رمان تا ابد بی تو
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
آلما:من نمیخام با کسی که چشم همه دنبالشه ازدواج کنم
اصلا اگه اون بعد یه مدت از من خسته شه چی
حامی:آلما من همه ی این کارارو واسه خودت کردم
آلما:نباید میکردی خودم تنهایی میتونستم
آلما:پاهام خونی شده بود گفت بریم بیمارستان منم چاره ای نداشتم قبول کردم
آلما:دنیز تو یکی دیگه شروع نکن
سوگند:آلما من نمیتونم فراموشش کنم میفهمی
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
اگه میخای بقیشو بخونی بیا اینجا عضو شو قشنگمم🤍✨
https://eitaa.com/taabadbito