ایران خانومم، از کدوم زخمت بگم؟ از کدوم عدد و رقم، آمار کشتهها یا درصد گرونیها؟ از کدوم گلهای پرپر شده و لالههای خونی، پرندههای آزادی خواه زمستون یا دخترکایی که دفتر مشقشون ناتموم موند؟ از کدوم سفره خالی که باعث شد هنر و فرهنگ از یاد بره؟ از کدوم نخبهای که تو رو ول کرد و رفت؟ از کدوم بمب و موشکی که تن و بدنت رو لرزوند؟ از کدوم دروغها و وعدههای توخالی؟ از کدوم بغض فرو خورده و عشق ناکام و ناامیدی و کابوس و شب بیداری؟
ایرانم، ای کاش میشد در آغوشت بکشم و های های به حال تمام دردهات گریه کنیم.