#انرژی_مثبت
💎آینده
همواره به آینده فکر کن، هنوز کتاب هایی برای خواندن، غروب هایی برای تماشا کردن و دوستانی برای دیدن وجود دارند…
https://eitaa.com/supermind
23.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#آموزشی
🟣 وقتی افکارمنفی به سراغمون میاد در مغزمون چه اتفاقی می افته؟
📝به همراه چند تمرین برای رهایی از
#افکار_منفی
https://eitaa.com/supermind
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مهارت_نه_گفتن
#آموزشی
#راهکار
🔺نمی تونم "نه" بگم...
.
✅دور باطل رو قطعش کن،
از درون رشد کن ،
دیگران هم کنارت میان. نیومدن هم تو اذیت نمیشی...
https://eitaa.com/supermind
💎
«#اضطراب» دروازه تمام بیماری های روانی
و هسته مرکزی آنان است.
👤 زیگموند فرويد
https://eitaa.com/supermind
.
امروز فضای ذهنم رو مرتب کردم؛
چند تا کانال و گروه بیفایده رو حذف کردم تا وقت و توجهم صرف چیزایی بشه که واقعاً به رشدم کمک میکنن. 🌱📵
به تو هم پیشنهاد میکنم گاهی یه خانهتکونی دیجیتالی کنی؛
ذهنمون هم مثل خونه، به هوای تازه نیاز داره. 🧠✨
https://www.sepehrgharb.ir/Press/ShowNews/95310
👆مصاحبه ی بنده با روزنامه ی سپهر غرب
برای نوجوانان عزیز و دوست داشتنی ، کسانی که نوجوان دارند یا با نوجوانان کار میکنن مفیده✅😊
https://eitaa.com/supermind
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 *گاهی سرنوشت یک کودک، نه در مدرسه، نه در نمرهها، بلکه در یک جملهی ساده از پدر یا مادرش رقم میخورد...*
وقتی کودک، خودش را در آینهی نگاه پدر و مادر میبیند، باور میکند که "ارزشمند" است، حتی اگر برگهها چیز دیگری بگویند.
هر واژهای که به او میگویی، میتونه بخشی از هویتش بشه.
کودکی که بشنوه «تو توانمندی»، مغزش هم شروع میکنه به رشد در همان مسیر.
✨ روانشناسی رشد میگه: *آنچه کودک از نگاه ما درک میکند، مهمتر از آن چیزیست که از دنیای بیرون یاد میگیرد.*
پس حواسمان باشد…
شاید یک جملهمان، آیندهای را بسازد.
#روانشناسی_رشد
#تربیت_فرزند
#اعتماد_به_نفس
#قدرت_کلام
#هویت
#امید
#والدگری_آگاهانه
https://eitaa.com/supermind
روانشناسی✨رشدشخصیت🔹هادیقربانی
🔹 *گاهی سرنوشت یک کودک، نه در مدرسه، نه در نمرهها، بلکه در یک جملهی ساده از پدر یا مادرش رقم میخو
روایت بازسازی شدهی نکتهی بالا:
وقتی پسرک برگشت خانه. مادرش او را آرام بغل گرفت و بوسید. در گوشش آهسته گفت: «بهت افتخار میکنم آلبرت.»
بعد آرام نمِ گوشه چشمش را پاک کرد و لبخندش را پررنگتر کرد. صورت پسرش را بین دستهایش گرفت و گفت: «معلمت ازت خیلی راضی بود. گفت تو نابغهای و لازم نیست بری مدرسه؟! ازین به بعد من توی خونه بهت درس میدم.»
لپ گل انداخته پسرش را با دو انگشت فشار داد:«چون تو نابغهای پسر!»
آلبرت منتظر بود مادرش کارنامهاش را نشانش دهد ولی نداد.
💎انیشتین نابغه شد. همان چیزی که مادرش صدایش میکرد.
برخلاف نمرات کارنامهای که هیچ وقت به او نشان نداد، تا امیدش پرپر نشود.
#امید
#مادر
.
https://eitaa.com/supermind