eitaa logo
جهادگران تبیین
841 دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
3هزار ویدیو
373 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️ایستادگی ایرانی 🔹در روزهای اخیر، آمریکا با اعزام ناوگروه آبراهام لینکلن و تهدیدهای آشکار، ابتدا زبان جنگ باز کرد و سپس با طرح چهار شرط اجباری تلاش کرد مذاکره را به تحمیل تبدیل کند. ایران این شروط را نپذیرفت و در اقدامی محکم و راسخ، یگان‌های دریایی سپاه با صدها قایق تندرو و پهپاد به استقبال ناو آمریکایی رفتند و قدرت‌نمایی کردند. این رویداد، تنها یک نمایش نظامی نیست؛ آیینه‌ای است از عمق یک پدیده جامعه‌شناختی عمیق‌تر: ضدآمریکایی‌گری پایدار مردم ایران حتی در اوج فشارهای اقتصادی و اجتماعی. 🔸با وجود تورم آزاردهنده، بیکاری برخی جوانان، کاهش قدرت خرید و نارضایتی‌های داخلی، فراخوان مستقل به راهپیمایی های ضد آمریکایی و تروریستی و رفتارهای اجتماعی نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از جامعه ایران، آمریکا را همچنان دشمن اصلی و نماد استکبار می‌داند. این نگاه، ریشه در حافظه جمعی دارد: کودتای ۲۸ مرداد، حمایت آمریکا از صدام در جنگ هشت‌ساله، تحریم‌های فلج‌کننده، ترور سردار شهید سلیمانی ، جنگ ۱۲ روزه و هزاران روایت دیگر که در فرهنگ عامه و گفتمان روزمره بازتولید می‌شوند. برخلاف تصور معمول، مشکلات اقتصادی نه تنها این ضدیت را کاهش نداده، بلکه در بسیاری موارد آن را به عنوان «دشمن خارجی مشترک» تقویت کرده است؛ فرآیندی که جامعه‌شناسان سیاسی آن را «همبستگی منفی» یا «اتحاد در برابر تهدید بیرونی» می‌نامند. 🔹این رفتار با ونزوئلا تفاوت‌های بنیادین دارد. در ونزوئلا، بحران اقتصادی مشابه (تورم سنگین، کمبود مواد غذایی، مهاجرت میلیونی) به اعتراضات گسترده علیه خود دولت مادورو منجر شد و بخشی از جامعه، آمریکا را به عنوان «راه نجات» یا حداقل «عامل فشار بر نظام سیاسی» می‌دیدند. اما در ایران، حتی در اوج اعتراضات ، شعارهای ضدآمریکایی تماما حفظ می‌شوند یا حتی تشدید می‌گردند؛ زیرا آمریکا در ذهنیت جمعی، نه ناجی، بلکه «علت وجودی» مشکلات تلقی می‌شود. این تفاوت، ناشی از عمق هویتی انقلاب اسلامی، گفتمان ضداستعماری شیعی-ایرانی و نبود تجربه تاریخی مثبت از آمریکا است؛ در حالی که ونزوئلا تجربه‌ای از روابط نسبتاً مثبت‌تر با ایالات متحده در گذشته داشت. 🔸مقاومت رئیسعلی دلواری آموخته که حتی اگر فقر و فشار، جسم را خم کند، روح تسلیم نمی‌شود. این ایستادگی، نه همیشه انتخاب آگاهانه همه افراد، بلکه یک واقعیت جامعه‌شناختی عمیق است که ریشه در تاریخ، فرهنگ و هویت جمعی دارد. 🔹ایستادگی ایرانی، نه فقط یک شعار، بلکه یک ویژگی ساختاری جامعه ایران در مواجهه با ابرقدرت‌هاست. 💬 رهبر معظم انقلاب در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ فرمودند:اینکه ملّت ایران در مقابل زیاده‌خواهی و زیاده‌گویی آمریکا ایستاده است، این نقطه‌ی اصلیِ اقتدارِ ملّت ایران است. 🖊
⭕️ تکمیل دایره بازدارندگی و ارتقای معادله امنیت ملی 🔹در نظم پیچیده امنیتی معاصر، مفهوم بازدارندگی به تکامل خود ادامه می‌دهد. جمهوری اسلامی ایران با درکی عمیق از تهدیدات پیرامونی و بین‌المللی، همواره در مسیر تحکیم و تعمیق لایه‌های دفاعی و بازدارنده خود گام برداشته است. این مسیر، منطقی روشن و مبتنی بر حفاظت از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی در برابر هرگونه تهدید احتمالی را دنبال می‌کند. 🔸 لایه‌های موجود بازدارندگی: از موشک تا تنگه تاکنون،ایران موفق شده است با اتکا به توانمندی‌های متعارف پیشرفته خود—از زرادخانه موشکی گسترده و دقیق گرفته تا توان کنترل آبراهه‌های حیاتی و قدرت جنگ نامتقارن—هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه خود را به سطحی بسیار بالا و غیرمنطقی برای هر مهاجم احتمالی برساند. این اقدامات، که در قالب مانورها و نمایش‌های قدرت به وضوح به تصویر کشیده می‌شوند، از هرگونه «خطای محاسبه» دشمن جلوگیری می‌کنند. 🔹افق پیش‌رو: گذار از بازدارندگی نسبی به مطلق؛ تجربه تاریخی و ژئوپلیتیک نشان می‌دهد که در رویارویی با دشمنانی که خود از حداکثر ابزارهای ممکن بازدارنده برخوردارند و گاه از به کارگیری آنها ابایی ندارند، اتکای صرف به ابزارهای متعارف ممکن است در بلندمدت توازن مطلوب را برقرار نکند. در چنین شرایطی، برای تضمین صلح پایدار و دور نگه داشتن قطعی امواج جنگ از مرزهای کشور، تکمیل چرخه کامل بازدارندگی به یک مطالبه منطقی و مشروع امنیت ملی تبدیل می‌شود. 🔸 منطق تکمیل چرخه: بیمه نهایی علیه بی‌ثباتی این تکمیل چرخه به معنای ارتقای بازدارندگی از سطح«تهدید به هزینه‌زایی بالا» به سطح «تهدید به پاسخ غیرقابل تصور و بازگشت‌ناپذیر» است. چنین تحولی، هرگونه اندیشه تهاجم—حتی از سوی جنگ‌طلب‌ترین رژیم‌ها—را در نطفه خفه می‌کند، زیرا نتیجه آن برای مهاجم، دیگر صرفاً یک «هزینه» سنگین، بلکه یک «فاجعه وجودی» قطعی خواهد بود. این امر، صلح را نه از رهگذر ضعف، که از مجرای قدرت قاطع و تردیدناپذیر تضمین می‌کند. 🔹 در این مرحله، نگارنده ترجیح می‌دهد از توصیف مشخصِ ماهیت آن «فاجعه وجودی» یا ترسیم جزئیات سناریوی نهایی پرهیز کند. کافی است اشاره شود که در منطق راهبردی، برخی سطوح از توان بازدارندگی، صرفاً با «وجود داشتن»—و نه لزوماً با «به کار گرفته شدن»—ماموریت خود را که همان پیشگیری مطلق از درگیری است، به انجام می‌رسانند. ذات این سطح از بازدارندگی، در «امکان وقوع عواقبی است که عقلانیت هر بازیگری را از حتی تصور آغاز درگیری بازمی‌دارد». 💬 نتیجه‌گیری: حق طبیعی دفاع در اوج خود در دنیایی که سلاح‌های نهایی در زرادخانه برخی رژیم‌ها،ابزاری برای تهدید و ارعاب دیگران است، دستیابی کشور به عالی‌ترین سطوح فناوری دفاعی—در هر حوزه‌ای—یک حق ذاتی و ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای تأمین امنیت مطلق ملی است. حرکت در این مسیر، نه انتخاب که تکلیفی تاریخی برای نسل حاضر در قبال آیندگان است. اینجاست که دایره کامل بازدارندگی بسته می‌شود و معادله امنیتی به نفع ثبات دائم و صلح غیرقابل نقض، به طور قطعی به ثمر می‌نشیند. 🖊
⭕️روزهای پرتلاطم بورس 🔹معاملات بورس ایران در روز یکشنبه، پنجم بهمن ۱۴۰۴، در حالی به پایان رسید که بازار سهام یکی از بدترین روزهای معاملاتی هفته‌های اخیر را پشت سر گذاشت و شاخص کل بورس با کاهش ۱۰۶ هزار و ۳۳۷ واحدی معادل ۲.۴۵ درصد افت کرد. فشار عرضه از ابتدای بازار به‌قدری شدید بود که شاخص کل در مقاطعی بیش از ۱۱۷ هزار واحد افت را نیز تجربه کرد. بازار عملاً درگیر صف‌های فروش سنگین بود. تعداد نمادهای منفی به ۷۶۸ نماد رسید، در حالی که تنها ۵۷ نماد در محدوده مثبت معامله شدند. ارزش سفارش‌های فروش نیز با رقم ۱۹ هزار و ۸۹۸ میلیارد تومان، فاصله معناداری با ارزش سفارش‌های خرید به میزان ۱ هزار و ۳۵۸ میلیارد تومان داشت. 🔸این افت در روز دوم، دوشنبه ششم بهمن، هم شدیدتر از روز قبل تکرار شد. شاخص کل بورس در پایان معاملات دیروز با افت ۱۲۱ هزار و ۳۴۴ واحدی معادل ۲.۸۶ درصد عقب‌نشینی کرد و شاخص کل هم‌وزن نیز که نمای بهتری از وضعیت کلی بازار ارائه می‌دهد، با کاهش ۲۷ هزار و ۱۶۸ واحدی معادل ۲.۴۹ درصد افت پیدا کرد. 🔹در تحلیل ماجرای کاهش سهام بازار سرمایه باید به چند دلیل اشاره کرد. عامل اصلی این گونه رفتارها به شکاف عمیق میان عرضه و تقاضا برمی‌گردد. ارزش سفارش‌های خرید و فروش نیز تصویر روشنی از وضعیت بازار ارائه می‌دهد. در پایان معاملات دیروز، ارزش سفارش‌های فروش به بیش از ۱۳ هزار و ۱۹۷ میلیارد تومان رسید، در حالی که ارزش سفارش‌های خرید تنها حدود ۱ هزار و ۸۶۳ میلیارد تومان بود. این فاصله بزرگ میان عرضه و تقاضا نشان می‌دهد که خریداران توان یا تمایل لازم برای جمع‌آوری صفوف فروش را نداشتند و ترجیح دادند در موضع انتظار باقی بمانند. 🔸عامل تأثیرگذار بعدی، خروج سنگین پول حقیقی از بازار سرمایه است. تا پایان معاملات ششم بهمن، خروج پول حقیقی از سهام، حق تقدم و صندوق‌های سهامی به حدود ۷ هزار و ۱۴۵ میلیارد تومان رسید. در شرایطی که معمولاً در روزهای منفی بازار، بخشی از نقدینگی به سمت صندوق‌های درآمد ثابت حرکت می‌کند، آمار دیروز حاکی از خروج پول از این صندوق‌ها نیز هست. ورود پول به صندوق‌های درآمد ثابت منفی ۲ هزار و ۱۶۷ میلیارد تومان گزارش شده که می‌تواند نشان‌دهنده افزایش احتیاط سرمایه‌گذاران و ترجیح نگهداری نقدینگی در خارج از بازار سرمایه باشد. 🔹عامل سوم، که به نوعی دو عامل قبلی هم متأثر از آن هستند، اخبار منفی پیرامون تنش‌های دیپلماتیک و قشون‌کشی آمریکا به منطقه است. اخبار جنگ و تحلیل‌های پیرامونی، بازار سرمایه را به چالش کشیده است. 🖊علی قاسمی
⭕️تابوت شناور آبراهام لینکلن 🔹در بررسی تحولات ژئوپلیتیک اخیر در غرب آسیا، با یک تغییر پارادایم آشکار مواجه هستیم که مبانی سنتی قدرت دریایی و دکترین‌های کلاسیکِ برگرفته از نظریات آلفرد ماهان (مبنی بر سیطره مطلق با ناوگان‌های عظیم) را به چالش کشیده است. اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به منطقه، که در نگاه نخست تلاشی برای احیای بازدارندگی ایالات متحده به نظر می‌رسد، در یک تحلیل کلان بیشتر نمایانگر یک اشتباه محاسباتی و پافشاری بر الگوهای منسوخ قرن بیستمی است. واقعیت میدانی این است که خلیج فارس دیگر حیاط خلوت نیروی دریایی آمریکا نیست تا بتواند با نسخه‌های کلاسیک در آن مانور دهد و امروزه به یک تله جغرافیایی و قتلگاه احتمالی برای ماشین جنگی غرب بدل شده است. 🔸بررسی داده‌های موجود و اظهارات کارشناسان نظامی بین‌المللی موید این نکته است که دوران مصونیت ناوهای هواپیمابر به سر آمده است. این سازه‌های غول‌پیکر که روزی نماد «پروجکشن قدرت» بودند، اکنون در برابر دکترین دفاع نامتقارن ایران، به اهدافی بزرگ، کند و بسیار آسیب‌پذیر بدل شده‌اند. به طوری که بسیاری از کارشناسان نظامی جهان اذعان دارند که پیشرفت‌های خیره‌کننده ایران در حوزه موشکی و پهپادی، عملاً برتری هوایی این ناوها را خنثی کرده است. در جغرافیای تنگ خلیج فارس، این شناورها قدرت مانور خود را از دست داده و به اهداف پیشانی‌سفید و سیبل‌های متحرکی برای زرادخانه موشکی ایران تبدیل شده‌اند. در چنین شرایطی نیروی دریایی سپاه با رونمایی از سامانه‌های نوین و موشک‌های هایپرسونیک نظیر «فتاح» و توسعه ناوگان پهپادی، معادله وحشت را معکوس کرده است. 🔹امروز تمامی پایگاه‌ها و نقاط استراتژیک آمریکا در منطقه، زیر چتر آتش دقیق و ویرانگر ایران قرار دارند. حضور ناو آبراهام لینکلن در این اتمسفر، بیش از آنکه یک تهدید عملیاتی معتبر باشد، یک مانور تبلیغاتی و روانی است که هدفش پنهان کردن ضعف‌های بنیادین ساختار نظامی آمریکا در نبردهای مدرن است. تاریخچه حضور آمریکا در خلیج فارس مملو از شکست‌ها و رسوایی‌هایی است که نشان می‌دهد آن‌ها درک درستی از اراده و توان فنی رقیب ندارند؛ از بازداشت تفنگداران دریایی تا ناتوانی در برابر قایق‌های تندرو، همگی گواهی بر فرسایش اقتدار دریایی واشنگتن است. در نتیجه‌گیری نهایی و با نگاه به کلان‌تصویر منطقه، باید گفت که شبکه بازدارندگی اکنون فراتر از مرزهای ایران عمل می‌کند. همان‌طور که رهبران انصارالله یمن تصریح کرده‌اند، هرگونه ماجراجویی احمقانه علیه ایران، ماشه را در سراسر محور مقاومت خواهد چکاند. آمریکا باید بداند که ورود به فاز نظامی در خلیج فارس، نه یک درگیری کنترل‌شده، بلکه آغاز جهنمی خواهد بود که خروج از آن ناممکن است. هم‌افزایی قدرت دریایی ایران با بازوهای منطقه‌ای، هزینه‌ی هرگونه خصومت را به سطحی غیرقابل تحمل برای غرب می‌رساند و پشیمانی تاریخی را برای متجاوزان رقم خواهد زد. این ناوها نه برای جنگ، که نهایتاً می‌توانند برای تشریفات سیاسی کاربرد داشته باشند، چرا که در لحظه صفر درگیری، چیزی جز آهن‌قراضه‌هایی در قعر خلیج فارس نخواهند بود. 🖊مهدی نیک بین
💬 با واکنش‌های به موقع و حرفه‌ای در رخدادهای یک هفته اخیر، دشمن اکنون این پیام را دریافت کرده که پدافند جمهوری اسلامی ایران نیز در وضعیت ارتقاء یافته‌ای نسبت به جنگ ۱۲ روز قرار گرفته، پس قطعاً قدرت آفندی آن نیز متفاوت‌تر شده و این کلید معتبر شدن معادله گسترده شدن هر نوع جنگ است./ محلل
📱 استوری های مهدی خانعلی‌زاده درباره کم و کیف احتمال جنگ آمریکا علیه ایران 👤پژوهشگر بین‌الملل و مجری برنامه سیاست خارجی شبکه ۳: ▫️جز جنگ ( ولو کوتاه و تک ضرب)، پایان دیگری برای مناسبات فعلی ایران و آمریکا قابل تصور نیست.
⭕️از جنگ روانی تا نبرد مرحله‌ای، خوانش جدید از تحرکات منطقه ▫️در شرایط پرابهام کنونی، تحولات امنیتی منطقه بیش از آنکه حاصل یک تصمیم واحد و شفاف باشد، نتیجه هم‌پوشانی سناریوهای متنوع و گاه متناقض است. رفتار بازیگران خارجی نشان می‌دهد که هم‌زمان چند مسیر موازی دنبال می‌شود. مسیرهایی که از فشار روانی آغاز شده و تا احتمال درگیریهای محدود یا حتی گسترده امتداد میابد. در چنین فضایی، تحلیل واقع‌بینانه مستلزم دیدن تصویر کلان و پرهیز از تقلیل تحولات به یک عامل یا نیت واحد است. 🔹نخستین سناریو، بر فشار روانی و سیاسی تمرکز دارد. در این چارچوب، نمایش قدرت نظامی، مانورهای رسانه‌ای و برجسته‌سازی تهدید، بیش از آنکه مقدمه اقدام فوری باشند، ابزاری برای افزایش هزینه تصمیم‌گیری مستقل ایران تلقی میشوند. هدف اصلی، اثرگذاری بر محاسبات سیاسی و تضعیف اعتمادبه‌ نفس راهبردیست. در این نگاه، قدرت نظامی بیشتر نقش اهرم فشار در مذاکرات و معادلات سیاسی را ایفا می‌کند تا مقدمه‌ای برای جنگ. 🔸سناریو دوم، فراتر از جنگ روانی، از یک فشار همه‌جانبه و فرسایشی سخن میگوید. ترکیب همزمان فشار اقتصادی، انزوای دیپلماتیک و تهدید امنیتی با هدف محدودسازی میدان مانور منطقه‌ای ایران در دستور کار قرار میگیرد. این مدل، اگرچه نسبت به جنگ مستقیم کم‌ هزینه‌تر به نظر میرسد، اما بدلیل حساسیت بالا به خطای محاسباتی، میتواند بسرعت به بحرانی کنترل‌ناپذیر تبدیل شود، به‌ویژه اگر واکنشها زنجیره‌ای و متقابل شوند. 🔹️سناریوی دیگر، احتمال اقدام نظامی محدود است. این اقدامات میتواند از عملیات نمادین و نمایشی تا حملات پرریسک‌تر برای آزمون آستانه واکنش ایران متغیر باشد. نقطه اشتراک این سناریوها، تلاش برای مهار پاسخ متقابل و مدیریت سطح تنش است. با اینحال، تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد که بسیاری از اقدامات محدود در عمل قابلیت باقی ماندن در همان سطح را ندارند. 🔸در نهایت، برخی تحلیلها از یک سناریوی مرحله‌ای سخن می‌گویند که در آن ابتدا تمرکز بر تضعیف متحدان منطقه‌ای ایران، مانند حزب‌الله و انصارالله، قرار میگیرد و سپس فشار بتدریج به سطح مستقیم‌تر منتقل میشود. حضور پررنگ نظامی آمریکا در نزدیکی ایران، در این چارچوب، میتواند بخشی از یک بازی پیچیده برای بازآرایی موازنه قدرت باشد، نه الزاماً نشانه تصمیم فوری برای درگیری مستقیم. 💬 در چنین شرایطی، مسئله اصلی پیش‌بینی دقیق آینده نیست، بلکه جلوگیری از غافلگیری و حفظ ابتکار عمل است. رصد دقیق تحولات، تحلیل واقع‌بینانه و غیرهیجانی، و انسجام در تصمیم‌گیری میتواند هزینه هر سناریوی تهدیدآمیز را برای طرف مقابل افزایش دهد و امکان مدیریت بحران را حتی در مبهم‌ترین وضعیت‌ها فراهم سازد. 🖊