تو این مدتی که سعی کردم مذهبیها رو بشناسم به یه نکتهای رسیدم؛ انقدی که شماها همدیگه رو نابود میکنید و بهم تهمت میزنید و قضاوت میکنید همنوعهاتون رو
دادگاه های آمریکا قضاوت نمیکنه!
شب عیدی رفتم مغازه لباسفروشی رفیقم، از اوضاع اقتصادی مینالید. چشمم خورد به دستگاه کارتخوانش رسیدای فروشش یه طومار شده بود
تا رفت چایی بیاره یه دید زدم حدودی اون روز ۶۰ میلیون تومن فروخته بود.
از خدا خواستم اگر قراره با این همه درآمد زبونم به شکر باز نشه، هیچوقت پولدار نشم!
#تجربهزیست
میزان خوشگذرونیهای من قبل و بعد از تغییر اعتقاداتم فرق نکرده اما نوعش متفاوت شده
و یه چیز مشترک دارن
من کماکان خوش میگذرونم و حالم خوبه
کسی را میشناسم که با سایه خود درد دل میکند؛
چه رنجی میکشد او وقتی هوا
ابریست...
امیرالمومنین«ع»:
روزگار مامور است به پراکنده کردن دوستانی که با هم اُنس و الفتی دارند.
"وانمود میکنم که هیچ
احساسی نمیکنم اما هر
شب تو مانند روحی که
نمی خواهد فراموش شود، در
ذهنم جاری میشوی"