آيه 121
🌀شأن نزول:
بعضى از مفسران معتقدند كه اين آيه در باره افرادى كه با «جعفر بن أبي طالب» از حبشه آمدند و از كسانى بودند كه در آنجا به او پيوستند نازل شد، آنها چهل نفر بودند، سى و دو نفر اهل حبشه، و هشت نفر از راهبان شام كه «بحيرا» راهب معروف نيز جزء آنان بود.
بعضى ديگر معتقدند كه آيه در باره افرادى از يهود همانند «عبد اللّه بن سلام» و «سعيد بن عمرو» و «تمام بن يهودا» و امثال آنها نازل شده كه اسلام را پذيرفتند و به راستى مؤمن شدند.
❇️تفسير:
از آنجا كه جمعى از حق طلبان يهود و نصارى، دعوت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله را لبّيك گفتند و اين آيين را پذيرا شدند، قرآن پس از مذمت گروه سابق از اينها به نيكى ياد مىكند
و مىگويد: «كسانى كه كتاب آسمانى را به آنها داديم و از روى دقت آن را تلاوت كرده و حق تلاوتش را (كه تفكر و انديشه و سپس عمل است) ادا كردند به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله ايمان مىآورند» (الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ)
«و آنها كه نسبت به آن كافر شدند به خودشان ظلم كردند، همان زيانكارانند» (وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ)
1️⃣ جلب رضايت دشمن، حسابى دارد-
درست است كه انسان بايد با نيروى جاذبه اخلاق دشمنان را به سوى حق دعوت كند، ولى اين در مقابل افراد انعطافپذير است، اما كسانى كه هرگز تسليم حرف حق نيستند، نبايد در فكر جلب رضايت آنها بود، اينجا است كه اگر ايمان نياوردند بايد گفت: به جهنّم! و بيهوده نبايد وقت صرف آنها كرد.
2️⃣ حق تلاوت چيست؟
اين تعبير پر معنايى است.
🔅در حديثى از امام صادق عليه السّلام در تفسير اين آيه مىخوانيم كه فرمود: «منظور اين است كه آيات آن را با دقّت بخوانند و حقايق آن را درك كنند و به احكام آن عمل بنمايند، به وعدههاى آن اميدوار، و از وعيدهاى آن ترسان باشند، از داستانهاى آن عبرت گيرند، به اوامرش گردن نهند و نواهى آن را بپذيرند، به خدا سوگند منظور حفظ كردن آيات و خواندن حروف و تلاوت سورهها و ياد گرفتن اعشار و اخماس «1» آن نيست- آنها حروف قرآن را حفظ كردند اما حدود آن را ضايع ساختند، منظور تنها اين است كه در آيات قرآن بينديشند و به احكامش عمل كنند، چنانكه خداوند مىفرمايد: اين كتابى است پر بركت كه ما بر تو نازل كرديم تا در آياتش تدبّر كنند».
⏹ (1) منظور از «اعشار» و «اخماس» تقسيماتى كه در قرآن مىشود مانند: تقسيم به سى جزء و يا هر جزء به چهار حزب و امثال آن است .
(آيه 122)- بار ديگر خداوند روى سخن را به بنى اسرائيل كرده
مىفرمايد:
💭«اى بنى اسرائيل به خاطر بياوريد نعمتهايى را كه به شما ارزانى داشتم و نيز به خاطر بياوريد كه من شما را بر جهانيان (بر تمام مردمى كه در آن زمان زندگى مىكردند) برترى بخشيدم»
(يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ)
(آيه 123)- ولى از آنجا كه هيچ نعمتى بدون مسؤوليّت نخواهد بود، بلكه خداوند در برابر بخشيدن هر موهبتى تكليف و تعهّدى بر دوش انسان مىگذارد در اين آيه به آنها 🔈 هشدار مىدهد و مىگويد:
«از آن روز بترسيد كه هيچ كس از ديگرى دفاع نمىكند» (وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً)
«و چيزى به عنوان غرامت و يا فديه كه بلاگردان آنها باشد پذيرفته نمىشود» (وَ لا يُقْبَلُ مِنْها عَدْلٌ)
«و هيچ شفاعتى (جز به اذن پروردگار) او را سود ندهد» (وَ لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ)
و اگر فكر مىكنيد كسى در آنجا- جز خدا- مىتواند انسان را كمك كند اشتباه است چرا كه «هيچ كس در آنجا يارى نمىشود» (وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ)
(آيه 124)-🌻 «امامت» اوج افتخار ابراهيم (علیه السلام )
از اين آيات به بعد سخن از ابراهيم (ع )قهرمان توحيد و بناى خانه كعبه و اهميّت اين كانون توحيد و عبادت است كه ضمن هيجده آيه اين مسائل را بر شمرده است.
✅هدف از اين آيات در واقع سه چيز است:
1️⃣ نخست اين كه مقدمهاى براى مسأله تغيير قبله است،
2️⃣و ديگر اين كه يهود و نصارى ادعا مىكردند ما وارثان ابراهيم و آيين او هستيم و اين آيات مشخص مىسازد كه آنها تا چه حد از آيين ابراهيم بيگانهاند.
3️⃣سوم اين كه مشركان عرب نيز پيوند ناگسستنى ميان خود و ابراهيم قائل بودند، بايد به آنها نيز فهمانده شود كه برنامه شما هيچ ارتباطى با برنامه اين پيامبر بزرگ بت شكن ندارد.
در اين آيه به مهمترين فرازهاى زندگى ابراهيم (ع) اشاره كرده، مىگويد:
💭«به خاطر بياوريد هنگامى را كه خداوند ابراهيم را با وسايل گوناگون آزمود و او را عهده آزمايش به خوبى بر آمد» (وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ).
🎁خداوند مىبايد جايزهاى به او بدهد «فرمود: من تو را امام و رهبر و پيشواى مردم قرار دادم» (قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً)
🤲«ابراهيم تقاضا كرد كه از دودمان من نيز امامانى قرار ده» تا اين رشته نبوّت و امامت قطع نشود و قائم به شخص من نباشد (قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي)
📛اما خداوند در پاسخ او «فرمود: پيمان من، يعنى مقام امامت، به ظالمان هرگز نخواهد رسيد» (قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ)
🍃تقاضاى تو را پذيرفتيم، ولى تنها آن دسته از ذريّه تو كه پاك و معصوم باشند شايسته اين مقامند!
📣👆از آيه فوق اجمالا چنين استفاده مىشود: مقام امامتى كه به ابراهيم بعد از پيروزى در همه اين آزمونها بخشيده شد. فوق مقام نبوّت و رسالت بود.
🌼اين حقيقت اجمالا در حديث پر معنى و جالبى از امام صادق عليه السّلام نقل شده، آنجا كه مىفرمايد:
«خداوند ابراهيم را بنده خاصّ خود قرار داد پيش از آن كه پيامبرش قرار دهد، و خداوند او را به عنوان نبى انتخاب كرد پيش از آن كه او را رسول خود سازد، و او را رسول خود انتخاب كرد پيش از آن كه او را به عنوان خليل خود برگزيند، و او را خليل خود قرار داد پيش از آن كه او را امام قرار دهد، هنگامى كه همه اين مقامات را جمع كرد فرمود: من تو را امام مردم قرار دادم، اين مقام به قدرى در نظر ابراهيم بزرگ جلوه كرد كه عرض نمود: خداوندا! از دودمان من نيز امامانى انتخاب كن، فرمود: پيمان من به ستمكاران آنها نمىرسد ... يعنى شخص سفيه هرگز امام افراد با تقوا نخواهد شد».
💙نكتهها:
1️⃣ منظور از «كلمات» چيست؟
از بررسى آيات قرآن چنين استفاده مىشود كه مقصود از «كلمات» (جملههايى كه خداوند ابراهيم را به آن آزمود) يك سلسله وظايف سنگين و مشكل بوده كه خدا بر دوش ابراهيم گذارده بود.
اين دستورات عبارت بودند از: بردن فرزند به قربانگاه و آمادگى جدّى براى قربانى او به فرمان خدا! بردن زن و فرزند و گذاشتن آنها در سرزمين خشك و بىآب و گياه مكّه! قيام در برابر بتپرستان بابل و شكستن بتها و دفاع بسيار شجاعانه در آن محاكمه تاريخى و قرار گرفتن در دل آتش! مهاجرت از سرزمين بتپرستان و پشت پا زدن به زندگى خود، و مانند اينها كه هر يك آزمايشى بسيار سنگين بود، اما او با قدرت و نيروى ايمان از عهده همه آنها برآمد و اثبات كرد شايستگى مقام «امامت» را دارد.
2️⃣ فرق نبوت و امامت و رسالت:
بطورى كه از آيات و احاديث بر مىآيد كسانى كه از طرف خدا مأموريت داشتند داراى مقامات مختلفى بودند:
🔅مقام نبوت
يعنى دريافت وحى از خداوند، بنابراين «نبى» كسى است كه وحى بر او نازل مىشود.
🔅مقام رسالت
يعنى مقام ابلاغ وحى و تبليغ و نشر احكام خداوند و تربيت نفوس از طريق تعليم و آگاهى بخشيدن، بنابراين رسول كسى است كه موظف است در حوزه مأموريت خود به تلاش و كوشش برخيزد، و براى يك انقلاب فرهنگى و فكرى و عقيدتى تلاش نمايد.
🔅مقام امامت
يعنى رهبرى و پيشوايى خلق، در واقع امام كسى است كه با تشكيل يك حكومت الهى سعى مىكند احكام خدا را عملا اجرا و پياده نمايد.
به عبارت ديگر وظيفه امام اجراى دستورات الهى است در حالى كه وظيفه رسول ابلاغ اين دستورات مىباشد.
3️⃣ امامت يا آخرين سير تكاملى ابراهيم
مقام امامت، مقامى است بالاتر و حتى برتر از نبوت و رسالت، اين مقام نيازمند شايستگى فراوان در جميع جهات
است كه ابراهيم پس از امتحان شايستگى از طرف خداوند دريافت داشت و اين آخرين حلقه سير تكاملى ابراهيم بود.
(آيه 125)- عظمت خانه خدا 🕋
بعد از اشاره به مقام والاى ابراهيم در آيه قبل، در اين آيه به بيان عظمت خانه كعبه كه به دست ابراهيم ساخته و آماده شد پرداخته،
💭مىفرمايد: «به خاطر بياوريد هنگامى را كه خانه كعبه را «مثابة» (محل بازگشت و توجه) مردم قرار داديم و مركز امن و امان» (وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً).
🕋 از آنجا كه خانه كعبه مركزى بوده است براى موحدان كه همه سال به سوى آن رو مىآوردند، نه تنها از نظر جسمانى كه از نظر روحانى نيز بازگشت به توحيد و فطرت نخستين مىكردند، از اين رو به عنوان🌳 «مثابة» معرفى شده، اما اين كه خانه كعبه از طرف پروردگار به عنوان يك پناهگاه و كانون امن و امان اعلام شده، مىدانيم: در اسلام مقررات شديدى براى اجتناب از هر گونه نزاع و كشمكش و جنگ و خونريزى در اين سرزمين مقدس وضع شده است، بطورى كه نه تنها افراد انسان بلكه حيوانات و پرندگان نيز در آنجا در امن و امان به سر مىبرند و اين در حقيقت اجابت يكى از درخواستهايى است كه ابراهيم از خداوند كرد.
سپس اضافه مىكند: «از مقام ابراهيم نمازگاهى براى خود انتخاب كنيد» (وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى)🕌
و آن همان مقام معروف ابراهيم است كه محلى است در نزديكى خانه كعبه و حجّاج بعد از انجام طواف به نزديك آن مىروند و نماز طواف بجا مىآورند.
سپس اشاره به پيمانى كه از ابراهيم و فرزندش اسماعيل در باره طهارت خانه كعبه گرفته است مىفرمايد: و مىگويد: «ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه خانه مرا براى طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان (نماز گزاران) پاكيزه دارند» (وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ)
💟منظور از طهارت و پاكيزگى در اينجا پاك ساختن ظاهرى و معنوى اين خانه توحيد از هر گونه آلودگى است.
💕 چرا خانه خدا! در آيه فوق از خانه كعبه به عنوان «بَيْتِيَ» (خانه من) تعبير شده در حالى كه روشن است خداوند نه جسم است و نه نياز به خانه دارد، منظور از اين اضافه همان «اضافه تشريفى» است به اين معنى كه براى بيان شرافت و عظمت چيزى آن را به خدا نسبت مىدهند، ماه رمضان را «شهر اللّه» و خانه كعبه را «بيت اللّه» مىگويند.