In the back of my mind
I killed you
And I didn't even regret it
I can't believe I said it
But it's true
+یادته یه مدت هرچی میشد میگفتیم پیشمیاد؟
-وای آره. حالم از پیشمیاد به هم...
"پیشمیاد، منم تاحالا پام شکسته."
-...نمیخوره.
+مثلا اینطوری بود که، میرفتیم توی مثلا حیاط و اون مثلا میگفت که... وایسا چرا دارم اینقدر میگم مثلا؟
-دقیقا میخواستم همینو بگم.