پیشبینیهای شاه نعمتالله ولی
ظهور نزدیک است
شاه نعتالله ولی، از عرفای قرن هشتم و معاصرحافظ شیرازی بوده و ۹۵ سال عمر کرده است
مزار او در ماهان کرمان واقع است
شهید مطهری در جلد ۱۴ مجموعه آثار خود؛ صفحه ۵۷۶، در مورد او توضیحی اجمالی بیان نمودهاند و او را از معاریف و مشاهیر عرفا خواندهاند که نسب به علی علیهالسلام میبرد
پیشبینیهای او را از دوران صفویه به بعد با تلخیص در زیر آوردهایم
نکته قابل اهمیت پیشبینیهای ایشان از این جهت است که صفویه، قرنها پس از مرگ او به قدرت رسیدهاند
ارزش خواندن را دارد…👇
پیشبینیهای شاه نعمتالله ولی
قسمت اول
قدرت کردگار میبـینم
حالت روزگار میبـینم
از نجوم این سخن نمیگویم
بلکه از کردگار میبینم
از سلاطین گردش دوران
یک به یک را سوار میبینم
هر یکی را به مثل ذره نـور
پرتوی آشکار میبـینم
از بـزرگی و رفعـت ایشان
صفـوی برقرار میبینم
آخر پادشاهــی صفـوی
یک حسینی به کار میبینم
(آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین؛ شاهی فاسد و ستمگر بوده است)
نادری در جهان شــود پیدا
قامتش استوار میبینم
آخر عهد نـوجوانی او
قتل او آشکار میبینم
شهر تبریز را چو کوفه کنند
شهـرطهران قرار میبینم
(اشاره به انتقال پایتخت به تهران)
بعد از آن دیگری فنا گردد
شاه دیگر به کار میبینم
که محمـد به نام او باشد
تیغ او آبدار میبینم
(بنابر ویژگیهایی که از او میگوید، مرادش احتمالاً محمد شاه قاجار است نه، آغا محمدخان قاجار)
چارده سال پادشاهی او
دولتش کامکار میبینم
سال کز مرغ میشود پیدا
مرگ او آشکار میبینم
ناصرالدین به نصرت دوران
چـارده هشـت سال میبینم
از شهنشاه ناصرالدین شـاه
شیونی بیمدار میبینم
(اشاره به ترور ناصرالدین شاه)
روز جمعه ز شهر ذیقعده
تن او در مزار میبینم
بعد از آن شه مظفــرالدین را
شاهیش ناگوار میبینم
چـارشنبـه ز شهر ذیقعـده
مرگ او آشکار میبینم
(مرگ هر دو ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه در ذیقعده واقع شده است
بنابراین پیشبینی او در این باره دقیق میباشد)
از الف تا به دال میگویم
شاه و شاهی فکار میبینم
(اشاره به نهضت مشروطیت ایران و تهدید پایههای سلطنت قاجاریه است)
درخراسان و مصر و شام و عراق
فتنه و کارزار میبینم
جنگ و آشوب و فتنهی بسیار
در یمین و یسار میبینـم
(آغاز جنگ جهانی اول، مصادف با آخرین روزهای عمر مشروطیت ایران)
غـارت و قتل لشکر بسیار
در میان و کنار میبینم
شه چو بیرون رود ز جاگاهش
شاه دیگر بکار میبینم
(مراد، احمد شاه قاجار است، جالب آنکه به خروج او از کشور اشاره میکند و نه مرگ او
مراد، رضا شاه است)
چون فریدون به تخت بنشیند
نوکرانش قطار میبینم
متصف بر صفات سلطان است
لیک من گرگوار میبینم
دائم اسبـش به زیر زین طـلا
کمتر آن را سوار میبینم
عدل و انصـاف در زمانهی او
همچو هیمه به نار میبینم
علمای زمان او دائم
همه را تار و مار میبینم
(تقابل دولت با دین و روحانیت، هیچگاه در تاریخ ایران، به اندازهی دوران حکومت رضا شاه نبوده است
او کوشش کرد تا لباس روحانیت را از بین برده و به کلی سازمان روحانیت را فرو بپاشد)
هست فصل حجاب در عهدش
فصـل را بیاعتبار میبینم
(مهمترین اقدام ضد دینی رضاشاه، کشف حجاب زنان بود)
جنگ سختی شود تمام جهان
کوه و صحرا فکار میبینم
(اشاره به آغاز جنگ جهانی دوم)
کار و بار زمانه وارونه
قحط و هم ننگ و عا میبینم
پسرش چون به تخت بنشیند
بوالعجب روزگار میبینم
نوجوانی به سان سرو بلند
رستمش بندهوار میبینم
در امور شهی است بیتدبیر
لیکنش بخت یـار میبینم
بس فرومایگان بـیحاصل
حامل کار و بار میبینم
مذهب و دین ضعـف مییابم
مُبتدع افتخار میبینم
ظلم پنهان، خیانت و تزویر
بر اعاظم شعار میبینم
ظلمت ظلم ظالمان دیار
بیحد و بیشمار میبینم
ماه را رو سیاه مییابم
مهر را دل فکار میبینم
دولت مرد و زن رود به فنا
حال مردم فکار میبینم
غارت و قتل مردم ایران
دست خارج به کار میبینم
کهنه رندی به کار اهرمنی
اندر این روزگار میبینم
دور او هـم تمام خواهـد شـد
لشکری را سوار میبینم
شور و غوغای دین شود پیدا
سر به سر کارزار میبینم
(اشاره به وقوع انقلاب اسلامی ایران)
قصهای بس غریب میشنوم
غصهای در دیار میبینم
جنگ و آشوب و فتنهی بسیار
نام او زشـت و خوار میبینم
کم ز چل چون که پادشاهی کرد
سلطـهاش تار و مار میبینم
غم مخور زانکه من دراین تشویش
خرمیّ وصل یار میبینم
بعد از او شاهی از میان برود
عالمی چون نگار میبینم
سیدی را ز نسل آل رسول
نام او بـرقرار میبینم
(اولاً سیادت امام خمینی رحمةاللهعلیه را تصریح میکند، ثانیاً نام او را نیز تعیین مینماید زیرا عدد واژهی برقرار به حروف ابجد، ۷۱۰ و عدد واژهی خمینی نیز ۷۱۰ میباشد)
پیشوای تمام دانایی
رهبری با وقار میبینم
متصف بر صفات سلطانیسـت
لیـک درویشوار میبینم
رهنما و امام هفت اقلیم
نام او را شعار میبینم
همچو مولا جلالالدین مولا
شمس تبریز وار میبینم
بندگان جناب حضرت او
سر بسر تاجدار میبینم
گوهر شبچراغ بهر کمال
آن دُرِ شاهوار میبینم
هرکجا رو نهد به فضل الاه
دشمنش خاکسار میبینم
با کرامات و جامع آداب
آصف روزگار میبینم
(منظور از آصف در این بیت مقام معظم رهبری هستند که ایشان را به جناب آصف ابن برخیا یار دانشمند و حکیم حضرت سلیمان علیهالسلام تشبیه کردهاست)
تا چهل سال ای برادر من
دورهی شهریار میبینم
(آقای خامنهای در سال ۱۳۶۸ مقام معظم رهبری را عهدهدار شدند و ۴۰ سال بعد میشه ۱۴۰۸)
قسمت دوم
ادامه قسمت اول
بعدازآن خود امام خواهد بود
که جهان را مدار میبینم
صورت و سیرتش چو پیغمبر
علم و حلمش شعار میبینم
قائم شرع آل پیغمبر
به جهان آشکار میبینم
محمد خوانند
نام آن نامدار میبینم
از کمربند آن سپهر وقار
تیغ چون ذوالفقار میبینم
جنگ سختی شود تمام جهـان
کوه و صحرا فکار میبینم
مردمان جهان ز انس و پری
همه را در فرار میبینم
مر مسیح از سما فرود آید
گور دجال زار میبینم
آلسفیان تمام کشته شوند
با هزاران سوار میبینم
مهدی وقت و عیسی دوران
هر دو را شهسوار میبینم
دین و دنیا از او شود معمور
خلق از او، بخت یار میبینم
مسکنش شهر کوفه خواهد بـود
دولتش پایدار میبینم
هفت باشد وزیر سلطانم
همه را کامکار میبینم
زینت شرع و رونق اسلام
محکم و استوار میبینم
عاصیان از امام معصومم
خجل و شرمسار میبینم
گرگ با میش، شیر با آهو
در چرا، برقرار میبینم
(کنایه از گسترش عدل و امنیت و رفاه بر جغرافیای زمین، تحت حکومت واحد جهانی حضرت حجت روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء)
نه درودی به خود همی گویم
بلکه از سرّ یار میگویم
نعمتالله نشسته در کنجی
همه را در کنار میبینم
ظهور نزدیک است
انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا
نسل آفتاب
برگرفته از کلوب نسل آفتاب ۱۳۹۰
http://www.cloob.com/c/naslaftab/44417248
واقعاً دلمان به حال نسل آینده و کتاب تاریخی که باس حفظ کنن میسوزه
توافق ژنو
توافق وین
توافق لوزان
تفاوت تعلیق و توافق و توقف
تفاوت فرجام و برجام و قطعنامه
تفاوت عراقچی و تخت روانچی
تفاوت بدبخت و نوبخت
تفاوت ذلیل و ظریف
تفاوت روحانی و معاویه
تفاوت عمروعاص و آشنا
تفاوت یاغی و باغی
تفاوت رابطه نامشروع ۵+۱ و انعقاد نطفهی حرام طفل ناقصالخلقه برجام در باغ گلابی و چاک دهن سردار دیپلماسی
اینا کم بود
تفاوت روحانی و فریدون
تفاوت پزشکیان و پوزیده
تفاوت وفاق و نفاق
تفاوت همهچی هماهنگه با علیالاصول
توافقنامه شخصی پزشکیان و ترامپ
مکانیسم ماشه
بدیم بره همون برد برده
تفاهمنامه توافقنامه معاهده سکوت صحنه نبرد و آتشبس
ساحات نبرد
بر فرض
صلح ابراهیم
تخاصم و تهاجم
کنوانسیون
پهپاد و ریزپرنده
وحدت ساحات
شعام نامه گیت
فرانچسکو
لوبیای سحرآمیز
نقصی که با نقض، نقض نمیشه
لایبایع مثل یزید
سمّ مضاعف
خسارت محض
مبعوثشده
فتنه، شورش، اغتشاش
شروط ۱۰ گانه و ۸ گانه ۴ گانه و چندتا گانه دیگه
والا ما یه کاپیتولاسیون داشتیم هنوزم دقیق یادمان نیس چی بود، هنوز با اپیلاسیون قاطی میکنیم
@generationsunshine
اهالی کشور ایرون سلام
جماعت خیلی مسلمون سلام
بنده غلامم از شهیدا هستم
جاتون خالی توی بهشت نشستم
با بچهها زیر درخت زیتون
کنار رود شربت زعفرون
با قلم طلایی نفیسم
نامه برا شماها مینویسم
دور همیم و خیلیَم زیادیم
جوون و سرحال و خوشیم و شادیم
شهید کنار ما فت و فراوون
از انقلاب و دورهی قبل اون
شهید جنگ و جبهه اینجا پره
کی حال داره این همه رو بشمره
چن تا رفیق هستهای هم داریم
روز به روزم داریم شهید میاریم
از یمن و سوریه و از عراق
میان بهشت بامون میشن هم اتاق
اینایی که اینجا کنار منن
سلام دارن خدمتتون جمیعاً
کنار من علیرضا و اصغر
شهید شدن تو ۱۷ شهریور
مرتضی هم یه خورده اونور تره
جاش خوبه و با حوریا میپره
بچه کجاس؟ یادم رفته دوباره
یا کربلای پنجه یا چهاره
حسین آقا سلام داره همچنین
شهید شده کجا؟ تو فتحالمبین
به جای دوتّا دس دوتا بال داره
ادا فرشتههارو در میاره
توی بهشت هرجا صفه یا ایسته
توی صف فرشتهها وامیسته
مجید قدح بدست و روبهراهه
فرماندهی قدیمی سپاهه
رفته تفحص مارو پیدا کنه
توی مزار شهدا جا کنه
اما خودش یهو رو مین پریده
حالا کنار ما اینجا لمیده
ما شهدا رو تختامون نشستیم
مراقب کار شماها هستیم
حال شما چطوره؟ روبه راهید؟
طرفدار کدوم حزب و جناحید؟
از جناحا کدومشون بهتره؟
کدومیک از دولتا راسگوتره؟
شما که نام ماهارو میبردید
مثل ماهارو سرکار آوردید؟
دولت مارو دست اهلش دادید؟
یا هرکسی دلش میخواس بش دادید؟
اسم مارو رو کوچهها گذاشتید
گفتن ورش دارید. ورش نداشتید؟
بچههاتون چی از ماها میدونن؟
فک میکنن شهیدا استخونن؟
اینجاها که تلوزیون نداره
اخبار ساعت ۲ رو بذاره
ما خودمون همیشه پای کاریم
آره داداش یه پا خبرنگاریم
خبر داریم چه دولتی اومده
چه کارا کرده و چه حرفا زده
خبر داریم تحریمارو شکستید
دس مریزاد! چه قهرمانی هسید
آبروی ماهارو خوب خریدید
بابا خود شما یه پا شهیدید
دم شما گرم و دماغتون چاق
قاب موبایلتون همیشه براق
ما جلوی تیر تفنگا رفتیم
ایرانو از دشمنا پس گرفتیم
شما ولی بدون درد و آشوب
با چن تا دیپلمات خوب و مرغوب
هرچی نداده بودیمو پس دادید
با آمریکا اتفاقی دس دادید
ماهم میخواستیم که رفاه بیاریم
کباب تو سفرهی شما بذاریم
اینجوری شد: یهو عراق اومد و
خوشی یهو زیر دل ما زد و
نمیدونم چی شد یهو دویدیم
هی الکی حماسه آفریدیم
کجا شهادت واسه راه دین بود؟
مجید از اولش عاشق مین بود
علی گلولههارو خیلی دوس داش
ماچش میکرد و روی قلبش میذاشت
رضا دلش میخواس بره آمریکا
اشتباهی اومد تو جبههی ما
مهدی تو خونه حوصلش سر میرف
اومد برا خمپارهها شد هدف
بنده خودم با محسن و این حسن
سینه سپر کرده برای وطن
رو هم سی و شیش تا گلوله خوردیم
به جاش براتون آزادی آوردیم
که بعد ما خوش بشید و خجسته
قربون هرچی که وطن پرسته
هی بیخیال به زندگی بخندید
رو سرتون روسری رو نبندید
هرچی که دوس دارید برید ببینید
پای کانال من و تو بشینید
تولید داخلی کیلویی چنده
الآن زمان مارکه و برنده
بشکه بدید بره هفته به هفته
دعوای دنیا سر پول نفته
نفتو بدید صلحو به جاش بیارید
شما که دعوا با کسی ندارید
ما خون دادیم تا شماها بمونید
هرچی که دارید یهو بپوکونید
داداش سعید کنار ما خوابیده
خودش شهیده و بچه شهیده
باباش داره ریسه میره میخنده
به حرفای کنایهدار بنده
میگه بگم هرچی دیگه هس بدید
جای منم با آمریکا دس بدید
جاتون خالی الآن یهو اومدن
شهریاری و احمدی روشن
میگن بتون بگم که باریکلا
بابا صد آفرین هزار ماشالا
چه دولتی چه ملتی چه چیزی
گوشتو دادن نخود مونده تو دیزی
بترکونید همه تحریمارو
جون ماها بچسبید امریکارو
خون شهیدا رو ثمر ببخشید
آی بچههایی که تو درس و مشقید
ماها که خوندیم به کجا رسیدیم؟
نگاه کنید، الآن همه شهیدیم
پاشید برید تو کوچهها حال کنید
راکتور چوبی بسازید چال کنید
به این توافقات مستفیضید
سیمان تو قلب راکتورا بریزید
شما با هستهای کاری ندارید
مانع پیشرفتو ورش بدارید
بدید به این آمریکاییها بره
آمریکا این آشغالا رو میخره
ماشالا از ما شهدا هم سرید
جلوتر از قدمهای رهبرید
برای آمریکا خیلی عزیزید
توی مذاکره نمک میریزید
خلاصه اینکه ملت پهلوون
فست فود آمریکایی نوش جون
فقط حواستون باشه همیشه
تو تاریخ این چیزا نوشته میشه
یه روز یه ملت پر از ادعا
دیپلماتاش با آی کیوی بالا
نسخه هستهایمونو پیچوندن
هی خر برفت و خر برفت میخوندن
میگفتن: این موگرینی خواهری کرد
جان کری جون خیلی برادری کرد
اوباما آخرش به ماها دس داد
یه ذره از پولای مارو پس داد
۱۳۹۷٫۲٫۱۰
نسل آفتاب
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود
هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود
چوپانی این گله به گرگان بسپردند
این شیوه و این قاعدهها رسم کجا بود
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود
خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند
هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود
گفتند چنینیم و چنانیم دریغا
اینها همه لالایی خواباندن ما بود
ایکاش در دیزی ما باز نمیماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود
نســـــــآفتابـــــــل
@sunshinegeneration
حکایتی بسیار زیبا و تکان دهند
آقای سید علیاکبر کوثری
(از روضه خوانهای قدیم قم
و از پیرغلامهای مخلص اباعبدالله علیهالسلام)
در ظهر عاشورای یک سالی
به یکی از مساجد قم برای روضه خوانی تشریف میبرند
بچههای آن محله به رسم کودکانهی خود بازی میکردند
و به جهت تقلید از بزرگترها
با چادرهای مشکی و مقنعههای مشکی مادرانشان حسینیه و تکیهی کودکانه و کوچکی در عالم کودکی در گوشهای از محله برای خودشان درست کرده بودند
مرحوم سید علیاکبر میگه بعد از اتمام جلسه آمدم از درب مسجد بیام بیرون یکی از دختر بچههای محله اومد جلوم و گفت آقای کوثری برای ما هم روضه میخونی؟
گفتم: دخترم روز عاشوراست
و من تا شب مجالس مختلفی وعده کردم و چون قول دادم باید عجله کنم که تأخیری در حضورم نداشته باشم
میگه هر چه اصرار کرده توجهی نکردم تا عبای منو گرفت و با چشمان گریان گفت مگه ما دل نداریم؟
چه فرقی بین مجلس ما و بزرگترها هست؟
میگه پیش خودم گفتم
دل این کودک رو نشکنم و قبول کردم و به دنبالش با عجله رفتم تا رسیدیم حسینیهی کوچک و محقری بود که به اندازه سه تا چهار نفر بچه بیشتر داخلش جا نمیشدند
سر خم کردم و وارد حسینیهی کوچک روی خاکهای محله نشستم و بچههای قد و نیم قد روی خاک دور و اطرافم نشستند
سلامی محضر ارباب عالم حضرت سیدالشهداء عرضه کردم
السلام علیک یا ابا عبدالله...
دو جمله روضه خوندم و یک بیت شعر
از آب هم مضایقه کردند کوفیان...
دعائی کردم و آمدم بلند بشم با عجله برم که یکی از بچهها گفت تا چای روضه رو نخوری امکان نداره بزاریم بری
رفت و تو یکی از استکانهای پلاستیکی بچهگانشون برام چای ریخت، چائی سرد که رنگ خوبی هم نداشت
با بی میلی و اکراه استکان رو آوردم بالا و برای اینکه بچهها ناراحت نشن بی سر و صدا از پشت سر ریختم روی زمین و بلند شدم و رفتم
شام عاشورا (شب شام غریبان امام حسین) خسته و کوفته
آمدم منزل و از شدت خستگی فوراً به خواب رفتم
وجود نازنین حضرت زهرا صدیقهی کبری سلاماللهعلیها در عالم رؤیا بالای سرم آمدند طوری که متوجه حضور ایشان شدم
به من فرمودند:
آسید علیاکبر مجالس روضهی امروز قبول نیست
گفتم: چرا خانوم جان
فرمودند: نیتت خالص برای ما نبود
برای احترام به صاحبان مجالس
و نیات دیگری روضه خواندی
فقط یک مجلس بود که از تو قبول شد و ما خودمون در اونجا حضور داشتیم و اون روضهای بود که برای اون چند تا بچهی کوچک، دور از ریا و خالص گوشهی محله خواندی
آسید علیاکبر، ما از تو گله و خوردهای داریم
گفتم جانم خانوم، بفرمائید چه خطایی ازم سر زده؟
خانوم حضرت زهرا با اشاره فرمودند: اون چائی را من با دست خودم ریخته بودم، چرا روی زمین ریختی؟
میگه: از خواب بیدار شدم و از آن روز فهمیدم که توجه و عنایت آن بزرگواران به مجالس با اخلاص و بیریاست
و بعد از آن هر مجلس کوچک و بی بضاعتی بود قبول میکردم و اندک صله و پاکتی که از آنها عاید و حاصلم میشد برکتی فراوان داشت و برای همهی گرفتاریها و مخارجم کافی بود
بنازم به بزم محبت که در آن گدایی و شاهی برابر نشیند
برگرفته از خاطرات مرحوم کوثری روضهخوان حضرت امام رحمةاللهعلیه
نسل آفتاب
ما را از سلة مترسانید
روضه در ظاهر یعنی بهشت؛ و عزای حسین را بدین سبب روضه نام نهادند که فرودگاه و جلوسِ انبیاء و اولیاء و ملائکةاللّه است
دیدههای هستی از خون دریا شد و کشتیِ دلهای دلدادگان حسین در تلاطم
سفینهی ارباب، امواج این اقیانوس پرتلاطم را میشکافد و انسانیت را به سمت سعادت سوق میدهد
آنانی که عمری است دست گدایی را به سوی کدخدای دنیایشان دراز کردهاند بدانند ناخدای کشتی ما حسین بن علی است و چه خوب گفت رسول أعظم صلیاللهعلیهوآلهوسلم:
اِنَّالْحُسین مِصباحُالْهُدی وَ سَفینَةُالْنِّجاة
حسین، سبط رسول کائنات بین سِّلَّة و ذِّلَّة، فریاد بر آورد که هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة
مگر سلة غیر از تیزی شمشیر و خنجر و نیزه است؟ مگر سلة غیر از تهدید، تحریم و فشار است؟ وقتی آن حرامزاده، امام و حجت خدا را بین سله و ذله مخیر کرد چون شیری غرید که هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة
حسینبنعلی، لحظههای حسینی را خرید اما تن به آسودگی چند روز دنیا نداد
لحظههای حسینی یعنی قربانی در حج را نیمه تمام رها کنی و با زن و بچه و اصحاب، راهی قربانگاه و محل ذبح عظیم، در دشت کرب و بلا فرود بیایی و به مظلومیت خودت گریه کنی و با أَعُوذُ بِكَ مِنَالْكَرْبِ وَالْبَلَاءِ دل اهل خیمه را بسوزانی
لحظههای حسینی یعنی اینکه شب عاشورا دور خیمهها همچون پروانه چرخ بزنی و خارهای تیزِ مغیلان را جمع کنی تا فردای عاشورا، دخترکان کوچکت از دست کوفیان عهدشکن با پای برهنه فرار کنند و زیر مشت و لگدِ مردهای جنگی گرفتار نشده و سم اسبان، تن نازدانههایت را نکوبد
لحظههای حسینی یعنی اینکه اصحابت را جمع کنی و بیعت از آنان برداری تا همه را غربال کنی و هر ناکسی در کنارت نماند بلکه برترین یاران از ازل تا ابد را در تاریخ به نام خودت سند بزنی
لحظههای حسینی یعنی شبیهترین انسان، خَلقاً و خُلقاً به رسولالله را به مبارزه با اهل قبله بفرستی و پیکر او را ارباً ارباً، جوانان بنیهاشم بیایند و بر در خیمه رسانند
لحظههای حسینی آن زمانی است که عباس بن حیدر را که سینهای مالآمال از عشق به فاطمه داشت به علقمه گسیل کنی تا برای اهل خیام مشکی پرآب کند اما تا ابد در علقمه بدون دست بماند و از شرمندگی رقیه، سکینه و علیاصغر پیکرش آب رود
لحظههای حسینی یعنی اینکه صبر تو میخواهد بر اخلاصت پیشروی کند و اخلاصت میخواهد از شجاعتت جلو بزند و شجاعتت میخواهد از غیرتت و غیرت میخواهد از رضای تو سبقت بگیرید و این چنین خصائص تو در گیر و دار لحظهها به فکر سبقت از یکدیگرند
لحظههای حسینی یعنی عبا را از شرمندگی رباب بر روی طفلِ شش ماههی قربانی کشیده و به پشت خیام رفته و با گریه او را به هاتفان اهل بهشت بسپری
و مداح بخواند:
بچهها دست آقا خونی شده
گمونم شش ماهه قربونی شده
پرچم حسین تا ابد در اهتزاز خواهد بود و تا حسین است ذلت نخواهد بود؛ تا حسین هست تسلیم نخواهد بود؛ تا حسین هست شکست نخواهد بود؛ عقب نشینی نخواهد بود
پس ما را از سله مترسانید
سلة در عربی:
تیزی شمشیر، شمشیر، جنگ
نسل آفتاب
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زنوناوین
میدونم ولی نمیگم
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
مطابق محاسبات نجومی و دلالت صورفلکی
داریم به #ظهور نزدیک میشویم
سهشنبه
۲۷ مرداد ۱۴۰۵ شمسی
۱۸ اوت ۲۰۲۶ میلادی
۵ ربیعالاول ۱۴۴۷ قمری
۱۵۰ روز از اول سال گذشته
۲۱۵ روز تا پایان سال مانده
۳ روز تا #شهادت حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام
۷ روز تا #ولادت حضرت رسولاللهﷺ به روایت اهلسنت و آغاز #هفته_وحدت
۱۲ روز تا #ولادت حضرت رسولاللهﷺ و #ولادت حضرت امام صادق علیهالسلام و روز #مبارزه_با_تروریسم
۱۶ روز تا #شهادت رئیسعلی دلواری
۳۳ روز تا #ولادت حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام
۳۵ روز تا #وفات حضرت معصومه سلاماللهعلیها و آغاز هفته #دفاع_مقدس
۴۰ روز تا شکست #حصر_آبادان
۵۹ روز تا #ولادت حضرت زینب سلاماللهعلیها و #روز_پرستار
۷۳ روز تا #شهادت محمدحسین فهمیده و روز #نوجوان و #بسیج_دانشآموزی
۷۸ روز تا #تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و روز #دانشآموز
۸۷ روز تا #شهادت حضرت فاطمه زهراء سلاماللهعلیها
۹۷ روز تا #وفات حضرت امالبنین سلاماللهعلیها و روز #تکریم مادران و همسران شهداء
۱۰۰ روز تا روز #بسیج_مستضعفان
۱۰۴ روز تا #ولادت حضرت فاطمه زهراء سلاماللهعلیها و #روز_زن
۱۱۱ روز تا #روز_دانشجو
۱۱۵ روز تا #ولادت حضرت امام محمدباقر علیهالسلام
۱۱۷ روز تا #شهادت حضرت امام هادی علیهالسلام
۱۲۴ روز تا #ولادت حضرت امام جواد علیهالسلام
۱۲۵ روز تا #شب_یلدا
۱۲۷ روز تا #ولادت حضرت امام علی علیهالسلام (آغاز ایاملبیض-اعتکاف) و #روز_پدر
۳۴۲ روز تا #اربعین
نسل آفتاب ایتا، روبیکا، سروش، تلگرام با همین آیدی
@sunshinegeneration