eitaa logo
اتاقک‌سیگار؛
185 دنبال‌کننده
578 عکس
103 ویدیو
1 فایل
-به اتاقک سیگار خوش اومدی.اینجا علاوه‌بر اینکه بوی سیگار میاد، قفسه‌هاش از کتاب پره، صدای رادیو همیشه بلنده،دستگاه تایپ هیچوقت از دست من بیکار نمیمونه و به دیوارها قاب عکس آویزونه. سیگار؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/4298732 تاریخ آغاز: ۷ شهریور
مشاهده در ایتا
دانلود
میشدند.مستقیم دوید طرفشان و نعره زد:«نه،ما را نکشید،ما را نکشید،لطفا ما را نکشید.»مارکوس سرخیو را تماشا کرد که دیده بود زن با حداکثر سرعت نزدیک میشود و میدانست جزو کلیسای حامی قربانی است چون راس ها که حرف نمیزنند و چوبش را،که هرگز از خودش جدا نمیکرد برداشته و با چنان دقتی زن را بیهوش کرده بود که همه مات ماندند.مارکوس دنبال کلودیا راموس دویده اما به او نرسیده بود.وقتی دید سرخیو او را بی هوش کرده نفس راحتی کشید.آن وقت به دو کارگر دستور داد زن را به قسمت آشغال خورها ببرند.آشغال خورهایی که همان نزدیکی،چند متر آن طرف تر از حصار الکتریکی کمین کرده بودند کلودیا راموس بی هوش را با ساطور و چاقو تکه تکه کردند و بلعیدند. کلیسا سال ها جنگید تا دولت بالاخره تسلیم شد و دو طرف توافق نامه ای امضا کردند.سر انجام،دولت با چند کارخانه تولید گوشت به تواقف رسید که حالا باید با اعضای کلیسا رو به رو میشدند.در عوض،به آنها تخفیف مالیاتی اعطا میشد.این کار مشکل گروهی دیوانه را از بین میبرد که کل ساختار نادرستی را که در راستای قانونی سازی آدم خواری بنا شده بود به خطر مینداختند.اگر آدمی با نام و نام خانوادگی را میشد به شکل قانونی خورد،و اگر محصول تلقی نمیشد،چه چیز میتوانست آدم ها را از خوردن همدیگر بازدارد؟اما دولت قید نکرد باید با آن گوشت چه کرد،گوشتی که کسی دلش نمیخواهد مصرف کند،چون نمیداند از کجا میاید و باید به همان قیمت بازار تهیه اش کند.مدتی قبل که پای کلیسای حامی قربانی به میان آمد کریگ تماسی گرفت.به گوشت آدم قربانی شده گواهی مخصوصی برای مصرف کسانی که در مضیقه بودند داده میشود،آشغال خورها که همین حالا هم خیلی به حصار نزدیک شده اند،چون میدانند ضیافتی در انتظارشان است.مهم نیست گوشت مال آدمی پیر باشد،چون گوشت تازه است برایشان غذایی کمیابیست.گرفتاری آشغال خورها این است که جامعه آنها را کنار گذاشته و بی ارزش تلقی شان میکند.به این دلیل است که به آدم های قربانی نمیتوان گفت که بدنشان را تکه پاره میکنند و دل و روده شان را درمیاورند و آدمی منفور و ناخوشایند گوشت تنشان را حریصانه میبلعد و تا ته میجود. به اعضای کلیسا وقت میدهد تا با کسی که میخواهد قربانی شود،با گاستون شافه که بنظر میرسد از خود بی خود است خداحافظی کنند.میداند آن حالت خلسه زیاد طول نمیکشد:به اتاقک که برسند گاستون شافه احتمالا بالا میاورد،به گریه میفتد،میخواهد فرار کند یا خودش را خیس میکند.کسانی که این واکنش ها را نشان نمیدهند یا مواد استفاده کرده اند یا روانی اند. گاستون شافه جلو میاید و دست هایش را جلوی او بالا میبرد.با حالتی نمایشی خودش را تسلیم میکند،انگار تمامی آن مناسک ارزش ویژه ای دارد.میگوید:«به گفته مسیح،مرا ببر و بدنم را بخور.» او تنها کسی است که با گفته گاستون شافه زوال همه چیز را به چشم میبیند. زوال و جنون. نگهبانی آنها را به طرف در خروجی هدایت میکند.«کارلیتوس،بدرقه شان کن.»این را با اشاره میگوید که فقط کارلیتوس میفهمد و معنایش این است که:«بدرقه شان کن و مطمئن شو دیگر برنمیگردند.» از گاستون شافه میخواهد بنشیند و لیوانی آب به او پیشنهاد میدهد.راس ها قبل سلاخی نباید مدتی چیزی بخورند،اما آن قوانین برای اینجا نیست.این گوشت برای آشغال خورهاست که از ظرافت،ضوابط یا نقض قوانین چیزی سرشان نمیشود. گاستون شافه آب را میگیرد بدون آنکه بداند حاوی آرامبخش است،یک آرامبخش ضعیف،اما آن قدر موثر که تضمین کند وقتی به اتاقک ها برسند واکنش مرد تا حد ممکن کم و دور از خشونت است. گاستون شافه کمی تلو تلو میخورد.آرام بخش اثر کرده است.از کنار اتاق های زوائد و برش میگذرند،اما پنجره ها پوشیده اند.کمی میلرزد و سردرگم اطرافش را نگاه میکند.میخواهد حرفی بزند،اما سرخیو با احتیاط دستش را میگیرد و با چشم بند چشم های او را میپوشاند.مرد با استیصال دست و پایش را تکان میدهد،چیزی میگوید که واضح نیست.هنگام تماشای سرخیو،که میکوشد گاستون شافه را کنترل کند،می اندیشد باید مقدار آرام بخش را بیشتر کند.سرخیو زنجیر فولادی را دور گردن او میندازد و با او حرف میزند.به نظر میرسد آرام گرفته یا دست کم دیگر حرکت نمیکند و حرف نمیزند.سرخیو چوبش را بالا میبرد و به پیشانی او میکوبد.گاستون شافه میفتد.دو کارگر او را برمیدارند و به قسمت آشغال خورها میبرند. حصار الکتریکی نمیتواند فریادها و صدای ساطورها که بدن را تکه تکه میکنند خاموش کند؛آشغال خورها برای بهترین قسمت های بدن گاستون شافه باهم میجنگند.
ببینیم امروز میتونم جنگ و صلح رو تموم کنم یا نه.
اتاقک‌سیگار؛
ببینیم امروز میتونم جنگ و صلح رو تموم کنم یا نه.
بالاخره بعد از سه ماه آزگار این کتاب هم بسته شد و به کتابخانه پیوست. و من تا سال دیگه دست به تولستوی نخواهم زد.
پیشنهاد نمیشه بچه‌ها. فقط وقتی تولستوی بخونید که صبر ایوب دارید.😭
با اینکه دنیای تولستوی خیلی گسترده و فوق‌العاده جزئیه ولی داستایوفسکی عمق بیشتری داره.
تولستوی به نوبه خودش قدیمی به حساب میاد. اما موضوعات کتاب داستایوفسکی موضوع روزه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا