در کوره راه گم شده سنگلاخ عمر
مردی نفس زنان تن خود میکشد به راه
خورشید و ماه، روز و شب از چهره زمان
همچون دو دیده خیره به این مرد بی پناه
ای بس به سنگ آمده آن پای پر ز داغ
ای بس به سرفتاده در آغوش سنگ ها
چاه گذشته، بسته بر او راه بازگشت
خو کرده با سکوت سیاه درنگ ها
حیران نشسته در دل شب های بی سحر
گریان دویده در پی فردای بی امید
کام از عطش گداخته آبش ز سر گذشت
عمرش به سرنیامده جانش به لب رسید
سوسوزنان، ستاره کوری ز بام عشق،
در آسکان بخت سیاهش دمید و مرد
وین خسته را به ظلمت آن راه ناشناس،
تنها به دست تیرگی جاودان سپرد!
این رهگذر منم که همه عمر با امید،
رفتم به بام دهر برآیم به صد غرور
اما چه سود زین همه کوشش که دست مرگ
خوش میکشد مرا به سراشیب تنگ گور
ای رهنورد خسته، چه نالی ز سرنوشت؟
دیگر تو را به منزل راحت رسانده است
دروازه طلایی آن را نگاه کن!
تا شهر مرگ راه درازی نمانده است.
#مشیری
اتاقکسیگار؛
مینی سریال چرنوبیل: فاجعه انفجار بزرگترین بمب هستهای تحت نظر اتحادیه جماهیر شوروی.
انیمه jellyfish can't swim at night: همهپسند نیست ولی تنوع جالبیه؛ خودم بخاطر اسمش دیدمش و معروف نیست آنچنانی. برای من که از عروس دریاییها خوشم میومد تجربه جالبی بود. درمورد یه آیدل سابقه که بعد از دیدن نقاش نقاشی موردعلاقهش که یه عروس دریاییه، تصمیم میگیره دوباره بخونه.
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
برای تورس .. خب ، اینا پادشاهِ بیچون و چرای آشپزخونهان. برای یه تورس وعدهی غذایی یه قرارداد مقدسه که بین روحش و حس چشاییش بسته میشه. اصلاً و ابداً فکر ناخنک زدن به بشقابشون رو هم نکن، مگه اینکه بخوای باهاش درگیر بشی. غذا خوردن برای اونا راهیه که حس کنن جاشون امنه و حالشون خوبه.
هدایت شده از شاید خورشید(ایران آزادم🖤)
این ماجرا که از خوردن توت بینصیبم واقعا داره ناراحتم میکنه