⭕️ پیامدهای راهبردی حمله نظامی آمریکا به ایران؛ از فروپاشی نظم امنیتی غرب تا افول هژمونی واشنگتن
🔹 هرگونه حمله نظامی آمریکا به ایران، نه یک درگیری محدود، بلکه نقطه عطفی تاریخی با پیامدهای غیرقابل بازگشت منطقهای و جهانی خواهد بود. چنین جنگی در بستری چندقطبی و بیثبات رخ میدهد که در آن، شبکهای از بازیگران دولتی و غیردولتی با توان واکنش نامتقارن و فرسایشی فعال هستند. نتیجه اولیه این اقدام، دگرگونی توازن قدرت در خاورمیانه و شتابگرفتن افول هژمونی ایالات متحده خواهد بود؛ روندی که میتواند نتایجی معکوس برای اهداف راهبردی واشنگتن به همراه آورد.
🔸 حمله به ایران، مشروعیت حضور نظامی آمریکا در منطقه را بهطور قطعی از بین خواهد برد و فرآیند اخراج تدریجی اما اجتنابناپذیر آن از خاورمیانه را کلید میزند. پایگاههای آمریکا در عراق، سوریه، خلیج فارس و پیرامون آن به اهداف دائم حملات موشکی، پهپادی و نامتقارن تبدیل شده و هزینه حفاظت از آنها به سطحی غیرقابل تحمل میرسد. همزمان، فشار افکار عمومی در کشورهای میزبان و در داخل آمریکا، واشنگتن را به عقبنشینی وادار خواهد کرد؛ عقبنشینیای شبیه و حتی پرهزینهتر از ویتنام و افغانستان.
🔹 در بُعد اقتصادی و ژئوپلیتیکی، جنگ موجب شوک شدید انرژی، جهش قیمت نفت، بیثباتی بازارهای جهانی و تضعیف انسجام غرب خواهد شد. تهدید یا اختلال در تنگه هرمز، اقتصادهای وابسته به انرژی را با رکود و تورم مواجه میکند و حتی آمریکا، با وجود تولید داخلی انرژی، از پیامدهای آن مصون نخواهد ماند. همزمان، اعتماد متحدان منطقهای مانند عربستان و امارات به آمریکا بهعنوان ضامن امنیت فرو میریزد و آنها بهسوی تنوعبخشی به شرکای راهبردی خود، از جمله روسیه و چین، سوق داده میشوند؛ امری که نظم امنیتی تحت رهبری آمریکا را از درون فرسایش میدهد.
🔸در سطح نظامی ـ امنیتی، محور مقاومت از یک شبکه همسو به یک فرماندهی عملیاتی یکپارچه تبدیل خواهد شد و جنگی چندجبههای و فرسایشی علیه منافع آمریکا و اسرائیل شکل میگیرد. همزمان، ایران با کنار گذاشتن محدودیتهای پیشین، دکترین دفاعی خود را به سمت بازدارندگی حداکثری سوق داده و حتی گزینه بازدارندگی هستهای را در دستور کار قرار میدهد. راهبرد ایران صرفاً پدافندی نخواهد بود، بلکه مبتنی بر دفاع فعال و حملات پیشدستانه به اهداف حیاتی دشمن و متحدانش است؛ راهبردی که هزینه جنگ را به حداکثر رسانده و امنیت روانی و اقتصادی بلوک غرب را به چالش میکشد.
🖊#دکتر_حسن_نعیمآبادی
⭕️چند نکته مختصر درباره تقابل آمریکا علیه ایران:
۱. به تعبیر رهبری معظم؛ «در مورد آمریکا حلّ هیچ مشکلی متصوّر نیست و....»(بیانیه گام دوم)
۲. آمریکا در صورتی حمله میکند که ایران توان آفندی نداشته باشد.
۳. آمریکا در صورتی حمله نمیکند که هزینههای پاسخ ایران برایش و رژیم بسیار بالا برود.
۴. آمریکا اگر در حمله علیه ایران بدون هزینه موفق بود، لحظهای درنگ نمیکرد و سراغ مذاکره نمیرفت.
۵. آمریکا و رژیم در آینده از مدل های حملات ناکام قبلی استفاده نمی کنند، مگر از نقاط قوت آن، که در غلبه فناوری و به ویژه رسانه ای بود.
۶. آمریکا به تداوم فشار اقتصادی، برهم زدن انسجام ملی، آشوب سازی و سناریوهای گروههای تروریستی و تجزیه طلب قومیتی در داخل ایران و مرزها نیز امیدوار است.
۷. ترامپ در داخل آمریکا مشکلات سیاسی عدیدهای دارد که هم مذاکره (صوری و پرامتیاز) و هم عدم جنگ آفرینی برای آمریکا را به منظور جذب افکار عمومی و شکست دموکراتها نیاز دارد.
۸. لازم به یادآوری است که آمریکا در دست و پا زدن برای بقاء در تک هژمونی نظام بین الملل و مواجهه سنگین اقتصادی با چین است و می داند که جنگ در منطقه ژئواستراتژیک غرب آسیا و آن هم در برابر قدرتی مانند ایران، می تواند خطای راهبردی سنگین و خسارت بار او باشد.
🖊#مجتبی_قنبردوست
⭕️ اجبار ترکیبی
🔹در شرایط فعلی، رفتار آمریکا علیه ایران نمونهای اصیل از ترکیب «دیپلماسی اجبار» و «استراتژی وادارسازی» است. هر دو رویکرد بر فشار آگاهانه برای تغییر رفتار طرف مقابل تمرکز دارند، اما تفاوتهای عملیشان در سیاست اخیر آمریکا بهخوبی پیدا است.
🔸دیپلماسی اجبار بر تهدید قابل باور، تحریمهای شدید و همزمان باز گذاشتن راه مذاکره تأکید دارد تا از جنگ پرهیز شود. این مدل در اقدامهای اخیر آمریکا دیده میشود:
▫️لشکرکشی گسترده نظامی (ناوهای هواپیمابر، بمبافکنها، سامانههای پدافندی) در منطقه برای ایجاد تهدید قابل باور
▪️تحریمهای حداکثری و فشار اقتصادی مداوم
▫️دعوت پشت سر هم به مذاکره «بدون پیششرط ظاهری» در عمان، که همزمان با تهدیدهای نظامی همراه است.
این همان فرمول: «اجبار همراه با درِ باز» است.
🔹از سوی دیگر، استراتژی وادارسازی بر افزایش آهسته درد و هزینه برای طرف مقابل تمرکز دارد تا او را به قبول خواستههایی که نمیخواهد، مجبور کند.
🔸عناصر کلیدی «وادارسازی» در رفتار آمریکا عبارتند از:
▫️تهدید قابل باور با استقرار نیروهای نظامی پیشرفته
▪️افزایش پلهپله هزینهها (از تحریم به تهدید نظامی و افزودن خواستههای جدید مانند محدودیت موشکی و منطقهای)
▫️استفاده از مذاکره بهعنوان ابزار مدیریت تنش و زمانخریدن برای فشار بیشتر
🔹در اخبار اخیر، این ترکیب آشکار است: آمریکا همزمان با تقویت حضور نظامی، مذاکرات عمان را پیش میبرد، اما اصرار دارد ۹ کشور منطقه (عمدتاً عربی) را به میز مذاکره بکشاند. ایران با رد این ایده، مذاکرات را دوجانبه نگه داشت. این اصرار آمریکا نه فقط برای فشار بر تهران، بلکه بخشی از تلاش برای شکلدهی نظم جدید در غرب آسیا است؛ جایی که کنسرسیوم (مانند مدیریت ذخیره اورانیوم یا ائتلاف منطقهای) بهانهای برای نهادینه کردن این نظم و کاهش نقش مستقل ایران میشود.
💬راهبرد مقاومتی عزتمدارانه
برای رهایی از این مرحله، ایران باید بر سه اصل کلیدی استوار باشد:
⬅️ افزایش هزینه وادارسازی: این نظریه تأکید دارد وادارسازی زمانی شکست میخورد که هزینه برای وادارنده (آمریکا) بیش از وادارشونده شود. بنابراین تقویت بازدارندگی نامتقارن، افزایش هزینههای عملیاتی آمریکا در منطقه و گسترش عمق راهبردی ضروری است.
⬅️حفظ ابتکار عمل در مذاکره: دیپلماسی اجبار آمریکا زمانی موفق است که طرف مقابل واکنشی باشد. ایران باید خطوط قرمز روشن تعریف کند، تنها در چارچوبهای خود وارد شود و از افزودن موضوعات جدید (موشکی، منطقهای) توسط طرف مقابل جلوگیری کند.
⬅️مقاومت هوشمندانه با انعطاف تاکتیکی: نه انفعال و نه ماجراجویی؛ بلکه حفظ ثبات داخلی، مدیریت فشار اقتصادی و بهرهبرداری از فرصتهای بینالمللی برای شکستن وحدت در فشار.
بهویژه، ایران باید هوشمندانه از دام شکلدهی نظم جدید غرب آسیا بپرهیزد. پذیرش چنین ساختاری میتواند استقلال راهبردی ایران را تضعیف کند، در حالی که مقاومت هدفمند و فعال میتواند فشار ترکیبی آمریکا را فرسایشی و هزینهساز سازد.
🖊حامد_حق_پناه
⭕️ماجرای اپستین، پروژهای فراتر از یک رسوایی جنسی
🔹️پرونده جفری اپستین از همان ابتدا بیش از آنکه یک ماجرای اخلاقی باشد، نشانههایی از یک پروژه هدفمند را با خود داشت. تمرکز افکار عمومی بر فساد جنسی، عملاً لایه عمیق تر ماجرا را پنهان میکند. لایهای که به شبکهای سازمان یافته توسط موساد برای کنترل نخبگان قدرت در جهان غرب اشاره دارد. اپستین نه با افراد عادی، بلکه با حلقهای از سیاستمداران، سرمایهداران و خاندانهای سلطنتی در ارتباط بود. جامعهای که هم بر اقتصاد آمریکا اثرگذار است و هم بر سیاست خارجی آن.
🔸بر اساس اسناد و شهادتها، دامنه این شبکه محدود به آمریکا نیست. نامهایی چون بیل گیتس، دونالد ترامپ، شاهزاده اندرو، بوش پدر و پسر و همچنین شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس( خاندانهایی مانند آلزاید، آلثانی و آلسعود) در این پرونده مطرح شدهاند. وجه مشترک همه این افراد، موقعیت حساس و اثرگذار آنان در معادلات جهانیست. ضبط سیستماتیک تصاویر و ویدئوها در عمارتها و جزیره اختصاصی اپستین، نشان میدهد که هدف، صرفاً ارائه خدمات نبوده، بلکه تولید ابزار فشار و باجگیری در دستور کار قرار داشته است.
🔸نقطهای که این پرونده را وارد فاز امنیتی میکند، نقش موساد و چهرهٔ ایهود باراک است. حضور نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی در کنار اپستین، معادله را تغیبر مبدهد. باراک نه یک مشتری، بلکه تسهیلگر اقتصادی و حقوقی اپستین بوده، فردی که سرمایهها را به داخل اسرائیل منتقل و در حوزههای حساس سرمایهگذاری میکرد. این سطح از همکاری، ۱نشان از یک شبکه اطلاعاتی صهیونیستی است که از روش قدیمی رسواسازی افراد برای کنترل بهره میبرد.
🔹️مرگ مشکوک اپستین در زندان فدرال، قطع هم زمان دوربینها و تعلیق غیر قابل توضیح روند نظارت، بیش از هر چیز از یک اراده برای بستن پرونده حکایت دارد. در حالیکه انتظار میرفت دادگاهی جنجالی برگزار شود، ناگهان همه چیز در قالب خودکشی جمع شد. این پایان، بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسشهای جدیدی درباره سطح نفوذ و قدرت موساد را در پرونده مطرح میسازد.
💬نگارنده معتقد است تأکید افراطی بر جنبه فساد جنسی پرونده اپستین، عملاً کارکرد اصلی آن را به حاشیه برده است. آنچه در پس این ماجرا قرار دارد، شبکهای برای مهار حکمرانان و نخبگان جهانی از طریق باجگیری اطلاعاتی است. شبکهای که موساد در آن نقشی محوری دارد. در چنین چارچوبی، همسویی بیچون و چرا و گام به گام سیاست خارجی آمریکا با منافع اسرائیل و سکوت برخی دولتهای عربی، نتیجه فشار پنهان فایلهایی است که میتوانند به مرگ سیاسی صاحبان قدرت منجر شوند. اپستین یک فرد نبود، او ابزار یک پروژه بود.
🖊 #حسین_نجفی
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 از لندن تا پاریس؛ نامهای بزرگ در گرداب پرونده اپستین
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥خط قرمز جدید آمریکا؛ مهار موشکهای ایران برای امنیت اسرائیل
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥وقتی دیپلماسی باعث تسریع جنگ می شود!