از بعد آقا حس میکنم خیلی تغییر کردم.
انگار خیلی به هم ریخته شدم.
توی این فاز نوجوونی که به طور خودکار با همه چیز و همه کس مخالف بودم و حس میکردم همه از خودی گرفته تا غیرخودی مضخرف میگن؛ او برای من کل جهان بود حقیقتا.
روزگار ناجالب
هدایت شده از •صومعهدرختنارنگی•🍊
از فیزیک خوشم میاد. جمله های قطعی نداره، همه چیز "برآورد شده، طبق آزمایش، اینطور نتیجه گرفته شده" و ممکنه نقض شه، تو آزمایش و نظریه ی بعدی.
Supernova 🇮🇷
از فیزیک خوشم میاد. جمله های قطعی نداره، همه چیز "برآورد شده، طبق آزمایش، اینطور نتیجه گرفته شده" و
از فیزیک خوشم میاد. سوال هاش تمومی ندارن و هر جوابش یک در جدید باز میکنه. انگار فهمیدن اینجا خودش یه نوع آزادیه.
تاحال شده بعد از این همه مدت مدرسه و دانشگاه رفتن و درس و مطالعه راجع به اینکه جهان چطوری کار میکنه، براتون سوال بشه که چرا این طوری؟ چرا قوانین این طوری ان؟ چرا یه جور دیگه نیستن؟
ثابت های بنیادی طبیعت طوری تنظیم شدن که اگر حتی خیلی کم تغییر کنن، کل جهان به هم میریزه.
مثلا اگر نیروی هسته ای قوی، یکم ضعیف تر بود، پروتون ها کنار هم نمی موندن و هیچ وقت اتمی شکل نمیگرفت.
اگر یکم قوی تر بود، همه چیز خیلی سریع به عناصر سنگین تبدیل میشد.
یا مثلا اگر نسبت بین گرانش و الکترومغناطیس کمی فرق داشت، ستاره ها یا اصلا شکل نمی گرفتن یا خیلی ناپایدار میشدن.
۱. تصادف
فقط شانس بوده🤷🏻♀
اما احتمال این تنظیم دقیق، باورنکردنی کمه.
۲. چند جهانی
اگر بینهایت جهان وجود داشته باشه، احتمال داره حداقل یکی مثل جهان ما، منظم باشه.
۳. طراح و طراحی هوشمند
یعنی جایی که نظم هست؛ حتما ناظمی هم هست! که خب این میره وارد فلسفه و الهیات میشه.