خونه صرفاََ مکان نیست، میتونه یِ شخص باشه.
درحال حاضر فقط یِ خونهِ امن میخوام، یِ بغلِ امن که خستگیِ تمامِ این مدت رو بتونه جبران کنه.
آخرین روزِ سالِ ۱۴۰۲ ِ خورشیدیِ عزیزم.
سخت گذشت، ولی گذشت؛
گاهی طولانی، گاهی به سرعتِ نور.
گذشت و حالا رفت تو قسمتِ خاطراتِ زندگیمون..
سخته؛
سخته که احساساتمو از اعماقِ قلبم بکشم بیرون و بنویسم.
از سالی که گذشت بنویسم، از خاطرات بنویسم، از آخرینها بنویسم..
من همیشه تو نوشتن عاجز بودم.
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوب..mp3
زمان:
حجم:
474.1K
و ما را به حالی سبز؛
و همیشه سبز؛
برگردان…
هدایت شده از دفتر خاطرات خانوم علیا -
من امشب قراره در عاجزانهترین حالت ممکنم، در حالی که هیچکس به درگاه تو شرمگینتر از من نیست، مقابلت زانو بزنم و اجازه بگیرم و سر بذارم روی پات و زار بزنم حضرت امیر، حضرت پدر...