eitaa logo
اتاقک‌سیگار؛
185 دنبال‌کننده
550 عکس
102 ویدیو
1 فایل
-به اتاقک سیگار خوش اومدی.اینجا علاوه‌بر اینکه بوی سیگار میاد، قفسه‌هاش از کتاب پره، صدای رادیو همیشه بلنده،دستگاه تایپ هیچوقت از دست من بیکار نمیمونه و به دیوارها قاب عکس آویزونه. سیگار؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/3527046 تاریخ آغاز: ۷ شهریور
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه از خودش میپرسد اینکه آدم بیشتر روز را صرف چپاندن قلب انسان ها در جعبه ای بکند چه حسی دارد.در ذهن کارگرها چه میگذرد؟میدانند چیزی که در دست هایشان است تا چند لحظه قبل میتپید؟اصلا اهمیتی میدهند؟بعد می اندیشد خودش بیشتر زندگی اش را صرف نظارت بر کار گروهی میکند که از دستوراتش اطاعت میکنند،گلو میبرند،دل و روده جدا میکنند و طوری تن زن ها و مردها را میبرند که انگار کاری کاملا عادی است.آدم میتواند تقریبا به هرچیز عادت کند جز مرگ فرزند. هرماه باید چند راس را بکشند تا او بتواند شهریه خانه سالمندان پدرش را بپردازد؟چند انسان را باید برایش سلاخی کنند تا فراموش کند چطور لئو را در تختش گذاشت،رویش را پوشاند،لالایی خواند و روز بعد دید در خواب مرده؟چند قلب باید در جعبه ها جا بگیرد تا درد به چیز دیگری تبدیل شود؟ اما متوجه میشود درد تنها چیزی است که نفس کشیدن را برایش میسر میکند. جز اندوه چیز دیگری برایش باقی نمانده است.
گنجیشککای بی نام و نشون پرنده های بی هم زبون بهتره دیگه برین خونتون دردتون نخورد به دردمون کم زدنتون، بستتون، ها؟ کم توی قفس کردنتون باز اومدین اینجا واسه پرواز کم نکرده کردن گردنتون از اینجا مثل غریبه برین از این شهر واسه همیشه برین برین دنبال یه شهر بهتر شاید به امید یه نتیجه برین از سرتون، زخم بدنتون غمتون، نوکتون، جیک جیک صبحتون ترس توی شبتون و حبس نفستون، نفسم گرفت برین یه جایی که ترسی نداره واسه پرواز مرزی نداره کلاغ ولگردی نداره هیچ غمی و ترسی نداره یه جایی که همه منظره ها خوبن آدما وقتی وا میشن پنجره ها خوبن کور و نگاه خوبن، لال و صدا خوبن شاپرکا خوبن، شاه و گدا خوب بریم یه جا که ته قصه بی کویره دور از سینه های آزاد که تشنه میدریدش یه چند صباحی بو تشنگی نگیره بریم یه جا زندگی نمیره؟ نه کار ما نیست، آسمون دولت پرواز ما نیست نشونی ما همون خنده های مرده ست چیزی جز این فریاد نام ما نی برین، اما نمیخواد این سفره کدوم و کجا نمیخواد توی این سرما دستام که تنهان اگه توی ترسی ازت ها نمیخواد من که دیگه پیرم، از این حرفا سیرم یه جورایی گیرم، شما برین میرم برین، برین این قفس رو بشکونین برین سلام منو به نفس برسونین شاید یه روز یا یه شبی هم رو داشتیم یه جایی با هم قرار پریدن گذاشتیم این خطا که میگن مرزن ندیدم بدون هیچ التماسی ارزن خریدیم تلخ نشین، اینقدر سخت نگیرین رو سیم برق نشینین کوچیکین، ظریفین، میمیرین هرچقدر عزیزین غریبین، میبینین سخته، این نفس تنگ تر از خود تنگه این نفس ننگ تر از خود ننگه وقتی یه لحظه حسی توی وجود تو نیست که بخنده سخته شاید یه روزی همتون مامان داشتین کلی مهر، با وجود آذر یه آبن داشتین درد ندیدین و دردی دردتون نشد سردتون نشد به دستتون نخورد نیر، پاتونم نکرد گیر شاید آزادی رو فقط نگفتین شاید دیدینش، حسش کردین، انجامش دادین بدون هیچ ترسی گنجیشککای بی نام و نشون پرنده های بی هم زبون منم، نام و نشونتون منم، هم زبونتون درسته با همدیگه یکمی فرقو داشتیم خسته بودیم، کوفته بودیم، ولی صبرو داشتیم شاید یه روز یا یه شبی هم رو داشتیم یه جا با هم قرار پریدن گذاشتیم دور از اونحا که رویای مرده ست پرواز توی تسخیر خفاش لکنته دور از خیال جریان توی رودهای آزاد توی اونجا که دریا یه مرداب گنده ست کل زندگی رو انشا کنیم به درد هم هنوز نمرده املا کنیم که هست آسمون یعنی رقص فوجی از ما با پروازمون امضا کنیم شکست
امروز مثل روز قبل کار، ناخواسته زدم توی بندر فرار غروب توی بغض مثل بچگیام، وقتی نگار میرسید به آخر قطار کشتی ها اومدن و رفتن ولی کشتی من نمیندازه لنگر تو کدوم اقیانوس پنهونه میون کدوم آبها زندونه دوباره رفتم دوباره رو انداختم زیر انداز پاره رو بلندی بوق آخرین کشتی بیدار کرد تو آسمون اولین ستاره رو که روشن شد آسمون لاغر یکم معننی داد این انتظار یاوه رو ریشه اعتصاب آب کرده بود شاید که فراموش کرده بود انتظار ساقه رو تو نیستی آبم گلیه تموم آفتابم گلیه بیداری این روزا خواب تلخیه نیستی تمام خوابم گلیه کودکی نابم گلیه دستای سابیده به تابم گلیه نفسمو راحت میدزدن اما نیستی صدای هاپ هاپم گلیه اقیانوسم مرد کشتی کجایی بندرم بازار فروش کلک شد رخ نشون بده د لعنتی چوبت ترکه شک شد باورم فلک شد اگه نیای امشب وسط دریام با اینکه سرده میلرزه دستام آهای عابر منم پامه زنجیر این ساحل رو به روم آبه پشت سرم خاکه گیرم وسط ترسم اینه میمیرم وسط وقتی میای دل من دل شهر دل بندر میگیرن واست عمری اسیرم لعنت به دریا کشتی ندارم لعنت به سرما این روزا شلوغه اما بی فروغه شاید که خود کشتی هم دروغه من و تو باید یاد بگیریم شنا هرچند که این دریای کوچیک بزرگه بیا کشتی هم باشیم عابر بیا باهم بشیم مسافر دستای من حاضرین پارو بشین چشم من میشی ناخدای من آهای سینه سکان من میشی؟ راه زیادی مونده تا خدای من اگه نیای امشب وسط دریام
جاری ام واسه جهت کلی جا دارم واسه ریختن پشت سد کلی جا دارم من از اونام که کمیت رو به باد دادم تو از اونا که واسه عدد کلی جا دارن پاتو میکوبی کف خاک میشی کوه لب دره ام واسه پرت کلی جا دارم دستات توی امنیت کلی قابلن من دستام واسه شرط کلی جا دارن بدون رنگم تو ولی نه رنگ آمیزی میشی توی رنگای شهر دستاتو میبنده دستای سرد که دست بندته روی دستای من تو پاهات توی همین شهر کلی راه دارن من واسه شهرای بعد کلی جا دارم زنجیر خطری تحمیل نظری منکرتم، واسه رد کلی جا دارم زندون اونایی که قصد هوا دارن من واسه عطشای لب کلی جا دارم نفسات ازم جزر و میخوان و من نفسام هنو واسه مد کلی جا دارن