eitaa logo
اتاقک‌سیگار؛
216 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
182 ویدیو
6 فایل
اینجا همه‌چیز از جنس سیگاره؛ نوشته‌ها، عکس‌ها، آهنگ‌ها، آدم‌ها، شعرها، فیلم‌ها، کتاب‌ها. این سیگارها دود نمیکنن اما ما ذراتشون رو توی وجودمون فرو میبریم و بعد فوت میکنیم بیرون. https://abzarek.ir/service-p/msg/4298732 تاریخ آغاز: ۷ شهریور ۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
از فراز کوهساران راست بالانی، بلندآواز، نوپرواز در پی آب و نسیم و آسمانی باز نغمه خوان، خرسند سوی اقیانوس میرفتند شامگاهان از فراسوی مهی انبوه سبزی دلگیر یک مرداب را دریا گمان کردند! تا بیاسایند یک دم رو به آن مرداب آورند. قطره قطره، قیرگون آبی، فرو میریخت در پهنای نیزاری ملال آکند آسمانش تیره از پرواز و فریاد کلاغی چند هر زمان انگار زهرآگین غباری میدمید از خاک! بانگ جانفرسای غوکان رفته تا افلاک. در پناه تخته سنگی گرد راه از بال افشاندند صبحگاهان پهنه مرداب را از زیر و بالا چشم گرداندند مصلحت را این چنین باهم سخن راندند: راه اقیانوس دور و راه این نزدیک آب باریکی در آن، گیرم از بیغوله ای تاریک! میتوان آسوده از غوغای توفان روزهایی را به شام آورد. بیش یا کم، سفره ای گسرتد جوجگانی نو به نو پرورد بانگ غوکان؟ میتوان نشنید! یاوه گویی های جانکاه کلاغان؟ میتوان با آن مدارا کرد... قصه هایی این چنین در گوش یکدیگر فرو خواندند لاجرم از راه وا ماندند! از فراز کوهساران بادها گهگاه مینالند: های! ای مرغان دریا! های! دور از این مرداب آب و آفتاب و آسمانی هست آیا یادتان رفته است؟ چشم در راه شما مانده ست اقیانوس راه گم کردید؟ میدانیم اما: از چه جا خوش کرده اید؟ افسوس....
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از  ‌𝖺𝗋𝖼𝗍𝗂𝗏𝗂𝖺
وقتی تلاش می‌کنی برای برگردوندن صمیمیت از دست رفته، یه بار دیگه می‌فهمی چرا از دست رفته بود.
هدایت شده از آدمک شیشه‌ای.
@hoshang_ebtehhaj4_5805193585296934262.mp3
زمان: حجم: 3M
روزگاری دل رمیده‌ی من از دو گلچهره بوسه‌ای میخواست آن یکی سرکشید و ناز افزود وین یکی بوسه داد و بزم آراست این یکی از شراب بوسه خویش کرد سرشار مستی طربم وان یکی در سراب وعده‌ی دور میداوند هنوز تشنه لبم بوسه هایی که این یکی داده ست گر چه شیرین‌تر از می و شکر است دل دیوانـه بـاز مـی گـویـد لذت آن نداده بیشتر است ...! تقدیم به:https://eitaa.com/supportcigarettes
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جهنم سبز
به پنبه‌کاران روستایی در گرگان
سیاه روزترین مردمان روی زمین که شانه هایشان از تازیانه خورشید و گونه هایشان از سیلی ستمکاران و دیده هایشان از گریه های پنهانی همیشه خونین بود؛ و در سیاه ترین فصل_فصل جان کندن_ به چارسوی افق روزنی نمیدیدند؛ در آن جهنم سبز، گل سپید؟ نه، مرگ سیاه میچیدند! سیاه روزترین مردمان روی زمین در آن مزارع بی انتها، در آن مرداب پسر پس از پدر، ای داد نسل بعد از نسل فقیر میزادند، فقیر میماندند، فقیر میمردند. سیاه روزترین مردمان روی زمین نه تن، که حسرت یک بار مرگ راحت را در آن قلمرو وحشتناک به گور میبرند.
اتاقک‌سیگار؛
من خودم الان دیدم، پوسترای وان‌پیس نیستن اون پشت--؟