eitaa logo
- تـأنی𔓘
131 دنبال‌کننده
148 عکس
14 ویدیو
3 فایل
/دفترچه خاطراتِ درختِ ۲۰ ساله - گنجه‌ی گوشه‌ِ اتاقِ طبقه‌ی بالای خونه‌ی مادربزرگ، خاطراتی که قراره خاک بخورن. ‌ /خونه تیمیِ کوچه صفر پنج - تو به گوشم افسانه بگو،‌ ‌بگو که زنده‌ایم(: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_sht6sfx&btn=ماه‌پیشونی
مشاهده در ایتا
دانلود
از لحاظ روحی نیاز دارم برم نمایشگاه کتاب، با جیب پر پول البته🤝
آقا امیرالمومنین‌علیه‌السلام: دوای دردها، دیدار با رفیقان است.
هدایت شده از دومآن ؛
خاطرات دوره دبیرستان یادم میاد و فکر می‌کنم من واقعا اون سه سال زندگی رو بُردم!
اون دعای قشنگی که خانم مُسن برام کرد، باعث شد رقیق القلب بشم✨
*شاید باید منتظر بمونی تا اون تیکه‌ی پازل پیدا بشه شایدم باید خودت پیداش کنی یا شاید حتی باید بسازیش!
دیگه فکر کنم بعضی وقتا تنها راه نجاتم فقط نوشتن باشه.
دلم یه دوست خارجی می‌خواد. یه دوستی از یه فرهنگ دیگه، یه سرزمین دیگه، یه تفکر دیگه، یه سبک زندگی دیگه، یه آدمِ کاملا متفاوت که بتونم کشفش کنم و با هرچیزی که می‌فهمم ذوق کنم، هیجان‌زده بشم، متعجب بشم و احساسات جدید تجربه کنم. در واقع شاید یه دروازه برای ورود به یه دنیای دیگه می‌خوام.
https://eitaa.com/Alnana/5901 *دست‌کم می‌دونستم اون کتاب‌های کذایی به درد نخور رو چطوری باید بخونم. اما هنوز از دانشگاه هیچی نمی‌دونم، هنوز باهاش غریبه‌م*
اصلا دیگه نمی‌دونم این لقبِ "تأنی"، مناسب هست که به این آدمی‌زاد گفته بشه یا نه..؟
ای کاش خاطرات وصل بود به آدما ؛ خودشون که دور می‌شدن ، خاطراتشونم با خودشون دور میشد، می‌رفت.
*اون شب، اونجایی که ۹ و نیم شب، رو پلی تنهایی داری میری سمت خونه، و با اعماق وجودت می‌چشی که بزرگ شدن، مستقل شدن، تنها شدن، از دوستات و خانواده دور شدن، چقدر سخته؛ و به قول ناحله آدمی‌زاد چقدر طفلکیه.