چه توفان در این باغ بگشود دست
که سرو بلند تناور شکست؟
چه شوری در آن جان والا فتاد
که آن مرد چون کوه از پا فتاد
چه نیرو سر راه بر او گرفت
که نیرو از آن چنگ و بازو گرفت؟
چه خشکی در آن کام آتش فشاند
که آن تشنه جان را به آتش کشاند؟
چه ابری از آن کوه سربرکشید؟
که سیمرغ از قله ها پر کشید
چه نیرنگ در کار سهراب رفت؟
که با مرگ پیچید و در خواب رفت
چه جادو دل از دست رستم ربود؟
که بیرون شد از هفت خوانش نبود
خمار کدامین می اش گرفت؟
که از ساقی مرگ ساغر گرفت
پدر را ندانم چه بیداد رفت
که تیمار فرزندش از یاد رفت...
#مشیری