هدایت شده از 𝗎𝖿𝗈.
فوروارد کنید و جوین باشید تا من:
⋆ با توجه به حسی که ازتون میگیرم دوتا عکس یا ویدیو (انتخابش با خودمه) بهتون بدم.
⋆ بگم از نظرم از بین احساسات "غم، خجالت، اضطراب، گناه، شرم، ترس، خشم، شادی، انزجار، نفرت، دلتنگی، حسادت، هیجان، بیحوصلگی، ناامنی و تردید" کدوم دو رو تجربه میکنید و علتش چی میتونه باشه.
⋆ و در آخر به یکی از فرشتگانِ مسیحیت تشبیهتون کنم و یکمی ازش براتون بگم ~
Tags
در کوره راه گم شده سنگلاخ عمر
مردی نفس زنان تن خود میکشد به راه
خورشید و ماه، روز و شب از چهره زمان
همچون دو دیده خیره به این مرد بی پناه
ای بس به سنگ آمده آن پای پر ز داغ
ای بس به سرفتاده در آغوش سنگ ها
چاه گذشته، بسته بر او راه بازگشت
خو کرده با سکوت سیاه درنگ ها
حیران نشسته در دل شب های بی سحر
گریان دویده در پی فردای بی امید
کام از عطش گداخته آبش ز سر گذشت
عمرش به سرنیامده جانش به لب رسید
سوسوزنان، ستاره کوری ز بام عشق،
در آسکان بخت سیاهش دمید و مرد
وین خسته را به ظلمت آن راه ناشناس،
تنها به دست تیرگی جاودان سپرد!
این رهگذر منم که همه عمر با امید،
رفتم به بام دهر برآیم به صد غرور
اما چه سود زین همه کوشش که دست مرگ
خوش میکشد مرا به سراشیب تنگ گور
ای رهنورد خسته، چه نالی ز سرنوشت؟
دیگر تو را به منزل راحت رسانده است
دروازه طلایی آن را نگاه کن!
تا شهر مرگ راه درازی نمانده است.
#مشیری