"هر چی سریع تر حرکت کنی، زمان برات کند تر میشه (از دید دیگران)
به سرعت نور که نزدیک بشی، زمان همین طور کند تر میشه
در سرعت نور، زمان متوقف میشه
که این شت یعنی یه فوتون که با سرعت نور حرکت میکنه، وقتی توسط شبکیه ی تو جذب میشه، در همون لحظه ایه که در بیگ بنگ منتشر شد. ۱۴ میلیارد سال پیش."
"آره دارم می بینم اون فوتون از بیگ بنگ منتشر میشه و ۱۳.۸ میلیارد سال طول میکشه تا به تو برسه
ولی اگه تو اون فوتون باشی
اون مدت زمان رو تجربه نمیکنی"
The thing is
ما یه شی ثابت نیستیم
یه جورایی یه رخداد یا مجموعه ای از دوره های بازسازی مداومیم
یه چیزی که از بچگی توی ذهنم بود و نمی دونستم چطور بیانش کنم این بود که
واقعیت، مستقل از مشاهده گر وجود داره؟ یا چرا باید وجود داشته باشه در اون صورت؟
رومخ