eitaa logo
نسل آفتاب
1هزار دنبال‌کننده
16.7هزار عکس
8.3هزار ویدیو
202 فایل
تنها رسانه مستقل کانال اصلی کپی کلیه مطالب آزاد است حرف دلتان رو به صورت ناشناس بفرستید https://harfeto.timefriend.net/17322071138633
مشاهده در ایتا
دانلود
نتایج جدیدترین تحقیقات نشان از آن دارد که ۷۴ درصد مبتلایان به کرونا در ایالت ماساچوست آمریکا به طور کامل واکسینه شده بودند. ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration
مسئول دفتر رئیس جمهور، یک زن با ۱۲ تا بچه توی اسرائیل چرا؟ چون باید برای یهودی‌ها تبلیغ بشه که هر چه می‌تونید بزایید فرض کنید توی ایران بود روغنفکرا و پامنبری‌های ماهواره چه ها می‌گفتن صد سال وقت لازم داریم تا این مغزهای زنگ زده شستشو داده شده با ماهواره تغییر کنن ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration
دیدید چقدر قشنگ تمام ۸سال فلاکت دولت روحانی به پای مجلس نوشته شد؟ آقایون نماینده عبرت بگیرید آقای عبرت بگیر از مجلس و دولت آقایون مدعی بفهمید رسانه رو بفهمید جنگ رسانه رو بفهمید اقناع افکار عمومی رو بفهمید کنار مردم بودن رو بفهمید اهمیت شفافیت رو بفهمید اولویت‌ها رو ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوری که حسن روحانی کشور رو تحویل میده طنز تلخ این روزها واقعیت تلخ این روزها ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration
سالروز شهادت حضرت میثم تمار از اصحاب ایرانی شجاع امیرالمومنین علی علیه‌السلام گرامی باد نسل آفتاب
اَلسَّلامُ عَلی شَهِیدَالْعَقِیدَةِ وَ الْوِلاءِاَلسَّلام ُعَلَی أَوَّلِ خَلْقِ‌اللَّهِ‌أُلْجَمُ فِي‌الْإِسْلَامِ سلام بر اولین خلق خدا که در اسلام، زباش را بریدند سالروز شهادت میثم تمار تسلیت باد میثم بن یحیی تمار، یکی از خواص اصحاب و یاران سرّ امام علی علیه‌السلام به جرم حمایت از امام حسین علیه‌السلام و وفاداری و محبت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه‌السلام همچنانکه حضرت علی علیه‌السلام از نحوه شهادتش خبر داده بود ابن زیاد لعنةالله دستور داد تا دست و پای میثم تمار را قطع و بر دار آویختند و زبانش را قطع نکرد تا حضرت علی علیه‌السلام را دروغگو جلوه دهد اما میثم تمار رحمةالله در حالی که با دست و پای بریده بر دار آویخته شده بود شروع کرد به نقل فضائل علی بن ابی طالب علیه‌السلام و خبر به بن زیاد ملعون رسید و دستور داد زبانش را قطع کردند به این ترتیب پیشگویی حضرت امیر علیه‌السلام در نحوه شهادت میثم تمار رحمةالله به وقوع پیوست نسل آفتاب
تنها ۲ روز تا ، بزرگترین فضیلت قرآنی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، باقیست مباهله پیروزی دست‌های الهی شکننده صلیب‌های طلایی است نسل آفتاب
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آواز خوندن من تو حموم و بیرون از حموم نسل آفتاب
١١مرداد سالگرد شهادت شیخ فضل الله نوری شیخ داخل خانه نشسته است و با عده‌ای از شاگردان و نزدیکان صحبت می‌کند یکی از شاگردان می‌گوید: آقا بهتر نیست به سفارت بروید؟ آقا به همان شاگرد رو می‌کند و می‌گوید: زیر منبر پاکتی هست برو و آن را بیاور. در میان حیرت همه وقتی پاکت را باز می کنند درون آن دو بیرق روس و انگلیس است و همه متعجبند که با وجود این میزان از محافظت چه کسی این پاکت را آورده شیخ می‌گوید: لازم نیست ما برویم خود آنها آمده‌اند و کافی است ما یکی از بیرق‌ها را بر بام خانه وصل کنیم اما آیا درست است که بعد از این همه سال به زیر بیرق کفر بروم؟ شیخ کم‌کم همه محافظین را از اطراف و درون بیت بیرون می‌کند و فقط با نزدیکان در بیت می‌ماند و مشغول نماز است که ناگهان مهاجرین به تهران آمده، از در و دیوار منزل شاگرد میرزای شیرازی به داخل خانه هجوم می‌آورند و شیخ با دیدن آنها لبخندی می‌زند و می‌گوید: این همه آدم برای گرفتن من پیرمرد آمده‌اید شیخ بر روی صندلی نشسته است و فکر می‌کند، شاید به سفارت انگلیس و اتفاقات رخ داده در آن و فکر می‌کند که مشروطه­‌ای که از دیگ پلوی سفارت انگلیس سر بیرون بیاورد، به درد ما ایرانی‌­ها نمی‌­خورد ناگهان یپرم خان ارمنی وارد می‌شود و به تمسخر شیخ را می‌نگرد و شیخ که صدای هیاهیو مردم در بیرون را می‌شنود با عصا به بیرون اشاره‌ای می‌کند می‌گوید یا مرا آزاد کنید یا راحتم کنید و طناب دار را با عصا نشان می‌دهد حکم اعدام شیخ را ۵ روزه صادر می‌کنند و میعادگاه اعدام می‌شود سیزده رجب تا شادی مردم کامل شود و مردم فکر می‌کنند که تنها مخالف مشروطه، بعد از شاه را به دار آویختند و شیخ در میان انبوه جمعیت خدمتکار خود را صدا می‌زند و مهرمخصوص به خود را از او می‌گیرد و همان جا می‌شکند و همگان بدانند که فقط روشن فکران هستند که داغ بر پیشانی مردم می‌گذارند و به قول جلال آل‌احمد بالاخره بعد از دویست سال توانستند بر پیشانی ایرانیان داغ بگذارند شب است و همه مردم پس از یک جشن حسابی به خانه‌هایشان برگشته‌اند و شیخ را شبانه در ری به خاک می‌سپارند وقتی اخبار اعدام شیخ به آخوند خراسانی ـ ساکن نجف و مؤافق مشروطه ـ می‌رسد به نزدیکان می‌گوید: آمدیم سرکه درست کنیم، شراب شد، می‌روم تا خم شراب را بشکنم اما او هم به طور مشکوکی مسموم می‌شود و به تهران نمی‌رسد ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration
امروز ۱۱ مرداد است در سال ۱۲۸۸ شهادت شیخ فضل‌الله نوری اتفاق افتاد روایتی غریب و سوزناک از وقایع بعد از شهادت شیخ فضل‌الله نوری (۱۲۸۸)، کیفیت غسل و کفن و دفن در اثر تلاطم و طوفان یک مرتبه طناب از گردن آقا پاره شد و نعش به زمین افتاد جنازه را آوردند توی حیاط نظمیه مقابل در حیاط روی یک نیمکت گذاشتند جمعیت کثیری ریخت توی حیاط محشری برپا شد مثل مور و ملخ از سر و کول هم بالا می‌رفتند همه می‌خواستند خود را به جنازه برسانند دور نعش را گرفتند و آنقدر با قنداق تفنگ و لگد به نعش زدند که خونابه از سر و صورت و دماغ و دهانش روی گونه‌ها و محاسنش سرازیر شد هر که هر چه در دست داشت می‌زد آنهایی هم که دستشون به نعش نمی‌رسید تف می‌انداختند به همه مقدسات قسم که در این ساعت گودال قتلگاه را به چشم خودم دیدم یک مرتبه دیدم یک نفر از سران مجاهدین مرد تنومند و چهارشانه بود وارد حیاط نظمیه شد غریبه بود جلو آمد بالای جنازه ایستاد جلوی همه دکمه‌های شلوارش را باز کرد و روبروی اینهمه چشم شُر شُر به سر و صورت آقا شاشید تحویل جنازه عده‌ای از صاحب نفوذها یپرم ارمنی را از عواقب سوزاندن نعش شیخ و تحویل ندادن می‌ترسانند یپرم راضی می‌شود و می‌گوید: بسیار خوب… به نظمیه تلفون کنید که لاشه را به صاحبانش رد کنند سه نفر از بستگان شیخ شهید و سه نفر از نوکرهایش توی آن تاریکی توپخانه در گوشه‌ای با یک تابوت منتظر تحویل جنازه بودند آقا لخت و عور آن گوشه همینطور افتاده بود لااله‌الاالله جنازه را در تابوت گذاشتیم و با دو مجاهد ما را راهی کردند جنازه را وارد حیاط‌خلوت خانه شیخ کردند شیخ ابراهیم نوری از شاگردان شیخ جنازه را غسل داد بعد کفن کردیم و بردیم در اطاق پنج‌دری میان دو حیاط کوچک پنهان کردیم سر مجاهدها را گرم کردیم بعد تابوت را با سنگ و کلوخ و پوشال و پوشاک پر و سنگین کردیم یک لحاف هم تا کرده روی آن کشیدیم تابوت قلابی را با آن دو نگهبان سر قبر آقا فرستادیم متولی قبرستان که در جریان بود مثلاً نعش را دفن کرد و آن دو نگهبان با تابوت به نظمیه برگشتند صبح اوستا اکبر معمار آمد و درهای اطاق پنج‌دری را تیغه کردیم و رویش را گچ‌کاری کردیم دو ماه بعد از شهادت شیخ در اتاق پنج‌دری را شکافتیم جنازه در آن هوای گرم همانطور تر و تازه مانده بود جنازه را از آنجا برداشتیم و به اتاقی دیگر آن سوی حیاط منتقل کردیم و دوباره تیغه کردیم کم‌کم مردم فهمیدند که نعش شیخ نوری در خانه است می‌آمدند پشت‌دیوار فاتحه می‌خواندند و می‌رفتند از گوشه و کنار پیغام می‌دادند امامزاده درست کردید؟! ۱۸ ماه از شهادت شیخ گذشته بود بازاری‌ها بخیال می‌افتند دیوار را بشکافند و جنازه را برداشته دورشهر بیفتند و وااسلاما و واحسینا راه بیندازند پیراهن عثمان برای مقصد خودشان حاج میرزا عبدالله سبوحی واعظ می‌گوید یک روز زمستانی خانم شیخ مرا خواست دیدم زار زار گریه می‌کند گفت دیشب مرحوم آقا رو خواب دیدم که خیلی خوش و خندان بود ولی من گریه می‌کردم آقا به من گفت گریه نکن همان بلاهایی را که سر سیدالشهدا آوردند، سر من هم آوردند. اینها می‌خواهند نعش مرا در بیاورند زود آن را به قم بفرست همان شب تیغه را شکافتیم و نعش را در آوردیم با اینکه دو تابستان از آن گذشته بود و جایش هم نمناک بود اما جسد پس از ۱۸ ماه همانطور تر و تازه مانده بود فقط کفن کمی زرد شده بود به دستور خانم دوباره کفن کردیم و نمد پیچ نمودیم به مسجد یونس‌خان بردیم و صبح به اسم یک طلبه که مرده آنرا با درشکه به امامزاده عبدالله بردیم و صبح جنازه را با دلیجان به طرف حضرت معصومه حرکت دادیم شیخ شهید در زمان حیات خود در صحن مطهر برای خودش مقبره‌ای تهیه کرده بود و به سید موسی متولی آن گفته بود این زمین نکره یک روز معرفه خواهد شد نزدیک قم کاغذ به متولی نوشتیم که زنی از خاندان شیخ فوت کرده می‌خواهیم در مقبره شیخ دفنش کنیم و به هادی پسر شیخ سپردیم در هنگام دفن جلو نیاید تا فکر کنند واقعاً میت زن است و قضیه لو نرود شب جنازه در مقبره ماند صبح خیلی سریع قبری به حد نصاب شرعی کندیم و با مهر تربتی که خانم داده بود جنازه را درون قبر گذاشتیم نعش پس از ۱۸ ماه کمترین بوی عفونتی نداشت و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون این آیه ای است که روی قبر شهید حاج شیخ فضل‌الله نوری نوشته شده است کتاب سرّ دار به قلم تندرکیا نوه شیخ شهید نشر صبح ۱۳۸۹ چاپ سوم - صفحه ۵۲ - ۷۲ ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration
جهان آبستن چه فتنه‌هایی خواهد بود؟! سال ۱۲۸۸ هجری شمسی همزمان با قتل شیخ فضل‌الله نوری، آغاز واکسیناسیون ویروس هراسی آن سال‌ها بوده و سال ۱۲۹۶ یعنی معادل ۱۹۱۸ میلادی، بزرگترین نسل‌کشی ایران با واکسیناسیون سرماخوردگی یا آنفلولانزا اتفاق افتاده است. ایتا تلگرام سروش @sunshinegeneration