هدایت شده از دفتر خاطرات خانوم علیا -
یک روز همهی ما مردمِ بینام و نشانِ جا مانده در تاریخیم.
هدایت شده از طهران.
کلا گذر زمان تو فضای مجازی خیلی عجیبه،
چون شخصیت افراد مکتوب شده میمونه
با شات و پیام و غیره
و وقتی عوض میشن و یه روزی راهت میخوره به اون خاطراتی که ازشون سیو داشتی و با چشمای خودت به عینِ میبینی که چقدر تغییر کردن...
انسان همینِ؛
علاوه بر اینکه خیلی چیزارو طی زندگیش فراموش میکنه،
خیلی چیزارو هم عادی میکنه.
هدایت شده از دفتر خاطرات خانوم علیا -
همهمون یه روز آخرین پیاممون رو با انسانها رد و بدل میکنیم، برای آخرین بار تو چشمهاشون غرق میشیم، برای آخرین بار در آغوش میگیریمشون، برای آخرین بار صداشون میکنیم و صداشون رو میشنویم، برای آخرین بار میبوسیمشون، برای آخرین بار ازشون خداحافظی میکنیم، برای آخرین بار اونها رو زندگی میکنیم، برای آخرین بار داریم زندگی میکنیم بدون این که بدونیم آخرین باره.
هدایت شده از دفتر خاطرات خانوم علیا -
یه روز حتی همهمون برای آخرین بار ایتا رو باز میکنیم، تو کانال روزمرهنویسیمون پیام میذاریم، جواب دوستهای مجازیمون رو میدیم، کانالهای دیگه رو چک میکنیم، بدون این که بدونیم آخرین باره. شاید هم بدونیم آخرین باره و در اون صورت چقد غمانگیز خواهد بود.