سیاه روزترین مردمان روی زمین
که شانه هایشان از تازیانه خورشید
و گونه هایشان از سیلی ستمکاران
و دیده هایشان از گریه های پنهانی
همیشه خونین بود؛
و در سیاه ترین فصل_فصل جان کندن_
به چارسوی افق روزنی نمیدیدند؛
در آن جهنم سبز،
گل سپید؟ نه، مرگ سیاه میچیدند!
سیاه روزترین مردمان روی زمین
در آن مزارع بی انتها، در آن مرداب
پسر پس از پدر، ای داد
نسل بعد از نسل
فقیر میزادند، فقیر میماندند، فقیر میمردند.
سیاه روزترین مردمان روی زمین
نه تن، که حسرت یک بار مرگ راحت را
در آن قلمرو وحشتناک به گور میبرند.
#مشیری