آخرین نوشتههام و احوالاتی که ثبت کردم رو کاغذ، به ۴ آبان ۰۳ برمیگرده:))
تا به الان.
هدایت شده از |حَ.نیفْ²|
حس میکنم نمیتونم خیلی از خدا دلخور باشم وقتی که مشکل خودمم!!
منِ آدمیزاد با همچین روحیهای نمیدونم چرا همچین رشتهای انتخاب کردم، خدا کمکم کنه.
هدایت شده از دومآن ؛
خاطرات دوره دبیرستان یادم میاد و فکر میکنم من واقعا اون سه سال زندگی رو بُردم!
*شاید باید منتظر بمونی تا اون تیکهی پازل پیدا بشه
شایدم باید خودت پیداش کنی
یا شاید حتی باید بسازیش!
هدایت شده از دفتر خاطرات خانوم علیا -
دلم یه دوست خارجی میخواد. یه دوستی از یه فرهنگ دیگه، یه سرزمین دیگه، یه تفکر دیگه، یه سبک زندگی دیگه، یه آدمِ کاملا متفاوت که بتونم کشفش کنم و با هرچیزی که میفهمم ذوق کنم، هیجانزده بشم، متعجب بشم و احساسات جدید تجربه کنم. در واقع شاید یه دروازه برای ورود به یه دنیای دیگه میخوام.