eitaa logo
تـأنی -
126 دنبال‌کننده
124 عکس
12 ویدیو
3 فایل
/دفترچه خاطراتِ درختِ ۱۹ ساله - گنجه‌ی گوشه‌ی اتاقِ طبقه‌ی بالای خونه‌ی مادربزرگ، خاطراتی که قراره خاک بخورن. ‌ /خونه تیمیِ کوچه صفر پنج . - تو به گوشم افسانه بگو،‌ ‌بگو که زنده‌ایم (: @ms_taani
مشاهده در ایتا
دانلود
پاییزِ امسال معمولی‌تر از اون چیزی که فکر میکردم داره میگذره.
وقتی ناگهانی یه‌ اتفاقِ قشنگ میفته و همه چی یهویی جور میشه>>>
جداََ وسایلمو جمع کردم و تو راهم؟ نه ، هنوزم نمیتونم باور کنم ..
ولی میدونم که وسطِ این همه روزمرگی‌های خاکستری و آشفته بازار، حال و هوای راهیان رو نیاز داشتم.
هدایت شده از نخل و نارنج ؛
خانوم علیا، تو تمام سال می‌گفتی یه لحظه نفس کشیدن تو هوای مناطق جنگی می‌خوام. فقط یه لحظه. حالا باورت نمی‌شه؟
*مستیِ همیشگیِ بچه‌ها ..
ولی واقعا هوای دوکوهه انگار منو بغل میکنه .
هیچوقت آسمون‌شو فراموش نمیکنم ..
بعضی وقتا، چه شب‌هاش چه صبح‌هاش، نسیم خنکی میاد؛ یهو میاد و دورت میچرخه و میره. و من حس میکنم که گاهی انگار نسیم اونجا منو بغل میکنه ..:))
دو کوهه .. پناه، مأوا، ملجأ، مناص . دو کوهه به معنای واقعی، گریزگاهِ منه:))) زمانی که از همه چی خسته‌م، از همه چیِ همه چی . و فقط میخوام به گریزگاه‌م (دو کوهه) برم، اونجا با تموم وجود نفس بکشم و تا شب به آسمونِ قشنگش خیره بشم .
قول و قرار‌های آخر شب تو پادگان ..
منتظرِ علقمه ..