اتاقکسیگار؛
اگه به من تابستون پارسال وضع تابستون امسالم رو میگفتی پشماش میریخت.
خنده داره اگه بگم، اگه من تابستون پارسال من الان رو میدید بهم افتخار میکرد؟
خب راستش الان با کسایی پشت یه تور وایمیسم که یه روزی فکر میکردم دست نیافتنیترینن، آدمی رو پیدا کردم که فکر میکردم قراره دیگه هیچوقت نتونم باهاش حرف بزنم، خودم با کسی خداحافظی کردم که هیچوقت فکرشو نمیکردم از دستش بدم، و دارم تلاش میکنم توی راهی قدم بردارم که هیچوقت فکر نمیکردم وجود داشته باشه. خیلی تغییر کردم.
و خوشحالم، چون حالا که از مدرسه بیام خونه مجبور نیستم نگران باشم که حالت خوب نیست و میخوای بلایی سر خودت بیاری. وای وقتی بهش فکر میکنم نمیفهمم چطوری تحمل میکردم.
خوشحالم که تویی، خوشحالم که بینمون فاصلهست، و خوشحالم که احمقانه رفتار نمیکنم.(حالا درسته که احمقانه فکر میکنم ولیخب)
والیبال (بعد نجلا) بزرگترین نجاتدهندهست(حالا نه برای زانوهام)و شاهکاره و بی نظیره. وقتی میپرم بالا که توپ رو رد کنم حس میکنم دارم پرواز میکنم. بعد والیبال همه میخندن و دنیا قشنگه. اه میشه من خودمو با والیبال خفه کنم؟
اتاقکسیگار؛
والیبال (بعد نجلا) بزرگترین نجاتدهندهست(حالا نه برای زانوهام)و شاهکاره و بی نظیره. وقتی میپرم بالا
بمیرم برات=))))))))))))))))))))))))
دست غریقی به دست توست که دریا
در پی آن طعمه در تلاش و تکاپوست
دست غریقی به دست توست که هر موج
میزندش مشت، میکندش موی، میدردش پوست!
هرچه توان در تو بوده برده به غارت
هرچه رمق در تو بوده رفته به تاراج
میکشدت درد
میکشدت آب
بر سر و روی تو تازیانه امواج!
زور تو ناچیز و زور موج زیاد است
راه تو بسته ست و دست و پای تو خسته ست
دست تو از دست او جدا شدنی نیست
رشته ای از جان او به جان تو بسته ست!
طرفه نبردیست نابرابر، خونبار،
حمله موجت میان ورطه کشانده ست
گاه یقین میکنی که اینک تا مرگ
فاصله ای جز یکی دو لحظه نمانده ست!
دیرزمانیست این غریق دریغا
سخت فسرده ست و دل به مرگ سپرده ست
در تو شگفتا هنوز در دل گرداب
ذره ای از گرمی امید نمرده ست!
#مشیری