⭕️دیپلماسی بازدارنده ایران در برابر قطعنامه سیاسی شورای حقوق بشر
🔹️تصویب قطعنامه اخیر شورای حقوق بشر سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران، بیش از آنکه ناشی از دغدغهای واقعی نسبت به حقوق بشر باشد، بازتاب رویکردی سیاسی، گزینشی و متأثر از فشارهای بلوکی است. ترکیب آرای موافق و ممتنع نشان میدهد بسیاری از کشورها نه بر پایه واقعیتهای میدانی، بلکه در چارچوب بدهبستانهای دیپلماتیک رأی دادهاند. در چنین شرایطی، صرف موضعگیریهای رسانهای یا دفاعی کفایت نمیکند و ایران باید با رویکردی فعال، هزینه سیاسی این رفتارها را افزایش دهد. کشورهایی که با وجود بهرهمندی از روابط اقتصادی، انرژی، ترانزیتی یا دریافت مواد اولیه صنعتی از ایران به قطعنامه رأی مثبت دادهاند، باید با بازنگری در سطح همکاریها، مشروطسازی تعاملات اقتصادی، کاهش امتیازات تجاری و اعمال سیاست همکاری متقابل مشروط مواجه شوند تا پیام روشنی درباره تبعات تصمیمات سیاسیشان دریافت کنند.
🔸در سطحی دیگر، کشورهای همسایه یا دولتهایی که با ایران اشتراکات سیاسی و منطقهای دارند اما رأی ممتنع دادهاند، نیازمند برخورد سیاسی سلبی و الزامآور هستند. رأی ممتنع در چنین پروندهای عملاً به معنای همراهی غیرمستقیم با جریان ضدایرانی است. ایران میتواند با کاهش سطح رایزنیهای سیاسی، تعویق پروژههای مشترک، بازتعریف همکاریهای امنیتی و اعمال فشار دیپلماتیک در چارچوبهای منطقهای، این کشورها را نسبت به هزینه بیتصمیمی آگاه کند. هدف از این رویکرد، ایجاد بازدارندگی و وادار کردن این بازیگران به اتخاذ مواضع شفافتر در مواجهه با قطعنامههای مشابه در آینده است.
🔹️در کنار این اقدامات، فعالسازی پاسخهای سیاسی متنوع ضروری است، از جمله تقویت ائتلاف با کشورهای مخالف قطعنامه، گسترش دیپلماسی رسانهای برای افشای ماهیت سیاسی شورای حقوق بشر، برجستهسازی استانداردهای دوگانه غرب، پیگیری ابتکارات حقوق بشری مستقل در جهان جنوب، احضار یا تذکر رسمی به سفرای برخی کشورها، ارسال یادداشتهای اعتراضی هدفمند و مدیریت سطح روابط دوجانبه بر اساس رفتار سیاسی طرف مقابل. چنین بستهای میتواند از انفعال دیپلماتیک جلوگیری کرده و ابتکار عمل را به تهران بازگرداند.
💬 قطعنامه اخیر شورای حقوق بشر آزمونی برای سنجش توان ایران در تبدیل دیپلماسی تدافعی به دیپلماسی هزینهساز است. برخورد قاطع، حساب شده و چندلایه با کشورهای رأی دهنده، نه تنها میتواند هزینه سیاسی اقدامات ضدایرانی را افزایش دهد، بلکه در بلندمدت به اصلاح رفتار بازیگران مردد و فرصت طلب در قبال ایران خواهد انجامید. دیپلماسی مؤثر، بدون ابزارهای فشار و پیامدسازی، در برابر نهادهای سیاسی شده بینالمللی کارایی لازم را نخواهد داشت.
🖊 #حسین_نجفی
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥طرح ۴۷ ساله تجزیه ایران!
🔹️سناریوی تجزیه به شش کشور متخاصم، که ریشه در نشست محرمانه بیلدربرگ (۱۹۷۹) و تئوریهای برنارد لوئیس دارد. لوئیس این شکافهای قومیتی را ابزاری حیاتی برای حفظ برتری غرب در خاورمیانه میدانست.
⭕️سفر فرمانده سنتکام به تلآویو نشانه بازآرایی راهبرد امنیتی کاخ سفید با محوریت مهار ایران
🔹️سفر اخیر فرمانده سنتکام به سرزمینهای اشغالی را باید در چارچوب بازآرایی فعال سیاست امنیتی آمریکا در خاورمیانه و نه یک دیدار تشریفاتی یا صرفاً هماهنگ کننده فهم کرد. افزایش تنشهای منطقهای، از جنگ غزه تا درگیریهای پراکنده در جبهه شمالی فلسطین اشغالی و فشار بر محور مقاومت، واشنگتن را به سمت مدیریت میدانی مستقیم تر سوق داده است. حضور فرمانده سنتکام پیام روشنی از اولویت یافتن دوباره خاورمیانه در محاسبات امنیتی آمریکا دارد، آنهم در مقطعی که آمریکا همزمان درگیر رقابتهای بزرگتر با چین و روسیه است. این سفر نشان میدهد آمریکا به دنبال جلوگیری از سرریز بحرانها به سطحی غیرقابل کنترل و مهار واکنشهای زنجیرهای منطقهای است.
🔸ایران در کانون این سفر قرار دارد. راهبرد آمریکا در قبال ایران بر ترکیب بازدارندگی سخت، فشار روانی و کنترل محیط پیرامونی استوار است. حضور فرمانده سنتکام در سرزمینهای اشغالی به معنای تقویت هماهنگی عملیاتی برای مقابله با سناریوهای احتمالی مرتبط با ایران، از جمله گسترش دامنه درگیریها، پاسخهای نامتقارن یا فعال شدن بازیگران همسو با تهران است. افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، اعزام ناوها، سامانههای پدافندی و نیروهای پشتیبان، مکمل همین سفر است و نشان میدهد واشنگتن تلاش دارد پیش از هر تحول غیرمنتظره، ظرفیت واکنش سریع و بازدارندگی خود را تثبیت کند.
🔹️رژیم صهیونیستی در این میان نقشی فعال و جهت دهنده دارد. تلآویو با برجسته سازی تهدید ایران و پیوند زدن آن به تحولات غزه و لبنان، آمریکا را به افزایش حضور نظامی و تعمیق تعهد امنیتی سوق داده است. این سفر را میتوان بخشی از تلاش رژیم صهیونیستی برای اطمینان از پشتیبانی عملی آمریکا در سناریوهای تشدید تنش دانست. از سوی دیگر، ناآرامیهای داخلی اخیر ایران نیز در محاسبات واشنگتن بیتأثیر نیست. آمریکا این تحولات را نه بعنوان عامل تضعیف فوری، بلکه به مثابه متغیری برای فشار ترکیبی و جنگ ادراکی ارزیابی میکند و همزمان میکوشد پیام بازدارندگی خارجی را تقویت کند.
💬 سفر فرمانده سنتکام به سرزمینهای اشغالی بخشی از یک بسته راهبردی گستردهتر است که هدف آن مدیریت همزمان بحرانها، مهار ایران، اطمینان بخشی به متحدان و جلوگیری از خروج اوضاع از کنترل است. این سفر نشانه افزایش نقش نظامی آمریکا در منطقه و پیوند عمیق تر آن با محاسبات امنیتی رژیم صهیونیستی است، در حالیکه ایران همچنان متغیر مرکزی این معادله باقی مانده است.
⭕️از مدیترانه تا خلیج فارس سناریوی محتمل واشنگتن علیه یمن
🔹️یکی از سناریوهای محتمل در وضعیت کنونی، حرکت تدریجی آمریکا و هم پیمانانش بسوی تشدید محاصره یمن است، سناریویی که نشانههای آن در جابهجایی تجهیزات نظامی، افزایش حضور ناوهای جنگی در مدیترانه و همچنین خلیجفارس و گسترش همکاری عملیاتی با امارات دیده میشود. نوع چینش نیروها نشان میدهد هدف اصلی واشنگتن نه ورود به جنگی گسترده با ایران، بلکه میتواند اعمال فشار فرسایشی، کنترل مسیرهای کشتیرانی و محدودسازی توان عملیاتی و در نهایت حمله به انصارالله یمن باشد، رویکردی که با هزینه کمتر، امکان مدیریت بحران را برای آمریکا فراهم میکند.
🔸 حضور پررنگ آمریکا در خلیج فارس نیز کارکردی دوگانه دارد، از یکسو پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی از عملیات احتمالی علیه یمن و از سوی دیگر ایجاد سد بازدارنده در برابر هرگونه حمایت مستقیم ایران از انصارالله یمن در این گذر قابل تفسیر است. واشنگتن بخوبی میداند که حمله مستقیم به ایران پیامدهای غیرقابلکنترل خواهد داشت، ازاینرو تمرکز بر یمن بعنوان میدان فشار غیرمستقیم، گزینهای عقلانی تر و کمریسک تر تلقی میشود. به همین دلیل، یمن میتواند به عرصهای برای ارسال پیام بازدارنده به تهران تبدیل شود.
🔹️در برابر این سناریوی محتمل، لازم است ایران نگاه خود را فراتر از تهدیدات مستقیم تنظیم کند. بیتوجهی به تحولات یمن مینواند به تغییر تدریجی موازنه به زیان محور مقاومت منجر شود. ارسال پیام روشن به آمریکا مبنی بر اینکه حمله یا محاصره فراگیر یمن بدون هزینه نخواهد بود، در کنار فعالسازی ابزارهای دیپلماتیک، رسانهای و منطقهای، میتواند بخشی از راهبرد بازدارندگی ایران باشد. البته بگونهای که از تشدید مهارنشده تنش جلوگیری شود.
💬در مجموع، تشدید محاصره یمن یکی از سناریوهای محتمل در چارچوب بازآرایی نظامی آمریکا در منطقه است، سناریویی که هدف آن مهار محور مقاومت و تقویت بازدارندگی در برابر ایران است. نحوه واکنش تهران و تحولات میدانی تعیین خواهد کرد که این سناریو تا چه اندازه قابلیت تحقق و تداوم خواهد داشت.
⭕️بررسی وضعیت عملیاتی
▫️از حیث عملیاتی، یکبار دیگر همه چیز را مرور میکنیم. پس از جنگ، دشمن ۴ دسته هدف را مشخص کرد:
1⃣ به ترتیب مقام معظم رهبری و مشاوران و دستیاران ایشان، سران قوا، اعضای شورای عالی امنیت ملی و دفاع و فرماندهان و مسئولان نظامی، امنیتی و انتظامی
2⃣مراکز نظامی به ترتیب با محوریت پایگاههای موشکی، پدافند و سایر مراکز نظامی حسب نقش و اهمیت
3⃣مراکز تامین امنیت داخلی و نقاط نمادین دولتی و حاکمیتی
4⃣زیرساختها و تاسیسات حیاتی انرژی و ...
💬جمع بندی ما نیز این بود که حمله دشمن از دو حالت خارج نیست: اگر آنها قصد حمله گسترده را داشته باشند، ابتدا رهبر انقلاب اسلامی(روحی فداه)، دستیاران ایشان و سران قوا و اعضای شعام را در یک زمان هدف قرار داده و در ادامه به سمت سایرین خواهند رفت. سپس کل قدرت آتش آمریکا و ناتو و رژیم(اهدایی اولی) بر روی پایگاههای موشکی و مراکز نظامی متمرکز خواهد شد. در صورت موفقیت این دو فاز، مراکز و افراد امنیتی نیز هدف قرار گرفته تا مسیر هستههای آشوب هموار شود. در حالت دوم، بنا بر زمان، دشمن یک یا دو دسته از اهداف را میزند.
🔸از آن پس، در نزدیکترین زمان، گزینه زد و خورد دریایی مطرح شد، سپس هم سناریوی حمله به پایگاههای موشکی که هر کدام بنا به دلایلی اجرایی نشد. در هفته اول اغتشاشات، مشخص شد که از داخل، اطلاعاتی از مراکز امنیت داخلی، در حال ارسال به خارج از کشور بوده و این مراکز در آن سوی مرز در حال تجزیه و تحلیل هستند. پس این سناریو تقویت شد که دشمن به دنبال حمله به این نقاط است. با این حال به دلیل قطع ارتباطات داخل و خارج کشور، انهدام بخش زیادی از شبکه آشوب، هشدارهای تند ایران و کمبود لجستیک آمریکا در خارج، گزینه نظامی تعلیق شد. پس اکنون دو فرضیه وجود داشت:
1⃣آمریکا به دنبال اجرای طرح اول بوده تا تاثیری بر جای بگذارد اما لجستیک کافی نداشته پس آن را به بعد موکول کرده است.
2⃣اجرای طرح دوم، حتما نیاز به تقویت "لایه دوم و سوم" دارد. به عبارتی اگر دشمن بخواهد صرفا یک یا دو دسته از اهداف را بزند، میتواند حملهای محدود انجام دهد اما باید لایههای تهاجمی و تدافعی سنگینی در منطقه و فرامنطقه مستقر کرده تا تهران را در دو راهی پاسخ - عدم پاسخ قرار داده و آن را وادار به دومی کند. پس آمریکا بلافاصله نسبت به تامین لجستیک سنگین در منطقه اقدام کرد، امری که نشان میداد آنها متناظراً و متناسباً باید تغییراتی را در شبکه داخلی خود ایجاد کنند، پس باز هم دو فرضیه شکل گرفت؛ یا بخشی از شبکه آشوب دست نخورده باقی مانده و منتظر حرکت خارجی است و یا آنها با فضاسازی خارجی و جلب توجه ما به آن سوی مرزها، نسبت به احیا نیروی جدید اقدام میکنند. پرونده کشتهها و تداوم شرایط اقتصادی میتواند محرکهای آشوب جدید در کوتاه مدت باشد. در ادامه چند نکته قابل ذکر است:
۱. نحوه آرایش و تحرکات آمریکاییها در منطقه، منبع مهمی برای فهم برنامه آتی آنان است.
۲. نیروهای مسلح ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، با سرعتی بیش از حد انتظار، نسبت به بازسازی آسیبها و ضربات وارده اقدام کرده و برگههای جدیدی نیز ایجاد کردند. آنها این محاسبه را داشتند که ما آتشبسی با دشمن نداشتیم و نداریم و فقط دو طرف آتش خود را متوقف کردهاند پس آمادگی زد و خورد از مدتها پیش وجود دارد و شاید بیش از ۵ بار از زمان پایان جنگ، بالاترین سطح آماده باش در کشور صادر شد که بسیاری اساساً در سکوت خبری و در هنگامه آرامش ظاهری کشور بوده. بله، اگر زمان بیشتری بگذرد حتما برگههای ما بیشتر و قویتر خواهد شد اما نیروهای مسلح از همان زمان منتظر تجاوز جدید دشمن نیز بودهاند. فی الواقع، یکی از دلایل شتاب دشمن در طرحهای اخیر خود مانند حملات ترویستی اخیر، ممانعت از تکمیل ایده آل روند بازسازی ایران است. پس قطعا ضربات ما در هرگونه درگیری احتمالی، قاطعتر و سنگینتر از جنگ ۱۲ روزه خواهد بود.
۳. هیچ جایی برای غافلگیری وجود ندارد. پس از ترور هنیه، پیجرها، شهادت سیدحسن، سقوط سوریه، جنگ ۱۲ روزه و حملات تروریستی ۱۸ دی، برخی افراد نباید خود را پذیرای غافلگیری جدید کنند. صحنه روشن است، نبرد میان ما و دشمن به دلایل متعدد و واضح سیاسی اجتناب ناپذیر است، چه امروز، چه دو هفته بعد و چه سه ماه دیگر. آرامش و عدم هراس همانطور که گفته شد یک اصل کلیدی است اما عدم آمادگی نیز منجر به غفلت، شوک و شکست خواهد شد.
۴. این یک گزاره جدی است که رفتار ترامپ، مشابه رفتار امپراتوریهایی است که در دوران افول و در آستانه سقوط خود در اوج تکبر هستند. اطمینان داریم که شاید تا یک قدمی خطر هم برویم اما بر اساس وعده الهی، این فرعون است که بار دیگر غرق خواهد شد.
۵. حتما تغییراتی در آخرین طرح دشمن خصوصا در ترتیب و ترکیب اهداف رخ خواهد داد.
۶. این گزاره قرآنی را نباید فراموش کرد که شاید چیزی را بد پنداریم اما برای ما خوب باشد.
۷. نترسیم و نترسانیم. هیچ کشوری در دنیا نتوانسته دو جنگ براندازی ضربتی را طی کمتر از ۶ ماه خنثی سازد./ محلل
⭕️ مؤسسه آمریکایی: ایران پوسته بتنی تأسیسات طالقان ۲ را احتمالا برای هر انفجاری تکمیل کرده است
🔹 مؤسسه علوم و امنیت بینالملل آمریکا میگوید تصاویر ماهوارهای تازه نشان میدهد ساخت پوسته بتنی محافظ پیرامون تأسیسات «طالقان ۲» در پارچین بهسرعت پیش رفته و اکنون این تأسیسات عملاً قابل شناسایی نیست.
🔸 در همین راستا رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی گزارش داد: ما با هر حملهای به عنوان یک جنگ تمام عیار برخورد خواهیم کرد و به شدیدترین شکل ممکن پاسخ خواهیم داد.
🔹 از سوی دیگر یک مقام ارشد ایرانی تأکید کرد: ایران درباره برنامه موشکی مذاکره نخواهد کرد، اما از گفتوگوهایی که حق تهران برای فعالیتهای صلحآمیز هستهای را تضمین کند، استقبال میکند. این بار، هرگونه حمله، محدود، نامحدود یا هر نامی که بر آن بگذارند، از نظر ما یک جنگ تمامعیار علیه ایران محسوب میشود و ما با سختترین شکل ممکن به آن پاسخ خواهیم داد.
⭕️ طرح ۴ مادهای ویتکاف بهانهای برای حمله است نه توافق!
📱 مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی:
🔹 امریکا خوب میداند طرحهایی مانند ایده ۴ مادهای ويتكاف، طرحهایی برای پذیرفته نشدن است.
🔸 هیچ کشوری خودش را به دست خود در مقابل دشمن آماده حمله خلع سلاح نمیکند.
🔹 اگر ترامپ جرأت توافق داشت میدانست چه باید بگوید. ایران حق دارد چنین ایدههایی را بهانه حمله بداند و میداند.
⭕️استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا و بازتعریف ایران به عنوان تهدید پایدار
🔹انتشار استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ پنتاگون را باید در ادامه یک سیاست ثابت و برنامه ریزیشده آمریکا دانست، سیاستی که ایران را نه بعنوان یک کشور مستقل، بلکه بعنوان تهدیدی دائمی برای نظم مورد نظر واشنگتن معرفی میکند. در این سند با برجسته کردن بازسازی توان نظامی ایران و مطرح کردن احتمال بازگشت به گزینه هستهای، تلاش میشود تصویری خطرناک از ایران ساخته شود. هدف این تصویرسازی، بیشتر اثرگذاری بر افکار عمومی و تصمیم سازان منطقهای و جهانیست تا توصیف دقیق واقعیت. همزمان، آمریکا با طرح ادعای خودداری ایران از مذاکره، مسئولیت هرگونه تنش آینده را متوجه تهران میکند.
🔸یکی از محورهای مهم این سند، پیوند دادن تقویت توان دفاعی ایران با بی ثباتی منطقه است. پنتاگون در این چارچوب، حق طبیعی کشورها برای تقویت نیروهای دفاعی خود را نادیده میگیرد و آن را نشانه رفتار تهاجمی جلوه میدهد. این روایت به آمریکا کمک میکند حضور نظامیش در منطقه را توجیه کند، فروش سلاح به متحدانش را افزایش دهد و ائتلافهای امنیتی تازهای علیه ایران شکل دهد. همچنین تکرار مداوم موضوع احتمال هستهای شدن ایران، ابزاری برای حفظ اجماع غربی و جلوگیری از تضعیف تحریمهاست.
🔹پیامدهای این راهبرد در سطوح مختلف قابل مشاهده است. در منطقه، احتمال تشدید رقابت تسلیحاتی و افزایش ناامنی وجود دارد. در سطح بینالمللی، بازتعریف ایران بعنوان تهدید اصلی میتواند مسیر گفتگو و کاهش تنش را دشوارتر کند. در داخل ایران نیز این پیام منتقل میشود که حتی سیاستهای دفاعی و بازدارنده هم نگاه آمریکا را تغییر نمیدهد، موضوعی که بر تصمیمهای کلان کشور اثر میگذارد.
🔸در برابر این رویکرد، چند سناریو مطرح است، ادامه فشار همراه با کنترل تنش، تلاش برای کشاندن ایران به مذاکره از موضع فشار، یا حرکت ایران به سمت تقویت بیشتر خوداتکایی دفاعی و بازدارندگی فعال.
💬استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا بیش از آنکه سندی امنیتی باشد، ابزاری برای مدیریت و مهار ایرانست. پاسخ مؤثر به آن نیازمند ترکیب دیپلماسی فعال، بازدارندگی هوشمند و روایت سازی دقیق در سطح بینالمللی است، زیرا انفعال نهتنها فشار را کم نمیکند، بلکه آن را تثبیت میکند.
🖊 #حسین_نجفی
⭕️ مثلث اقتدار
🔹 آنچه ما در روزهای اخیر از آمریکا شاهد هستیم ترکیب هویت سازی در قامت ابر قدرت و ایجاد حس «سلطان اعظم» در مواجهه با محیط بین الملل است.
🔸اینجاست که رهبر معظم انقلاب عبارت «فرعون»را برای رییس جمهور آمریکا به کار بردند.فرعون لقبی بود که خودشیفتگی با آن همراه بود و هیچ نگاهی را ظالمانه نمی دانست .به حقوق انسانی اعتقادی نداشت.اکنون آمریکا خود را در قبای سلطان اعظم ،صاحب حق میداند.دیروز غزه بعد لبنان،ونزوئلا،افغانستان،عراق ، گرینلند و اوکراین.او از سازمان های بین المللی خارج می شود و تهدید میکند ،اهل تحمیل است و معنای مذاکره را نمی فهمد.
🔹اینجاست که باید مراقبت نمود که خودشیفتگی دشمن اندیشه است.او برای خود دو راهبرد تعریف نموده است،
1⃣اول تسلیم همراه تنبیه
2⃣دوم قوه قهریه.
▫️حالت سومی وجود ندارد.وی مذاکره را جهت سازش و تنبیه می خواهد و لاغیر.
💬در نتیجه مذاکره بی مفهوم ترین موضع در برابر ترامپ خواهد بود.از سویی بنابر قانون نانوشته ای که میگوید آنکه مشت اول را زد برنده دعواست ،حضور پر تعداد عوامل آمریکایی در منطقه ناصواب است .قوای مسلح باید «مشت آهنین» را فعال و آماده به کار نگه دارد.مشت فنی ابتدا حریف را گیج و در نهایت به گوشه رینگ هدایت می نماید.آنگاه میتوان در انتظار مرگ فرعون نشست.
🔹هزینه ساختن برای حریفی که از هزینه دادن هراس دارد از اوجب واجبات است.آمریکا تا مثلث ثبات ایران یعنی ولایت فقیه ،ملت ـ مردم و قوای مسلح پا برجاست حمله نخواهد کرد، مگر با اخلال در یکی از این سه گانه.واجب است که بیشتر مراقب «مثلث اقتدار» میهن خویش باشیم.
🔸رهبر معظم انقلاب می فرمایند:کفر به طاغوت لازمه ایمان است و آمریکا طاغوت اعظم است.
🖊#حامد_حق_پناه
⭕️ تنش میان عربستان و امارات به سطح بی سابقه ای رسید
🔹 یک دیپلمات سابق آمریکایی با بیان اینکه اختلافات عربستان و امارات متحده عربی عمیق تر از بحران در روابط عربستان با قطر در سال ۲۰۱۷ است، گفت: تنش میان دو کشور به سطح بی سابقه ای رسیده است به گونه ای که با میانجی گری خارجی قابل حل شدن نیست.
🔸مایکل راتنی، دیپلمات سابق آمریکایی در یادداشتی نسبت به افزایش تنش میان عربستان و امارات هشدار داد و نوشت: عربستان و امارات علیرغم اینکه چشم اندازهای اقتصادی، امنیتی و راهبردی مشترکی دارند امروز خصومت شدیدی باهم دارند؛ دو کشور در مساله ترسیم مجدد خاورمیانه به عنوان مرکز جهانی اقتصاد، تکنولوژی، هوش مصنوعی، هواپیمایی، حمل و نقل، گردشگری و سرمایه گذاری شبیه هم هستند و همچنین هر دوی آن ها تمایل دارند از میراث افراط و تندروی و بی ثباتی عبور کنند و بر مساله توسعه و تنوع اقتصادی تمرکز کنند.
🔹در پی تحولات اخیر یمن و سلطه شورای انتقالی جنوبی(مورد حمایت امارات) بر دو استان جنوبی که یکی از آن ها هم مرز با عربستان است، باعث شد که اختلافات دو کشور علنی شود. تحولات اخیر یمن منجر به اظهارنظرهای تند و حملات هوایی شد تا اینکه نیروهای شورای انتقالی عقب نشینی کردند و این شورا پیشنهاد عربستان برای رفتن به این کشور و انجام مذاکرات را پذیرفت. بعدها گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه شورای انتقالی جنوبی به طور کامل منحل شده و نیروهای اماراتی از یمن خارج شده اند.
🔸 عبور از بحران مستقیم به معنای پایان دشمنی نیست و پیش بینی می شود که تنش میان دو کشور برای مدتی طولانی تداوم داشته باشد زیرا ریشه این اختلافات عمیق تر از پرونده یمن است و مرتبط با رقابت اقتصادی گسترده میان ریاض و ابوطبی است.
🔹 ریاض معتقد است که امارات نقش تاریخی عربستان در رهبری خلیج فارس را نمی پذیرد و این کشور را به ایجاد بی ثباتی متهم می کند درحالی که ابوظبی معتقد است که عربستان جلوی نفوذ اقتصادی امارات و توسعه آن را می گیرد؛ نفوذی که طی سال های اخیر در خارج از چارچوب سنتی شورای همکاری گسترش یافت.
🔸 از نظر رویکردهای سیاسی نیز دو کشور با هم اختلاف دارند زیرا عربستان به دنبال کاهش تنش و دور شدن از کانون درگیری های پیچیده است درحالی که امارات خط مشی نفوذ منطقه ای از طریق ایجاد شبکه های روابط محلی در داخل کشورهای درگیر مانند یمن، سودان و لیبی را در پیش گرفته است و حتی از طرف های جدایی طلب و دولت های موازی حمایت می کند.
🔹هر دو کشور مخالف جنبش های اسلامی سیاسی هستند اما عربستان در طول تاریخ در صورت نبود جایگزین در تعامل با این جنبش ها نرمش نشان داده است(مانند چیزی که در سوریه بود) این درحالی است که امارات سیاست ریشه کن کردن این جنبش ها را در پیش گرفته است حتی اگر این کار نیازمند هم پیمان شدن با طرف های بحث برانگیز باشد.