آزادی یعنی فقط من و امثال من
"جان استوارت میل" معروف به فيلسوف آزادی، ۳۵ سال در کمپانی هند شرقی مشغول بود
از ۱۷ سالگی کمپانیای که نماینده انگلستان در استعمار هندوستان بوده و با به جان هم انداختن مهاراجههای هندو و مسلمانانی گورکانی، هندوستان را از تسلط مسلمانان در آورده و با بروز اختلافات مهاراجهها و حکومت صفوی، باعث ناامن سازی مسیر تاریخی تجاری ابریشم شدند و رفتهرفته به تعطیلی کشانده شد تا خودشان را با جایگزینی تجارت دریایی، حاکم اقتصادی دنیا کنند
جان استوارت میل، در نوشتههای مختلفش از جمله درباره آزادی، تفاوتی بنیادین میان انسانهای بربر [یعنی انسانهایی وحشی که در مستعمرات زندگی میکنند] و انسانهای متمدن قائل میشود
گویا آزادی کالایی اختصاصی است که اینها تنها خود را لایق به داشتن آن میدانند و این "خود" یعنی انسان سرمایهدار
برگرفته از کتاب افسانه بازار آزاد
نسل آفتاب
شما که سرکشی میکنید در همه وزارتخانهها و ادارات، توجه به این معنا داشته باشید که با مردم، اینها چه میکنند
یکی از امور مهمه این است که ما نباید مثل سابق باشیم که اگر یک بیچارهای میخواهد مراجعه کند به یک ادارهای، به یک رئیس ادارهای، آن قدر اشکالتراشی و آن قدر فساد باشد و بالاخره هم [هی بگوییم:] امروز برو، فردا بیا، فردا برو، پس فردا بیا، این طور چیزها
اگر افرادی در آنجا هستند که این طور با مردم معامله میکنند، شما بدانید که اینها میخواهند ناراضی درست بکنند؛ [مثلًا،] یک کسی آمده، یک کاری دارد، کار جزئی هم هست، [دائم میگویند:] برو سر آن میز، آن برو سر آن میز، آن برو سر آن میز، آن کارهایی که سابق میکردند، اگر شما در ادارات دیدید یک همچو چیزی هست، باید به آنها تنبه بدهید، ارشادشان کنید که این کارها، کارهای اسلامی نیست
اگر تکرار کردند، آنها را هم باید کنار بگذارید
امام خمینی رحمةاللهعلیه؛ ۱۴ شهریور ۱۳۶۱
یکی از مسئولین اطلاعات قم میگفت طرف را گرفتیم به جرم جاسوسی
کارمند بود
گفتیم مسئولیتت چه بود؟
گفت هیچی
فقط هر نامه و درخواستی میآمد شش ماه در کشو میزم نگه میداشتم
نسل آفتاب
استانداردهای آموزش اقتصادآمریکا
استانداردهای ۲۰گانهای که قرار است انسان اقتصادی مورد نظرشان را تربیت کند
و این پارادوکس را بیپاسخ میگذارند که بالاخره با روش پوزیتیویستی به انسان نگاه کرده و نظریهپردازی میکنند یا انسان مورد نظرشان را میسازند؟
در حقیقت آمریکاییها وقتی دیدند بین نظریات اقتصادیشان که مبتنی بر ایدئولوژی لیبرالیستی و ماتریالیستی بود و انسانی که در جامعه مشاهده میکردند فاصله زیادی وجود دارد به جای اینکه نظریاتشان را اصلاح کنند انسانشان را عوض کردند
ارزشهای انسانی را به ضدارزش تبدیل کردند و…
بعد از مدتی هم این استانداردها را بینالمللی کردند و چیزی شبیه سند ۲۰۳۰ در حوزه اقتصاد شد
یعنی تلاش کردند در تمام دنیا همان نگاه اقتصادی را فراگیر کنند
این پارادوکس بزرگتری بود
یعنی حتی به تفاوتهای نژادی و محیطی و تاریخی و فرهنگی و… هم احترام نگذاشتند
همهی این رفتارهای آمریکا ذیل تفکر globalization (جهانیسازی) اتفاق میافتد
تفکری که کاملاً ایدهآلیستی است و برعکس ادعای آزادی، در جهت به اسارت درآوردن انسان است
شیاطین انسی میخواهند بر جهان حکومت مطلق داشته باشند و در این راستا باید همه را از بندگی خدا "آزاد" کنند
انقلاب اسلامی در مقابل این جریان قد علم کرد و اکنون تنها مانع در مقابل شیطانیسازی جهان چیزی نیست به جز نظام مقدس جمهوری اسلامی
برای رفع این مانع تلاشهای بسیاری کردند و یکی از تلاشهای مهم آنها تربیت کسانی است که به آن نظام شیطانی و آن تفکر الحادی اعتقاد دارند
اساتید دانشگاهی که پشت نقاب "علم" پنهان میشوند و وظیفه آموزش اقتصاد لیبرالیستی را بر عهده دارند
کسانی که نه تنها در دانشگاه که حتی در تمام رسانههای رسمی و غیررسمی #نفوذ کردهاند و برای تمام مخاطبین از کودکان تا بزرگسالان برنامه آموزش اقتصاد دارند
امام خمینی رحمةاللهعلیه:
این یک وابستگی فکریست که انسان ازمکتب خودش دست بردارد برود سراغ مکتب دیگران
ازاقتصاد خودش دست بردارد برود سراغ اقتصاددیگران، اقتصادخودش را اصلًا نظر نکند، نفهمدکه چیست، مثلًا #اقتصاد_اسلامی چیست اینها اصلًا نمیدانند، ازشان بپرسید که اقتصاد در اسلام چیست اصلًا نمیدانند
امروز كه به اصطلاح عصر تمدن و ترقى و عصر پيشرفت است، #عصر_شيطان هاست شما در سرتاسر دنيا اگر چنانچه ملاحظه كنيد، دنيا در دست شياطين است، استثنايش بسيار كم است
اينها با آن حيلههاى شيطانى و با آن ابزار شيطانى كه دارند، همه جا را قبضه كردهاند و در مقام پيشرفت هم هستند
در مقابل يك همچه توطئه عظيم و يك همچه شيطانهاى تعليمديده و شيطانهاى عصر تمدن، بايد انسانها قيام كنند بايد انسانها همانطورى كه انبياى عظام و اولياى خدا قيام كردند و جانفشانى كردند، در اين عصر هم شما، ما، روحانيون، ملتها، ستمديدههاى تاريخ بايد قدعلم كنند و جلوى اين شياطين بايستند
نسل آفتاب
#امام_خمینی رحمةاللهعلیه
زیربنا اقتصاد نیست، برای اینکه غایت انسان، اقتصاد نیست
انسان زحمتش برای این نیست که فقط شکمش را سیر کند؛ یا جوانهایش را بدهد شکمش سیر بشود، حرف است اینها
از اینجا تا لا نهایت انسان هست
دیگر انسان مردنی نیست، انسان تا آخر هست
و برنامه اسلام این است که این انسان را جوری کند که هم اینجا صحیح باشد و هم آنجا صحیح باشد
راه مستقیم؛ نه طرف شرق؛ نه طرف غرب
صراط مستقیم، یک سرش اینجاست؛ یک سرش هم لا نهایت
سخنرانی در جمع کارکنان پخش رادیو
(نقش رادیو و تلویزیون در جامعه)
۱۷ شهریور ۱۳۵۸
نسل آفتاب
#اربعین
کسی نمیتواند به این ترتیب همه قشرهای موجود در هر جا را، از یک ملتی، از بچههای کوچک و تا پیرمردهایشان و دانشجویشان، با افکار متعددهای که اینها دارند و با ایدههای مختلفی که دارند، همه را تحت یک مطلب بیاورد، این نمیشود الّا اینکه دست غیبی در کار است
امام خمینی رحمةاللهعلیه، ۳۰تیر۱۳۵۸
نسل آفتاب
چند روز پیش همراه با دوستانم مشرف شدیم به حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام
موقع شروع نماز متوجه شدیم که فرشها به وسیله علی اکبر انصاری وقف شدهاند
همان کسی که با خلق پول از هیچ و تأسیس پروژههایی چون ایرانمال از طرفی سرمایه کلان را برای عدهای قلیل فراهم نموده است و از طرفی دیگر تورم حاصل آن را وارد سفرههای مردم نموده است
بعد از صحبت با دوستانم و تشریح فعالیت علی اکبر انصاری به اتفاق از روی فرش بلند شده و بر روی سنگ حرم نماز خواندهایم
نسل آفتاب
حضرت آقا: آقایی دلار رو بشکنید
نئولیبرالها: اینها توهم اقتصاد بدون دلار دارند
حضرت آقا: نگذارید کانالهای تلگرامی قیمت دلار را مشخص کنند، و صنایع مادر محصولاتشان را به دلار بفروشند
نئولیبرالها: به آقا اطلاعات غلط میدهند، نظر کارشناسی ما با آقا تفاوت دارد
داشتن نظر کارشناسی متفاوت که اشکالی ندارد
حضرت آقا: در امور مختلف منجمله همین حذف ارز ۴۲۰۰، همیشه یک پیوست تبلیغی رسانهای برای آگاهسازی مردم داشته باشید
نئولیبرالها: ای تندروهای از ولایت جلو زده… دیدید نظر آقا همان نظر ما بود؟ دیدید آقا با حذف ارز ۴۲۰۰ موافق بود؟ بروید به جهنم ای مارکسیستهای مدعی اقتصاد اسلامی
رفقا به این میگن استفاده ابزاری از امام جامعه
و چه کشید علی از دست این جماعت
نسل آفتاب
کسانی که در مقابل حرف ولیّ جامعه از واژه علم استفاده میکنند هنوز از ابتدائیات علوم اجتماعی درک درستی ندارند
وقتی از درستی و غلط بودن یک سیاست صحبت میکنیم یا از لازم بودن و خوب بودن آن حرف میزنیم اساساً بحث در حوزه مبانی ارزشی و عدالت است نه گزارههای اثباتی
اینکه یک سیاست به دلائل مختلف اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و… "خوب" ارزیابی شود هیچ ربطی به تعریف رایج از علم ندارد
اساساً نظریه عدالت است که اینجا ورود میکند و میگوید فلان سیاست درست بوده یا غلط و آن را ارزشگذاری میکند
حال سؤال این است که در مورد "تشخیص حکم عدالت" چه کسی نظرش ملاک است؟
من؟ شما؟ کسی که اقتصاد متعارف خوانده؟ کسی که اقتصاد سوسیالیستی را پذیرفته؟ کسی که سیاست خوانده؟ فقیه؟ یا…؟
پاسخ هیچکدام است
قطعاً تنها مرجع تشخیص دهنده حکم عدالت در مسائل اجتماعی ولیّ جامعه است ولاغیر
اساساً وقتی شما در صدد توجیه خوب بودن یک سیاست اقدام میکنید در حال بیان نظر خود در چارچوب نظریه عدالتی هستید که پذیرفتید
برای این توجیهات ممکن است از برخی گزارههای اثباتی استفاده کنید که باز هم این گزارهها دور از دسترس ولی جامعه نیست و احتمالاً بهتر و بیشترش وجود دارد
و البته اتصال این بحث با نظریه عدالت اسلامی ضرورت رجوع به ولی فقیه را قطعاً به اثبات میرساند
از طرف دیگر در همتنیدگی نظامات اجتماعی عدم اکتفاء به رجوع به متخصص یک رشته (مثل اقتصاد) را ضروری میکند
و شاید مهمتر از همه اینها تجربه ۴۰ ساله مدیریت در بالاترین سطوح مدیریتی کشور است که حضرت آقا را به شخصیتی تبدیل کرده که مطلقاً تحت تأثیر این و آن قرار نمیگیرد و اگر حرفی را خودشان بیان میکنند یعنی نظر خودشان است ولاغیر
همه دعوا بر سر پیوست عدالت و پیوست فرهنگی است که آقا فرمودند و کسی به آنها توجه نمیکند
نسل آفتاب
#روز_قیامت همهی اون آدمهایی که به شیوههای مختلف ماها رو دنبال خودشون کشوندن و مدهای مختلف و عادتهای فکری و گفتاری و رفتاری گوناگون رو توی جامعه #ترویج کردند، کاملاً #نامردی میکنند و هیچی رو گردن نمیگیرند
نه تنها گردن نمیگیرند بلکه از ما برائت و #بیزاری هم میجویند
دقت کنیم دنبال کی میریم و از کی داریم تقلید میکنیم
سورهی مبارکه بقره، آیهی ۱۶۶
نسل آفتاب