بهارم، دخترم، از خواب برخیز
شکرخندی بزن، شوری برانگیز
گل اقبال من ای غنچه ناز
بهار آمد تو هم با او بیامیز
بهارم، دخترم، آغوش وا کن
که از هر گوشه گل آغوش وا کرد
زمستان ملال انگیز بگذشت
بهاران خنده بر لب آشنا کرد
بهارم، دخترم، صحرا هیاهوست
چمن زیر پر و بال پرستوست
کبود آسمان همرنگ دریاست
کبود چشم تو زیباتر از اوست
بهارم، دخترم، نوروز آمد
تبسم بر رخ مردم کند گل
تماشا کن تبسم های او را
تبسم کن که خود را گم کند گل
بهارم، دخترم، دست طبیعت
اگر از ابرها گوهر ببارد؛
وگر از هر گلش جوشد بهاری؛
بهاری از تو زیباتر نیارد
بهارم، دخترم، چون خنده صبح
امیدی میدمد در خنده تو
به چشم خویشتن میبینم از دور
بهار دلکش آینده تو.
#مشیری
اتاقکسیگار؛
هوا یجوری گرمه انگار از فروردین پریدیم مرداد. دارم ذوب میشم.
نه تنها خود هوا بلکه حال و هوا هم تابستونیه.
هنوزم وقتی لوفی موقع معرفی خودش میگه: "من لوفیم، مردی که قراره پادشاه دزدان دریایی بشه!" از گوش تا گوش لبخند میزنم.