eitaa logo
جهادگران تبیین
841 دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
3هزار ویدیو
373 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️از جنگ روانی تا نبرد مرحله‌ای، خوانش جدید از تحرکات منطقه ▫️در شرایط پرابهام کنونی، تحولات امنیتی منطقه بیش از آنکه حاصل یک تصمیم واحد و شفاف باشد، نتیجه هم‌پوشانی سناریوهای متنوع و گاه متناقض است. رفتار بازیگران خارجی نشان می‌دهد که هم‌زمان چند مسیر موازی دنبال می‌شود. مسیرهایی که از فشار روانی آغاز شده و تا احتمال درگیریهای محدود یا حتی گسترده امتداد میابد. در چنین فضایی، تحلیل واقع‌بینانه مستلزم دیدن تصویر کلان و پرهیز از تقلیل تحولات به یک عامل یا نیت واحد است. 🔹نخستین سناریو، بر فشار روانی و سیاسی تمرکز دارد. در این چارچوب، نمایش قدرت نظامی، مانورهای رسانه‌ای و برجسته‌سازی تهدید، بیش از آنکه مقدمه اقدام فوری باشند، ابزاری برای افزایش هزینه تصمیم‌گیری مستقل ایران تلقی میشوند. هدف اصلی، اثرگذاری بر محاسبات سیاسی و تضعیف اعتمادبه‌ نفس راهبردیست. در این نگاه، قدرت نظامی بیشتر نقش اهرم فشار در مذاکرات و معادلات سیاسی را ایفا می‌کند تا مقدمه‌ای برای جنگ. 🔸سناریو دوم، فراتر از جنگ روانی، از یک فشار همه‌جانبه و فرسایشی سخن میگوید. ترکیب همزمان فشار اقتصادی، انزوای دیپلماتیک و تهدید امنیتی با هدف محدودسازی میدان مانور منطقه‌ای ایران در دستور کار قرار میگیرد. این مدل، اگرچه نسبت به جنگ مستقیم کم‌ هزینه‌تر به نظر میرسد، اما بدلیل حساسیت بالا به خطای محاسباتی، میتواند بسرعت به بحرانی کنترل‌ناپذیر تبدیل شود، به‌ویژه اگر واکنشها زنجیره‌ای و متقابل شوند. 🔹️سناریوی دیگر، احتمال اقدام نظامی محدود است. این اقدامات میتواند از عملیات نمادین و نمایشی تا حملات پرریسک‌تر برای آزمون آستانه واکنش ایران متغیر باشد. نقطه اشتراک این سناریوها، تلاش برای مهار پاسخ متقابل و مدیریت سطح تنش است. با اینحال، تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد که بسیاری از اقدامات محدود در عمل قابلیت باقی ماندن در همان سطح را ندارند. 🔸در نهایت، برخی تحلیلها از یک سناریوی مرحله‌ای سخن می‌گویند که در آن ابتدا تمرکز بر تضعیف متحدان منطقه‌ای ایران، مانند حزب‌الله و انصارالله، قرار میگیرد و سپس فشار بتدریج به سطح مستقیم‌تر منتقل میشود. حضور پررنگ نظامی آمریکا در نزدیکی ایران، در این چارچوب، میتواند بخشی از یک بازی پیچیده برای بازآرایی موازنه قدرت باشد، نه الزاماً نشانه تصمیم فوری برای درگیری مستقیم. 💬 در چنین شرایطی، مسئله اصلی پیش‌بینی دقیق آینده نیست، بلکه جلوگیری از غافلگیری و حفظ ابتکار عمل است. رصد دقیق تحولات، تحلیل واقع‌بینانه و غیرهیجانی، و انسجام در تصمیم‌گیری میتواند هزینه هر سناریوی تهدیدآمیز را برای طرف مقابل افزایش دهد و امکان مدیریت بحران را حتی در مبهم‌ترین وضعیت‌ها فراهم سازد. 🖊
⭕️ جنگ موجودیتی؛ از فرسایش راهبردی تا لغو همه محدودیت‌ها 🔹 از منظر راهبردی، شکاف عمیق میان خواسته‌های دو طرف در مذاکرات، در کنار روند فرسایش کشور، به این جمع‌بندی می‌انجامد که تعیین تکلیف این منازعه، صرفاً از مسیر جنگ امکان‌پذیر است. در جنگ ۱۲ روزه، با وجود اعلام آمادگی شبکه مقاومت برای پیوستن به نبرد، تهران این مسیر را مسدود کرد؛ زیرا آگاه بود که نبردی فراگیرتر و گسترده‌تر در راه است. در نبرد بعدی که دشمن اهداف مشخص و گزینش‌شده‌ای را دنبال می‌کند، ما با یک جنگ موجودیتی میان شبکه مقاومت و شبکه دشمن مواجه هستیم؛ جنگی که در آن، بی‌طرفی به معنای شکست است. 🔸 از حیث تاکتیکی، اعلام آمادگی گروه‌های مقاومت برای نبرد و همچنین مجموعه اقداماتی که انجام شده و انجام خواهد شد ــ به‌ویژه در پی تهدید رهبر معظم انقلاب ــ به‌طور قطع بر محاسبات طرف مقابل اثرگذار بوده و همین مسئله دشمن را به سمت طراحی مقابله سوق داده است. با توجه به الگوی طراحی دشمن، در شرایط جنگ موجودیتی، تمامی محدودیت‌های پیشین لغو شده، دستورالعمل‌های عملیاتی مرتبط ابلاغ گردیده و حمایت متحدان خارجی در سطوح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نیز در نظر گرفته شده است. انتشار رسمی تصویر حاج ابوحسین حمیداوی، فرمانده کتائب حزب‌الله، در حال تکمیل فرم آمادگی عملیات استشهادی، در همین چارچوب قابل تحلیل است. 🔹 واکنش‌های به‌موقع و حرفه‌ای جمهوری اسلامی ایران در رخدادهای یک هفته اخیر، این پیام روشن را به دشمن منتقل کرده که پدافند کشور نسبت به جنگ ۱۲ روزه در وضعیت ارتقاءیافته‌ای قرار دارد؛ و بدیهی است که ارتقاء پدافند، به‌طور هم‌زمان به معنای تغییر و تقویت قدرت آفندی نیز هست. این نقطه، همان کلید معتبر شدن معادله «گسترده شدن هر نوع جنگ» است. 🔸 در پاسخ به این برداشت که تحرکات اخیر آمریکا صرفاً در سطح ارعاب و عملیات روانی باقی خواهد ماند، باید تأکید کرد که الگوی رفتاری ترامپ مبتنی بر ایجاد فشار سیاسی، رسانه‌ای و روانی اولیه، هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌های اطلاعاتی و عملیاتی برای شناسایی پنجره‌های آسیب‌پذیری طرف مقابل است. عملیات روانی و محاصره، مرحله نخست این راهبرد است، اما مسئله اصلی مرحله بعدی است؛ مرحله‌ای که نوع و سطح اقدام دشمن، وابستگی کامل به ارزیابی راهبردی و عملیاتی سرویس‌های اطلاعاتی آن‌ها دارد. تجربه نبرد با رژیم صهیونیستی نیز نشان داد اتکای بیش از حد به قواعد خطی و متصلب، در جهانی که منطق آشوبناک و غیرخطی بر آن حاکم است، می‌تواند محاسبات را به‌طور جدی دچار خطا کند. افزون بر این، یکی از روش‌های کلاسیک دشمن برای فریب و غافلگیری، رصد جریان غالب تحلیلی کشور و اقدام در جهت معکوس آن است؛ موضوعی که سلطه یک ارزیابی خاص در سامانه تحلیلی داخلی را به یک خطر راهبردی تبدیل می‌کند.
38.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آیا باید بترسیم؟! ▫️ تبیین فوق العاده زیبای رهبر معظم انقلاب ✔️حتماً ببینید و نشر بدید
💬 انباشت نیروی نظامی امریکا در منطقه تا ۱۲ بهمن ادامه خواهد داشت. ظرفیت عملیاتی تمام نیروهای تجمیع شده همچنان کمتر از دو هفته خواهد بود.
🔹همه تحولات اخیر در واقع در قالب یک پکیج ارزیابی میشود. از کشته سازی ها در اغتشاشات اخیر هم دو هدف عمده داشتند. یکی اینکه زمینه ایجاد یک پرونده حقوق بشری برای ایران را فراهم کنند و دیگری اینکه تمرکز افکار عمومی جهان را از جنایات و تعداد کشته ها در غزه بردارند. در واقع خواستند به دنیا القاء کنند فقط ما نیستیم که انبوهی از آدمها را قتل عام کردیم بلکه جمهوری اسلامی اسلامی هم هزاران نفر از مردم ایران را کشته است. آمارسازی ها از قربانیان اغتشاشات اخیر که بعضا آن را تا سی چهل هزار نفر هم معرفی کردند در همین راستا ارزیابی میشود. 🔸ایران اخیرا از طریق واسطه ها به آمریکا و اسرائیل اطلاع داده هرگونه تهدید را جدی تلقی خواهد کرد و هر حمله ای را آغاز یک جنگ تمام عیار میداند. بنابراین این گزاره که دشمن بیاید ضربه ای بزند یا شخصیتی را ترور کند و برود نیز در محاسبات آمریکا و اسرائیل گنجانده خواهد شد چون اکنون این پیام را دریافت کرده اند که جمهوری اسلامی جدی است و خود را برای یک جنگ فراگیر آماده کرده است. 🔹با توجه به همه آنچه گفته شد فعلا نمیشود با قطعیت گفت که آمریکا تصمیم نهایی را برای حمله به ایران گرفته است، اما احتمال اینکه به حزب الله یا حشدالشعبی حمله کند وجود دارد که یقینا فرماندهان محور مقاومت برای آن نیز برنامه هایی خواهند داشت. 🖊
⭕️ لشکرکشی آمریکا و سناریوهای پیش‌رو 🔹 ترامپ در حالی ناوگان نظامی آمریکا را به سمت منطقه غرب آسیا گسیل داشته است که در سند راهبرد امنیت ملی این کشور، مسئله ایران مسئله‌ای حل‌وفصل‌شده معرفی شده است. ترامپ نیز بارها ادعا کرده است که از طریق عملیات «چکش نیمه‌شب»، توانایی هسته‌ای ایران را نابود کرده است. با این وصف و در حالی که ترامپ با تأکید بر شعار «اول آمریکا»، استراتژی‌ها و جنگ‌های پیشین آمریکا در منطقه غرب آسیا را بیهوده و مغایر با منافع ملی آمریکا معرفی کرده، این سؤال پیش می‌آید که آیا ترامپ به دنبال آغاز جنگی دیگر در منطقه است؟ آیا محاسبات ترامپ در مورد ایران و منطقه تغییر کرده و قصد دارد جنگ دیگری به راه بیندازد؟ و اگر به دنبال جنگ نیست، این لشکرکشی با چه هدفی انجام شده است؟ 🔸 بررسی منطق سیاست‌ورزی ترامپ نشان می‌دهد که او به دنبال دستاوردهای عینی و ملموس است تا علاوه بر پیشبرد اهداف خود در مسیر شعار «اول آمریکا»، نیازهای روانی خویش را نیز ارضا کند. با این حال، تجربه مواجهه با ایران برای ترامپ خوشایند نبوده است. ترامپ تصور می‌کرد با عملیات «چکش نیمه‌شب» می‌تواند توانایی‌های هسته‌ای ایران را به‌طور کامل نابود کرده یا دست‌کم ایران را از ادامه غنی‌سازی منصرف کند؛ گمان می‌کرد پس از جنگ ۱۲ روزه، غروب برجام، آغاز تحریم‌های سازمان ملل و کمپین فشار حداکثری، لحن و رفتار ایران تغییر خواهد کرد؛ و همچنین می‌پنداشت اغتشاشگران قادر خواهند بود با توسعه زمانی و مکانی ناآرامی‌ها و افزایش سطح خشونت، جمهوری اسلامی را در معرض فروپاشی یا تسلیم قرار دهند. 🔹 اما تمامی این محاسبات نادرست از آب درآمد. علیرغم هزینه‌هایی که ایران در سال ۱۴۰۴ پرداخت کرده است، جمهوری اسلامی از هیچ‌یک از اصول اساسی سیاست داخلی و خارجی خود عقب‌نشینی نکرده است؛ نه از ضرورت غنی‌سازی در داخل ایران عدول کرده، نه محدودیت‌های موشکی را پذیرفته، نه سیاست منطقه‌ای خود را تعدیل کرده و نه آن‌گونه که برخی سیاسیون اصلاح‌طلب مطرح می‌کنند، پارادایم حکمرانی خود را تغییر داده است. افزون بر این، هرچند محیط امنیتی ایران طی دو سال اخیر بسیار تهدیدزا بوده، جمهوری اسلامی توانسته تا حد زیادی بر این تهدیدها غلبه کرده و سطح بالایی از تاب‌آوری راهبردی را به نمایش بگذارد. 🔸 مقاومت و سرسختی ایران، معنایی جز شکست سیاست‌های ترامپ در قبال ایران ندارد؛ شکستی که برای ترامپِ خودشیفته و جاه‌طلب ــ که دائماً تحت تحریک صهیونیست‌ها و فشار لابی صهیونیستی قرار دارد ــ بسیار تلخ و دردناک است. از این‌رو، ترامپ با لشکرکشی گسترده تلاش می‌کند آخرین شانس خود را بیازماید. در این چارچوب، می‌توان چهار سناریوی احتمالی را مطرح کرد: ایجاد موج دوم اغتشاشات با هدف تضعیف جمهوری اسلامی و فراهم‌سازی زمینه مداخله خارجی حقوق‌بشری؛ ارعاب و تغییر دستگاه محاسباتی مسئولان کشور برای تسلیم در برابر شرایط آمریکا؛ انجام عملیات محدود نظامی علیه شخصیت‌ها و دارایی‌های راهبردی؛ و نهایتاً انجام عملیات گسترده با هدف نابودی ساختارهای نظامی و سیاسی. با توجه به هزینه‌های بالا، آینده نامعلوم و الزامات حقوقی، احتمال سناریوی چهارم بسیار اندک است و به‌دلیل تهدیدات متقابل ایران و متحدانش، سناریوی سوم نیز با موانع جدی روبه‌روست. بر این اساس، تمرکز آمریکا بر سناریوهای اول و دوم ــ به‌عنوان گزینه‌های کم‌هزینه‌تر ــ محتمل‌تر به نظر می‌رسد؛ هرچند تجارب گذشته نشان می‌دهد که در تحقق این دو سناریو نیز ناکام خواهند ماند. در پایان باید توجه داشت که امکان اقدام‌های غیرمحاسبه‌شده نیز وجود دارد، اما جمهوری اسلامی آمادگی‌های لازم برای مقابله با تمامی این سناریوها را افزایش داده است. 🖊
⭕️ رهبری درمانی 🔹 از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، فشارهای خارجی پیوسته (تحریم‌ها، جنگ روانی، تهدید نظامی و عملیات اطلاعاتی دشمن) یک «استرس مزمن جمعی» ایجاد می‌کند که آستانه تحمل روانی-اجتماعی جامعه را به چالش می‌کشد. این استرس، طبق نظریه‌های روان‌شناسی اجتماعی هنگامی که از مرز خود عبور کند، به جای همبستگی ملی، به «پرخاشگری جابه‌جا شده » و کینه‌ورزی داخلی منجر می‌شود؛ جایی که نیروی خشم به جای سوق به دشمن خارجی، به سمت هم‌ وطنان هدایت می‌گردد (به استثنای گروه‌های تروریستی آموزش‌دیده که ابزار مستقیم دشمن‌اند). در چنین شرایطی، قدرت حاکم نمی‌تواند تنها به ابزارهای اقتصادی یا امنیتی بسنده کند؛ لزوم یک «نگاه دوگانه جامعه‌شناسانه و روان‌درمانگر» ضروری است: ▫️جامعه‌شناسانه: تشخیص اینکه بحران نه صرفاً اقتصادی، بلکه «بحران مشروعیت عاطفی» است؛ جایی که عدم توازن ناشی از فشار خارجی، حس بی‌عدالتی و ناامیدی را در لایه‌های پایین جامعه تقویت می‌کند و نیازمند تحلیل ساختاری-هیجانی است. ▪️روان‌درمانگر: نمایش «فضای تخلیه و بازسازی روانی» کنترل‌شده، که از طریق رهبری با نفوذ-معنوی انجام می‌شود. 🔸رویکرد رهبر معظم انقلاب در این زمینه، مصداق «درمان شناختی-معنوی جمعی» است: با ارجاع به سیره اهل‌بیت (ع) و آیات قرآن، روایت امید، صبر و مقاومت را جایگزین روایت یأس و پراکندگی می‌کند؛ پدیده‌ای که در روان‌شناسی سیاسی به «رهبری درمانی» معروف است و نقش آن در کاهش اضطراب جمعی و بازسازی انسجام اجتماعی در بحران‌های طولانی‌مدت، در مطالعات متعدد تأیید شده است. 💬 در نتیجه، این رهبری درمانی نه جایگزین سیاست های اصلاحی، بلکه تکمیل کننده ضروری آن است؛ زیرا در شرایطی که منابع مادی تحت فشار خارجی محدود است، حفظ آستانه تحمل روانی جامعه از طریق بازسازی معنوی و عاطفی، تنها راه جلوگیری از فروپاشی درونی و تبدیل فشار خارجی به فرصت همبستگی ملی می‌باشد. بدون این دید گذر از آستانه تحمل، بحران حتمی است؛ با وجود آن، امکان تبدیل فشار به مقاومت پایدار فراهم می‌آید. 🖊