🔰 خطرِ تحلیلهای تکبعدی!
🧠 یکی از خطاهای رایج در تحلیل سیاسی این است که یک جمله را فقط از زاویه دید خودمان ببینیم و همه ابعاد دیگر آن را نادیده بگیریم.
📌 وقتی رهبر انقلاب میفرمایند: «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم، ولی اجازه آن را صادر کردم»
آیا واقعاً فقط یک پیام در این جمله وجود دارد؟
❓ممکن است این جمله پیامی به مسئولان باشد که مسئولیت تصمیم را خودشان بپذیرند.
❓ممکن است پیامی به افکار عمومی باشد که هر تصمیمی لزوماً به معنای تحمیل نظر رهبری به ساختارهای قانونی کشور نیست.
❓ممکن است پیامی به خارج از کشور باشد که جمهوری اسلامی از موضع ضعف و اشتیاق وارد هیچ توافقی نشده است.
❓ممکن است پیامی برای تبیین سازوکار جمهوری اسلامی باشد که در آن، رهبری میتوانند نظر دیگری داشته باشند اما در چارچوب قانون و مسئولیتپذیری نهادها عمل کنند.
📖 سیاست و حکمرانی، تکبعدی نیست؛ یک جمله ممکن است همزمان چند پیام داخلی، خارجی، حقوقی، مدیریتی و راهبردی داشته باشد.
⚠️ بنابراین تقلیل یک عبارت به یک برداشت سیاسیِ مورد علاقه خودمان و سپس اعلام اینکه «فقط همین تفسیر درست است»، بیشتر نشانه سطحینگری است تا تحلیل.
🎯 بصیرت یعنی دیدن همه ابعاد یک سخن؛ نه مصادره کردن آن به نفع پیشفرضهای خود.
✍لیلا اربابی
https://eitaa.com/tabeeneroshan
📌سردار جوانی اظهار کرد: در نهایت شروطی که در ایران با تدابیر حضرت آقا تنظیم میشود، رهبر انقلاب اذن مذاکره از موضع عزت و قدرت را میدهند. برای مذاکره اذن داده شده است. لذا کسانی که برداشت میکنند «علی الاصول» یعنی با آمریکا مذاکره نکنیم و مذاکرات اشکال دارد، نظر صائب و درستی نیست، زیرا نظام مشغول مذاکره بوده است.
🔹 سخنان سردار جوانی نشان میدهد که فهم بیانات رهبری با تحلیلهای سطحی و تکجملهای فاصله دارد.
📌 اما وقتی کسی از قبل به نتیجه رسیده باشد، نه توضیح میشنود و نه استدلال؛ هرچه خلاف باورش باشد، «توجیه» نامیده میشود و بس.
✍لیلا اربابی
https://eitaa.com/tabeeneroshan
هدایت شده از با امام خامنهای تا ظهور
🟥 یادداشت خوب از دکتر یامین پور /
من ضمن تشکر از ایشان این یاداشت را یک کارگاه آموزشی در باره تبیین نامه پربرکت امام سید مجتبی خامنه ای می دانم و همه ی جوانان انقلابی را به این گارگاه دعوت می کنم ؛
✍ دکتر مجتبی زارعی؛
عضو کمیسیون امنیت ملّی و سیاست خارجی
🔲 الف ) دکتر یامین پور : گفت: برخی از مردم معتقدند «علی الاصول نظر دیگری داشتم» یعنی نباید آتشبس را میپذیرفتیم و باید همواره جنگ را ادامه میدادیم.
ب) گفتم: ایشان صلاح ندانستند دربارهی «نظر دیگر» فعلا حرفی بزنند. ولی قاعدتاً نمیتوان تصور کرد که ایشان یک جنگ بیپایان را در نظر داشته اند. چه بسا دربارهی زمان مذاکره یا کیفیت مذاکره یا طرف مذاکره یا مفاد مورد مذاکره نظر دیگری داشته اند. به هر حال فعلا یقینی نمیدانیم.
ج)گفت: الان که آشکار شده نظر دیگری داشتند باید در تجمعات فشار بیاوریم که مذاکرات رها بشود و به سرانجام نرسد؟
د) گفتم : این که خلاف صریح نظر معظمله است. ایشان تحقق تعهدات را مطالبه کردهاند. بنابراین رفتار ما(در مطالبه و نظارت) باید در مسیر کمک به تحقق جمیع تعهدات طرف مقابل باشد نه شکست خوردن اصل آن.
اینکه ایشان نامهی خود را «بعد» از امضای یادداشت تفاهم منتشر کردند هم نشانهایست که نمیخواستند جلوی آنرا بگیرند.
ه) گفت: ولی معلوم شد حضرات عضو شعام با ولایت زاویه دارند و در ولایت پذیری لنگ میزنند؛ حتی فرماندهان!
و) گفتم: اینرا چطور میتوان دربارهی همه احراز کرد؟ رأی اعضای شعام ازجمله فرماندهان در مرحلهی پایانی تنظیم یادداشت تفاهم بوده؛ ما از کجا میدانیم که در مراحل قبلی که احتمال دارد نظر متفاوت رهبری مربوط به آن مراحل باشد، برخی از این اعضا همنظر با ایشان بوده اند یا نه؟!
حق نداریم به این راحتی درباره ولایتمداری که مقولهای سخت و ذومراتب است براحتی مدیون شخصیتهایی بشویم که عمرشان را در راه اسلام و وطن صرف کردهاند.
ز) گفت: پس هدف ایشان از تصریح براینکه علیالاصول نظر دیگری داشتند و تعهد رئیسجمهور را علنی کردند،چه بود؟
ح) گفتم: *احتمالاً این تصریح اشارهای به «خطای محاسباتی» برخی مسئولان و جلوگیری از خوشبینی افراطی نسبت به مذاکرات در میان آنهاست و پیام به آن طرف که گمان نکند مذاکره و توافق با آمریکا یک خواست جمعی و مورد نیاز جمهوریاسلامی است.
رهبری با این پیام صریح، بر فاصلهگذاری مبنایی و آرمانی و وجودی با آمریکا تاکید کردند و راه را برای احتمالات بعدی باز گذاشتند؛ هرچند به مصالحی و در مقطعی با آنها وارد مذاکره شده باشیم.
#سیاست_فطرت
#عقلانیت_انقلابی