نمیدونم بعدش، بعد خاموش شدن اون شعله چطور قراره دووم بیارم؟ تا بهحال با یک قلب خاموش زندگی نکردم، حتما باید زندگی بکنم؟
این روزها به آویزون کردن خودم به میلههای زنگزدهیِ نورگیر اتاق فکر نمیکنم، اما به زندگی هم فکر نمیکنم، عاشقترینها مُردن. و بعد از اون، زندگی هم مُرد.
_بلوط