eitaa logo
جهادگران تبیین
841 دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
3هزار ویدیو
373 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
38.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آیا باید بترسیم؟! ▫️ تبیین فوق العاده زیبای رهبر معظم انقلاب ✔️حتماً ببینید و نشر بدید
💬 انباشت نیروی نظامی امریکا در منطقه تا ۱۲ بهمن ادامه خواهد داشت. ظرفیت عملیاتی تمام نیروهای تجمیع شده همچنان کمتر از دو هفته خواهد بود.
🔹همه تحولات اخیر در واقع در قالب یک پکیج ارزیابی میشود. از کشته سازی ها در اغتشاشات اخیر هم دو هدف عمده داشتند. یکی اینکه زمینه ایجاد یک پرونده حقوق بشری برای ایران را فراهم کنند و دیگری اینکه تمرکز افکار عمومی جهان را از جنایات و تعداد کشته ها در غزه بردارند. در واقع خواستند به دنیا القاء کنند فقط ما نیستیم که انبوهی از آدمها را قتل عام کردیم بلکه جمهوری اسلامی اسلامی هم هزاران نفر از مردم ایران را کشته است. آمارسازی ها از قربانیان اغتشاشات اخیر که بعضا آن را تا سی چهل هزار نفر هم معرفی کردند در همین راستا ارزیابی میشود. 🔸ایران اخیرا از طریق واسطه ها به آمریکا و اسرائیل اطلاع داده هرگونه تهدید را جدی تلقی خواهد کرد و هر حمله ای را آغاز یک جنگ تمام عیار میداند. بنابراین این گزاره که دشمن بیاید ضربه ای بزند یا شخصیتی را ترور کند و برود نیز در محاسبات آمریکا و اسرائیل گنجانده خواهد شد چون اکنون این پیام را دریافت کرده اند که جمهوری اسلامی جدی است و خود را برای یک جنگ فراگیر آماده کرده است. 🔹با توجه به همه آنچه گفته شد فعلا نمیشود با قطعیت گفت که آمریکا تصمیم نهایی را برای حمله به ایران گرفته است، اما احتمال اینکه به حزب الله یا حشدالشعبی حمله کند وجود دارد که یقینا فرماندهان محور مقاومت برای آن نیز برنامه هایی خواهند داشت. 🖊
⭕️ لشکرکشی آمریکا و سناریوهای پیش‌رو 🔹 ترامپ در حالی ناوگان نظامی آمریکا را به سمت منطقه غرب آسیا گسیل داشته است که در سند راهبرد امنیت ملی این کشور، مسئله ایران مسئله‌ای حل‌وفصل‌شده معرفی شده است. ترامپ نیز بارها ادعا کرده است که از طریق عملیات «چکش نیمه‌شب»، توانایی هسته‌ای ایران را نابود کرده است. با این وصف و در حالی که ترامپ با تأکید بر شعار «اول آمریکا»، استراتژی‌ها و جنگ‌های پیشین آمریکا در منطقه غرب آسیا را بیهوده و مغایر با منافع ملی آمریکا معرفی کرده، این سؤال پیش می‌آید که آیا ترامپ به دنبال آغاز جنگی دیگر در منطقه است؟ آیا محاسبات ترامپ در مورد ایران و منطقه تغییر کرده و قصد دارد جنگ دیگری به راه بیندازد؟ و اگر به دنبال جنگ نیست، این لشکرکشی با چه هدفی انجام شده است؟ 🔸 بررسی منطق سیاست‌ورزی ترامپ نشان می‌دهد که او به دنبال دستاوردهای عینی و ملموس است تا علاوه بر پیشبرد اهداف خود در مسیر شعار «اول آمریکا»، نیازهای روانی خویش را نیز ارضا کند. با این حال، تجربه مواجهه با ایران برای ترامپ خوشایند نبوده است. ترامپ تصور می‌کرد با عملیات «چکش نیمه‌شب» می‌تواند توانایی‌های هسته‌ای ایران را به‌طور کامل نابود کرده یا دست‌کم ایران را از ادامه غنی‌سازی منصرف کند؛ گمان می‌کرد پس از جنگ ۱۲ روزه، غروب برجام، آغاز تحریم‌های سازمان ملل و کمپین فشار حداکثری، لحن و رفتار ایران تغییر خواهد کرد؛ و همچنین می‌پنداشت اغتشاشگران قادر خواهند بود با توسعه زمانی و مکانی ناآرامی‌ها و افزایش سطح خشونت، جمهوری اسلامی را در معرض فروپاشی یا تسلیم قرار دهند. 🔹 اما تمامی این محاسبات نادرست از آب درآمد. علیرغم هزینه‌هایی که ایران در سال ۱۴۰۴ پرداخت کرده است، جمهوری اسلامی از هیچ‌یک از اصول اساسی سیاست داخلی و خارجی خود عقب‌نشینی نکرده است؛ نه از ضرورت غنی‌سازی در داخل ایران عدول کرده، نه محدودیت‌های موشکی را پذیرفته، نه سیاست منطقه‌ای خود را تعدیل کرده و نه آن‌گونه که برخی سیاسیون اصلاح‌طلب مطرح می‌کنند، پارادایم حکمرانی خود را تغییر داده است. افزون بر این، هرچند محیط امنیتی ایران طی دو سال اخیر بسیار تهدیدزا بوده، جمهوری اسلامی توانسته تا حد زیادی بر این تهدیدها غلبه کرده و سطح بالایی از تاب‌آوری راهبردی را به نمایش بگذارد. 🔸 مقاومت و سرسختی ایران، معنایی جز شکست سیاست‌های ترامپ در قبال ایران ندارد؛ شکستی که برای ترامپِ خودشیفته و جاه‌طلب ــ که دائماً تحت تحریک صهیونیست‌ها و فشار لابی صهیونیستی قرار دارد ــ بسیار تلخ و دردناک است. از این‌رو، ترامپ با لشکرکشی گسترده تلاش می‌کند آخرین شانس خود را بیازماید. در این چارچوب، می‌توان چهار سناریوی احتمالی را مطرح کرد: ایجاد موج دوم اغتشاشات با هدف تضعیف جمهوری اسلامی و فراهم‌سازی زمینه مداخله خارجی حقوق‌بشری؛ ارعاب و تغییر دستگاه محاسباتی مسئولان کشور برای تسلیم در برابر شرایط آمریکا؛ انجام عملیات محدود نظامی علیه شخصیت‌ها و دارایی‌های راهبردی؛ و نهایتاً انجام عملیات گسترده با هدف نابودی ساختارهای نظامی و سیاسی. با توجه به هزینه‌های بالا، آینده نامعلوم و الزامات حقوقی، احتمال سناریوی چهارم بسیار اندک است و به‌دلیل تهدیدات متقابل ایران و متحدانش، سناریوی سوم نیز با موانع جدی روبه‌روست. بر این اساس، تمرکز آمریکا بر سناریوهای اول و دوم ــ به‌عنوان گزینه‌های کم‌هزینه‌تر ــ محتمل‌تر به نظر می‌رسد؛ هرچند تجارب گذشته نشان می‌دهد که در تحقق این دو سناریو نیز ناکام خواهند ماند. در پایان باید توجه داشت که امکان اقدام‌های غیرمحاسبه‌شده نیز وجود دارد، اما جمهوری اسلامی آمادگی‌های لازم برای مقابله با تمامی این سناریوها را افزایش داده است. 🖊
⭕️ رهبری درمانی 🔹 از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، فشارهای خارجی پیوسته (تحریم‌ها، جنگ روانی، تهدید نظامی و عملیات اطلاعاتی دشمن) یک «استرس مزمن جمعی» ایجاد می‌کند که آستانه تحمل روانی-اجتماعی جامعه را به چالش می‌کشد. این استرس، طبق نظریه‌های روان‌شناسی اجتماعی هنگامی که از مرز خود عبور کند، به جای همبستگی ملی، به «پرخاشگری جابه‌جا شده » و کینه‌ورزی داخلی منجر می‌شود؛ جایی که نیروی خشم به جای سوق به دشمن خارجی، به سمت هم‌ وطنان هدایت می‌گردد (به استثنای گروه‌های تروریستی آموزش‌دیده که ابزار مستقیم دشمن‌اند). در چنین شرایطی، قدرت حاکم نمی‌تواند تنها به ابزارهای اقتصادی یا امنیتی بسنده کند؛ لزوم یک «نگاه دوگانه جامعه‌شناسانه و روان‌درمانگر» ضروری است: ▫️جامعه‌شناسانه: تشخیص اینکه بحران نه صرفاً اقتصادی، بلکه «بحران مشروعیت عاطفی» است؛ جایی که عدم توازن ناشی از فشار خارجی، حس بی‌عدالتی و ناامیدی را در لایه‌های پایین جامعه تقویت می‌کند و نیازمند تحلیل ساختاری-هیجانی است. ▪️روان‌درمانگر: نمایش «فضای تخلیه و بازسازی روانی» کنترل‌شده، که از طریق رهبری با نفوذ-معنوی انجام می‌شود. 🔸رویکرد رهبر معظم انقلاب در این زمینه، مصداق «درمان شناختی-معنوی جمعی» است: با ارجاع به سیره اهل‌بیت (ع) و آیات قرآن، روایت امید، صبر و مقاومت را جایگزین روایت یأس و پراکندگی می‌کند؛ پدیده‌ای که در روان‌شناسی سیاسی به «رهبری درمانی» معروف است و نقش آن در کاهش اضطراب جمعی و بازسازی انسجام اجتماعی در بحران‌های طولانی‌مدت، در مطالعات متعدد تأیید شده است. 💬 در نتیجه، این رهبری درمانی نه جایگزین سیاست های اصلاحی، بلکه تکمیل کننده ضروری آن است؛ زیرا در شرایطی که منابع مادی تحت فشار خارجی محدود است، حفظ آستانه تحمل روانی جامعه از طریق بازسازی معنوی و عاطفی، تنها راه جلوگیری از فروپاشی درونی و تبدیل فشار خارجی به فرصت همبستگی ملی می‌باشد. بدون این دید گذر از آستانه تحمل، بحران حتمی است؛ با وجود آن، امکان تبدیل فشار به مقاومت پایدار فراهم می‌آید. 🖊
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥رصد می‌شوید...! بازنشر رصد ناوهواپیمابر آیزنهاور توسط نیروی دریایی سپاه 🔹 در شرایطی که دشمن سعی دارد با اجرای عملیات روانی سایه جنگ را روی ایران نگهدارد،‌ بررسی‌هانشان می‌دهد توانمندی دریایی نیروهای مسلح ایران نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته است 🔸 اگر چند سال پیش آنها قادر به ثبت چنین تصاویری بودند قطعا امروز این توان چند برابر افزایش پیدا کرده است
⭕️ منطق معادله تبدیل جنگ محدود به گسترده چیست؟ 🔹حتما در روزهای اخیر شنیده اید که مقامات ایرانی مکررا تاکید کرده اند که هر نوع حمله دشمن ولو به صورت محدود یا نمادین با پاسخی گسترده مواجه خواهد شد. اما سوال این است که منطق این راهبرد چیست؟ به عبارتی چرا ضرورت دارد که در صورت هر نوع حمله دشمن، ولو به صورت محدود یا تروریستی، پاسخ ایران نیز به شکل گسترده باشد؟ 🔸 جهت پاسخ به این سوال ما ابتدا نیاز به کشف منطق حمله محدود و نمادین داریم. باید توجه کرد که در کلان سیاست حریف، حمله محدود صرفا برای فرار از تبعات یک جنگ گسترده نیست بلکه این نوع عملیات باعث می شود که ایران نیز وارد یک چرخه ناامنی و نقض بازدارندگی به صورت دائمی و پله ای قرار گیرد. شرایطی را تصور کنید که آمریکا یا رژیم ولو با اطلاع قبلی، برخی نقاط را هدف قرار داده و سپس با چتر پدافندی و آفندی ایجاد شده در منطقه و اروپا و همچنین تهدید قوی تر و صحبت از لزوم نشستن ایران پای میز مذاکره (تسلیم)، کشورمان را مجبور به عدم پاسخ یا پاسخ ضعیف میکنند. این روند شاید منجر به عبور سریع از بحران و آرامش ظاهری شود اما پیامدهای بسیار عمیقی دارد که اولین آن نقض بازدارندگی کشور و ورود به چرخه دورهای جنگی است، به عبارتی آرزوی دشمن مبنی بر لبنانیزه کردن ایران در سطحی پایین تر محقق شده و آن ها هر چند ماه یکبار با بهانه های مختلف و بدون پرداخت هزینه ای سنگین حملاتی به کشورمان ترتیب داده و طبعا با نقض بازدارندگی، این تهدیدات اشکال جدیدی نیز به خود می گیرد در گذر از اینکه تداوم چرخه منجر به افزایش سقف اقدام دشمن و البته کاهش دوره های زمانی آن خواهد شد. 🔹 در این راستا، طرح گزینه بازرسی کشتی های ایرانی که اخیرا مطرح شده، نیازمند این است که ابتدا معادله کلی امنیتی در منطقه و خصوصا در دریا تغییر کند وگرنه هر اقدام مشابه دشمن، با پاسخی برابر مواجه شده که خود می تواند در را به روی نبردی گسترده باز کند پس دشمن نیز نخواهد توانست بدون هزینه یک جنگ گسترده تر، به راحتی و مانند ونزوئلا اقدام به محاصره ما کند. توجه به این نکته مهم است که اگر دشمن این سناریو را در ونزوئلا دنبال کرد، به این دلیل بود که سابقاً معادله خاصی میان ونزوئلا و آمریکا حاکم نبود، چه حتی تهدیدات لفظی ترامپ نیز با رقص صلح مادورو مواجه می شد. 🔸 دومین پیامد عمیق نیز، تشدید فرسوده سازی کشور با نگه داشتن دائمی سایه یک تهدید معتبر است که نتایج اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن نیز از هم اکنون آشکار بوده و آن را در بازارهای اقتصادی کشور شاهد هستیم. 🔹 از همین رو و همانطور که در تهدیدات آشکار و پنهان اخیر کشورمان مطرح شده، هر گونه حمله ولو محدود، نمادین و با اطلاع قبلی و حتی از نوع متفاوت مانند یک عملیات بزرگ تروریستی می بایست با یک پاسخ گسترده، هماهنگ، هم افزا، چند جبهه ای و تاثیرمحور مواجه گردد. منظور از تاثیرمحوری نیز این است که این پاسخ باید در محاسبات واشینگتن و تل آویو تاثیرگذار بوده و این تلقی و ادراک را که «گزینه فشار بیشتر وجود داشته و بر ایران تاثیرگذار است» از محاسبات آنها پاک شده و اینبار آنها به میز مذاکره واقعی بیایند. البته پاسخ فوق نیز نباید صرفا نظامی و تخریب محور باشد، بلکه با به کارگیری هم افزای منابع قدرت مختلف کشور، منطق فشار وارد کردن حریف در هم شکسته شود./محلل
⭕️ ایران و آمریکا در مرحله جنگ محاسباتی 🔹 آمریکایی ها به شدت به فکر یک عملیات سریع و تمیز و بدون هزینه هستند. ضربه ای که بتواند یک نتیجه عمیق و راهبردی برای آنان خلق کند. 🔸جامعه آمریکایی بالاخص طرفدارن ترامپ به شدت مخالف آغاز هرگونه درگیری جدید در جهان هستند و افکار عمومی آمریکا به هیچ وجه آمادگی شروع جنگ جدیدی را ندارند. 🔹 افزایش قیمت نفت یک پاشنه آشیل مهم برای ترامپ است زیرا او می داند تورم در جامعه داخلی آمریکا به علت جنگ تعرفه ها بالا است و در صورت افزایش قیمت نفت، هزینه انرژی در امریکا صعودی خواهد شد و این یعنی تورم مضاعف. 🔸 ضربه پذیری پایگاه های آمریکا در منطقه احتمال افزایش تلفات را بالا خواهد برد و این مهم ترین نقطه ضعف آمریکای ها است. 🔹 هشدارهای قاطع ایران به کشورهای منطقه به هدف قراردادن آنها در صورت استفاده آمریکا از خاک این کشورها، باعث نگرانی این کشورها شده است. اما در سوی دیگر: ▫️ ایران این بار می خواهد هر حرکت محدود را با پاسخی نامحدود در بعد زمان و گسترده در بعد جغرافیا مواجه کند. ▪️ تمام اضلاع محور مقاومت در هرگونه نبردی به گستره منطقه غرب آسیا قطعا ورود خواهند کرد. ▫️ آمادگی ایران نسبت به جنگ ١٢ روزه در بعد آفند و پدافند چندین برابر شده است و بسیاری نقاط ضعف اکنون رفع شده است. ▪️ محور مقاومت توانایی مختل کردن همزمان ترددهای دریایی در دو تنگه هرمز و باب المندب و فشار به بازار انرژی و حمل و نقل کالا خواهد شد. ▫️محور مقاومت با توجه به تسلط کامل در غرب آسیا نسبت به دشمن اشراف گسترده تری به منطقه نبرد دارد. 💬 در نهایت اینکه جنگ می شود یا نمی شود اصلا مشخص نیست اما محاسبات طرفین می تواند در معادلات آینده بسیار تاثیر بگذارد. اما نکته مهم این است که بدانیم ایران و محور مقاومت در صورت آغاز نبرد، این جنگ را آخرین مقابله با جبهه استکبار می داند. 🖊
⭕️۳ «نه‌» قاطع ایران به آمریکا؛ غنی‌سازی، برد بالستیک‌ها و متحدان منطقه‌ای 💬 نیویورک تایمز: ▫️مذاکرات پشت پرده با ایران کاملاً شکست خورده است. ایران هیچ یک از پیشنهادات آمریکا را نپذیرفت. ▪️ اما ۳ خواسته آمریکا از ایران چه بود؟ ▫️بنا به ادعای نیویورک تایمز، اولین خواسته؛ متوقف ساختن تمام غنی‌سازی هسته‌ای. دومین خواسته؛ محدود کردن برد و تعداد موشک‌های بالستیک. سومین خواسته؛ قطع حمایت از نیروهای منطقه‌ای.
⭕️ترامپ فقط یک زبان را می‌فهمد: زبان زور 🔹تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ مبنی بر بمباران ایران در صورت نپذیرفتن مذاکره، بیش از آنکه نشانه آمادگی واقعی برای جنگ باشد، بخشی از همان الگوی قدیمی فشار روانی و بلوف سیاسی است. ترامپ سیاستمداری است که همواره از تهدید حداکثری برای گرفتن امتیاز حداقلی استفاده کرده و تصور می‌کند با بالا بردن صدا، طرف مقابل عقب می نشیند. اما مسئله اینجاست که ایران، نه عراقِ بی‌دفاعِ سال ۲۰۰۳ است و نه کشوری منزوی و بدون ابزار پاسخ. واقعیت میدانی منطقه، از حشدالشعبی عراق و انصار الله یمن گرفته تا حزب الله لبنان و نیروهای مسلح ایران در خلیج فارس، نشان میدهد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، هزینه‌ای دارد که نه آمریکا و نه شخص ترامپ، توان و اراده پرداخت آن را ندارند( هرچند عقل سلیم حکم میکند هوشیار و انگشت بر ماشه بود). 🔸ترامپ برخلاف ظاهر خشنش، سیاستمداری ماجراجو اما به‌شدت ریسک‌گریز و ترسوست. او اهل قمار لفظی است، نه جنگ واقعی. تجربه نشان داده هر جا با خلأ قدرت یا تردید طرف مقابل روبرو شده، جلو آمده و تهدید را تشدید کرده، اما هر جا با پاسخ قاطع و هزینه‌ساز مواجه شده، عقب نشسته یا مسیر را عوض کرده است. آرایش نیروهای مقاومت در منطقه، آمادگی نیروهای مسلح ایران و حساسیت بالای جبهه‌های متعدد از دریای سرخ تا مدیترانه، معادله‌ای نیست که بتوان با یک توییت یا سخنرانی شبه انتخاباتی آن را نادیده گرفت. به همین دلیل است که تهدیدهای ترامپ بیشتر مصرف رسانه‌ای دارد تا پشتوانه عملی. 🔹نکته مهمتر این است که ترسیدن از ترامپ، دقیقاً همان چیزیست که او میخواهد. زبان ملایم، پیامهای دوپهلو و تلاش برای آرامسازی طرفی که اساساً منطقش بر فشار و تهدید بنا شده، نه‌تنها بازدارنده نیست، بلکه او را جسورتر میکند. همانطور که نشریات غربی مثل گاردین هم اشاره کرده‌اند، با ترامپ باید به زبان خودش صحبت کرد: زبان قدرت، صراحت و هزینه. نه به معنای جنگ‌طلبی، بلکه به معنای شفاف کردن خطوط قرمز و نشان دادن اراده واقعی برای دفاع از منافع ملی. 💬 معتقدم ترامپ شخصیتی نیست که از او بترسیم،بلکه او سیاستمداری است که فقط در برابر قدرت قابل فهم و مهار است. ایستادن مقتدرانه، نه‌تنها خطر جنگ را افزایش نمیدهد، بلکه احتمال آن را کاهش میدهد، ترامپ از کسانی میترسد که بتوانند به هر شکل هزینه ها را بر او تحمیل کنند . در دنیایی که تهدید، ابزار چانه‌زنی است، عقب‌نشینی پیام ضعف می‌فرستد و قدرت، زبان صلحِ واقعی است. 🖊
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ترامپ مانند دور قبلی جنگ در روی پرده از توافق حرف می‌زند و در پشت پرده پیام تهدید و ضرب‌الاجل میفرستد. ما اگر قرار بود شروط تسلیم را در دو روز بپذیریم، این کار را در ۶۰ روز قبلی انجام میدادیم. آنها طرح خود را انتخاب کرده‌اند و ما نیز با اتکا به قدرت الهی و صاحبان و حافظان اصلی این سرزمین یعنی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) و حضرت حجت(عج) آنها را به عقب رانده، زمینه‌ساز اتصال انقلاب اسلامی به ظهور خواهیم شد ان شاءالله.
⭕️جایگاه ایران در توازن جدید قدرت‌های جهانی 🔹️تحولات نظام بین‌ الملل دیگر با منطق ساده تک‌ قطبی قابل توضیح نیست. نظمی که پس از جنگ سرد با محوریت غرب شکل گرفت، امروز با فرسایش جدی روبروست و بازیگران جدیدی در حال بازتعریف معادلات قدرت هستند. در این میان ج.ا.ایران صرفاً یک بازیگر حاشیه‌ای یا واکنشی نیست، بلکه بتدریج به کنشگری تبدیل شده که حضور و تصمیمش در محاسبات قدرتهای جهانی لحاظ میشود. تداوم فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی علیه ایران، نه‌ تنها موجب حذف آن از صحنه نشده، بلکه جایگاهش را بعنوان نماد مقاومتِ فعال، تثبیت کرده است. 🔸آنچه ایران را از بسیاری از کشورهای مشابه متمایز میکند، اصرار بر استقلال راهبردیست. جمهوری اسلامی نه در قالب بلوکهای قدرت حل شده و نه امنیت و توسعه خود را به اراده دیگران گره زده است. همین انتخاب پرهزینه، به‌ مرور زمان به سرمایه‌ای راهبردی تبدیل شده است. ترکیب سیاست خارجی مستقل، توان دفاعی بومی و عمق نفوذ منطقه‌ای، باعث شده وزن ژئوپلیتیکی ایران از شاخصهای صرفاً اقتصادی فراتر برود و در معادلات امنیتی، نقشی تعیین‌ کننده پیدا کند. 🔹️در سطح جهانی، همزمانی افزایش فشارهای غرب با گسترش همکاری ایران با قدرتهای نوظهور، نشانه روشنی از تغییر قواعد بازی است. جهان در حال عبور از انحصار تصمیم‌ سازی غربیست و ایران توانسته در این فضای در حال گذار، برای خود جای پا باز کند. حضور در سازوکارهای چندجانبه، تقویت پیوند با شرق و مشارکت در ابتکارات منطقه‌ای، هزینه نادیده‌ گرفتن ایران را برای بازیگران بین‌المللی به‌طور محسوسی بالا برده است. 🔸از منظر ژئوپلیتیکی، ایران در نقطه‌ای ایستاده که منافع انرژی، مسیرهای راهبردی و رقابتهای ایدئولوژیک به هم میرسند. همین موقعیت، ایران را به متغیری اجتناب‌ناپذیر در هر طرح منطقه‌ای یا جهانی تبدیل کرده است. تجربه سالهای اخیر نشان داده که جمهوری اسلامی توانسته تهدیدهای ساختاری را مدیریت کند و حتی در مواردی، آنها را به ابزار بازدارندگی و نفوذ تبدیل نماید. 💬در پایان میتوان گفت نقش جمهوری اسلامی در هندسه قدرت جهانی، حاصل ترکیب مقاومت هوشمندانه، ابتکار سیاسی و واقع‌گرایی راهبردیست. ایران نه تابع نظم موجود است و نه منزوی از آن، بلکه بعنوان بازیگری اثرگذار، در شکل‌ دهی به نظم آینده سهم دارد و قطعاً، در سالهای پیش‌ِ رو نیز یکی از متغیرهای اصلی معادلات جهانی باقی خواهد ماند.