نظمیه برگشتند صبح اوستا اکبر معمار آمد و درهای اطاق پنج دری را تیغه کردیم و رویش را گچ‌کاری کردیم دو ماه بعد از شهادت شیخ در اتاق پنج دری را شکافتیم جنازه در آن هوای گرم همانطور تر و تازه مانده بود جنازه را از آنجا برداشتیم و به اتاقی دیگر آن سوی حیاط منتقل کردیم و دوباره تیغه کردیم کم‌کم مردم فهمیدند که نعش شیخ نوری در خانه است می‌آمدند پشت‌دیوار فاتحه می‌خواندند و می‌رفتند از گوشه و کنار پیغام می‌دادند امامزاده درست کردید؟ ۱۸ ماه از شهادت شیخ گذشته بود بازاری‌ها بخیال می‌افتند دیوار را بشکافند و جنازه را برداشته دورشهر بیفتند و وااسلاما و واحسینا راه بیندازند پیراهن عثمان برای مقصد خودشان حاج میرزا عبدالله سبوحی واعظ می‌گوید یک روز زمستانی خانم شیخ مرا خواست دیدم زار زار گریه می‌کند گفت دیشب مرحوم آقا رو خواب دیدم که خیلی خوش و خندان بود ولی من گریه می‌کردم آقا به من گفت گریه نکن همان بلاهایی را که سر سیدالشهدا آوردند، سر من هم آوردند، اینها می‌خواهند نعش مرا در بیاورند زود آن را به قم بفرست همان شب تیغه را شکافتیم و نعش را در آوردیم، با اینکه دو تابستان از آن گذشته بود و جایش هم نمناک بود اما جسد پس از ۱۸ ماه همانطور تر و تازه مانده بود فقط کفن کمی زرد شده بود به دستور خانم دوباره کفن کردیم و نمد پیچ نمودیم به مسجد یونس خان بردیم و صبح به اسم یک طلبه که مرده آنرا با درشکه به امامزاده عبدالله بردیم و صبح جنازه را با دلیجان به طرف حضرت معصومه حرکت دادیم شیخ شهید در زمان حیات خود در صحن مطهر برای خودش مقبره‌ای تهیه کرده بود و به سید موسی متولی آن گفته بود این زمین نکره یک روز معرفه خواهد شد نزدیک قم کاغذ به متولی نوشتیم که زنی از خاندان شیخ فوت کرده می‌خواهیم در مقبره شیخ دفنش کنیم و به هادی پسر شیخ سپردیم در هنگام دفن جلو نیاید تا فکر کنند واقعاً میت زن است و قضیه لو نرود شب جنازه در مقبره ماند صبح خیلی سریع قبری به حد نصاب شرعی کندیم و با مهر تربتی که خانم داده بود جنازه را درون قبر گذاشتیم نعش پس از ۱۸ ماه کمترین بوی عفونتی نداشت و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون این آیه‌ای است که روی قبر شهید حاج شیخ فضل‌الله نوری نوشته شده است کتاب سرّ دار به قلم تندرکیا نوه شیخ شهید صفحه ۵۲ - ۷۲ ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration