⭕️ دستگیری فردی به اتهام نقشآفرینی در ترور شهید سید حسن نصرالله
🗞روزنامۀ رأیالیوم: عبدالله قمح، نویسنده و روزنامهنگار لبنانی، از بازداشت یک فرد توسط دستگاههای امنیتی لبنان به اتهام دست داشتن غیرمستقیم در ترور شهید سید حسن نصرالله دبیرکل سابق حزبالله خبر داد.
🔹متهم در جریان «نبرد پشتیبانی از غزه» بهطور مشکوک در مناطق حساس ضاحیه جنوبی بیروت تردد داشته است.
🔸قمح میگوید این فرد به همراه چند نفر دیگر، یک دستگاه کوچک الکترونیکی جاسوسی برای اندازهگیری عمق زمین و سازههای زیرسطحی حمل میکرده؛ ابزاری که امکان شناسایی زیرساختهای زیرزمینی، تونلها و تأسیسات حزبالله را فراهم میکرده است.
🔹بهگفتۀ این روزنامهنگار، اطلاعات جمعآوریشده نقش مهمی در تعیین نوع مهمات، اندازه بمبهای سنگرشکن و نحوۀ هدفگیری توسط جنگندههای اسرائیلی داشته است.
🔸او گفته تحقیقات نشان میدهد فرد بازداشتشده نه از بدنه مقاومت بوده و نه از اهالی ضاحیه و در چندین نقطه جنوب بیروت، از جمله محل ترور شهید نصرالله حضور داشته که این موضوع نشانهای بسیار جدی در روند پرونده تلقی میشود.
⭕️ فراخوان، حلقه آخر از یک سناریو بود!
🔹 این برای دومین بار است که اسکات بنس بهصورت رسمی میگوید ایده فروپاشی یا براندازی از کجا آغاز شده است؛ بار اول این اعتراف را در نشست داووس مطرح کرد و اکنون دوباره بیان میکند که ما باعث شدیم دلار در ایران با شوک مواجه شود، اما این سناریو باید با نگاه هلیشاتی نگاه کرد.
🔸 طرح اولیه، ایجاد شوک اقتصادی بوده است؛ بهگونهای که بازار بهطور ناگهانی دچار شوک شود و این شوک منجر به اعتراضات گردد. مرحله بعد، رادیکالکردن فضای اعتراض بوده که محقق نمیشود، در نتیجه هدف بعدی فعال میشود.فراخوان برای زمانی که جامعه از نظر اجتماعی در وضعیت اعتراضی قرار دارد، زمان مناسبی برای اجرای طرح بعدی تلقی میشود. این فراخوان که از پیش مهندسی شده بود، دو فاز را دنبال میکرد؛ فاز اول، اقدام مسلحانه برای شبهکودتا بود و فاز دوم، کشتهسازی.
🔹اگر فاز اول موفق میشد، سناریویی که با فشار اقتصادی آغاز شده بود به نتیجه میرسید؛ اما اگر این فاز شکست میخورد، فاز دوم طراحی میشد، یعنی شکلدهی به کشتهسازی و به بهانه کشتهشدگان که خود نوعی هدف محسوب میشد و فشار خارجی و بحث جنگ مطرح میگردید. در واقع این بخش پایانی طرح بود که از تخریب بازار و افزایش قیمت دلار آغاز شده بود.
🔸اگر این اعتراف را با نگاه هلیشاتی بررسی کنیم، متوجه میشویم وزارت خزانهداری در واقع به این نکته اشاره دارد که حلقه اول را بهخوبی آغاز کرده، اما این طرح در فازهای بعدی نتوانسته به موفقیت برسد و تکرار مداوم این مسئله نیز ظاهراً به همین دلیل است.
⭕️ پیششرطهای توسعه؛ از خطای محیط خارجی تا مسأله بستر فرهنگی و نظم جهانی در حال گذار
🔹 بر اساس دیدگاه ساموئل هانتینگتون، توسعه و پیشرفت چهار پیششرط اساسی دارد: ثروت اقتصادی، بستر فرهنگی، ساخت اجتماعی و محیط خارجی. تجربه ایرانِ پیش از انقلاب و عربستانِ امروز نشان میدهد که برخورداری از ثروت اقتصادی و حتی محیط خارجی مساعد، بهتنهایی منجر به توسعه نمیشود. ایرانِ دوره پهلوی و عربستان کنونی هر دو واجد این دو مؤلفه بودهاند، اما خروجی آنها توسعه پایدار نبوده است.
🔸 مسئله اصلی، نه محیط خارجی، بلکه ضعف در بستر فرهنگی و ساخت اجتماعی است. ضعف در سختکوشی، آیندهنگری، نظاممندی، کار جمعی و سیستمسازی، عواملی هستند که ثروت را به مصرف، نه به توسعه، تبدیل میکنند. از این منظر، حتی اگر ایران امروز نیز به شرایط محیط خارجی دوره شاه بازگردد، بدون اصلاح این بسترها، همچنان با مشکل توسعه مواجه خواهد بود.
🔹 با این حال، پس از انقلاب اسلامی، ایران مسیر پیشرفت را تجربه کرده است. این پیشرفت، محصول کنار گذاشتن بخشی از زائدههای فکری و فرهنگی همچون «خودتحقیری» و «ما نمیتوانیم» بوده است. اگر بسترهای فرهنگی نامناسب بهطور کامل اصلاح میشد، این پیشرفت میتوانست بسیار فراتر از وضعیت کنونی باشد. در دو دهه اخیر نیز، ضعف همین بسترها مانع خنثیسازی کامل تحریمها شده است، نه صرفاً فشار خارجی.
🔸 در سطح کلان بینالمللی، رفتارهای پرهزینه و نظامیگرایانه آمریکا نشاندهنده افول هژمون قدیم در برابر هژمون در حال ظهور، یعنی چین است. بر اساس نظریه رابرت گیلپین، گذار نظم جهانی اغلب با جنگ تعیین تکلیف میشود. آمریکا نیز بهجای ورود به جنگ مستقیم با چین، راهبرد هدفگیری شرکای آن را برگزیده است. در این چارچوب، جایگاه ایران و طمع آمریکا به آن روشن میشود: هدف، نه آزادی ایران و نه حل مشکلات آن، بلکه مهار چین از طریق تضعیف بازیگران کلیدی نظم نوظهور است.
🖊#دکتر_مصطفی_قربانی
⭕️ همزمان با آغاز مذاکرات غیرمستقیم در مسقط، آمریکا با پمپاژ اخبار نظامی بهدنبال القای «مذاکره زیر سایه تهدید» است؛ جنگ روانی آشنایی که نه واقعیت میدانی را تغییر میدهد و نه آمادگی و محاسبات دقیق ایران را.
📱ترجمه فارسی متن توییت:
🔹گفتوگوهای بسیار جدی برای میانجیگری میان ایران و ایالات متحده امروز در مسقط برگزار شد.
🔸این گفتوگوها برای روشنتر شدن دیدگاهها و نحوه تفکر هر دو طرف، ایران و آمریکا، مفید بود و زمینههایی برای پیشرفت احتمالی شناسایی شد.
🔹ما قصد داریم در زمان مناسب بار دیگر این گفتوگوها را از سر بگیریم و نتایج آن بهدقت در تهران و واشنگتن مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
📱ترجمه فارسی متنِ تصویر (بیانیه وزارت خارجه قطر):
وزارت امور خارجه قطر
دوحه | ۶ فوریه ۲۰۲۶
🔹دولت قطر از مذاکرات میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران که در سلطنت عمان برگزار میشود، استقبال میکند و در این چارچوب ابراز امیدواری مینماید که این گفتوگوها به توافقی جامع منتهی شود که منافع هر دو طرف را تأمین کرده و امنیت و ثبات منطقه را تقویت کند.
🔸وزارت امور خارجه همچنین قدردانی کامل دولت قطر را از سلطنت برادر عمان بهخاطر میزبانی و تسهیل این مذاکرات و تلاشهای سازنده آن، در همکاری با شماری از کشورهای برادر و دوست، برای کاهش تنشها و تقویت فرصتهای گفتوگوی سازنده بهمنظور رسیدگی به تمامی مسائل معلق، اعلام میدارد.
🔹این وزارتخانه بار دیگر حمایت کامل دولت قطر را از تمامی تلاشهای منطقهای با هدف کاهش تنش و حلوفصل اختلافات از مسیرهای دیپلماتیک و نیز تحکیم پایههای صلح و ثبات منطقهای تجدید میکند.
⭕️ بایکوت معنادار اسناد اِپستین توسط رسانههای عربی؛ چرا الجزیره و العربیه سکوت کردند؟
🔹 هزاران صفحه سند جدید جفری اِپستین (متهم به شبکه گسترده سوءاستفاده جنسی از minors) منتشر شد و مثل همیشه اسمهای بزرگ سیاسی، تجاری و سلبریتیها توش پیداست. رسانههای غربی حسابی روش زوم کردن، اما شبکههای عربی بزرگ؟ تقریباً هیچ!
🔸 الجزیره، العربیه، اسکاینیوز عربی، الحدث و بقیهشون پوشش خیلی محدود، سطحی و بدون تحلیل دادن. همون رسانههایی که معمولاً رسواییهای اخلاقی یا حقوق بشری غرب و رقبا رو با جزئیات و حاشیه میچرخونن، اینجا انگار لال شدن.
🔹 چرا؟ چون اسم چند نفر از همین کشورها تو اسناد و لیستهای پروازها، مهمانیها و تماسهای اِپستین هست:
1⃣ امارات: شیخ منصور بن زاید (برادر محمد بن زاید، رئیس امارات) و برخی تاجران نزدیک به دربار به عنوان مسافر هواپیمای معروف «لوليتا» یا میهمان جزیره خصوصی اِپستین اسمشون اومده (البته بعضی ادعاها هم تکذیب یا دستکاریشده گزارش شدن).
2⃣ عربستان: مستقیماً اسم محمد بن سلمان نیومده، ولی یوسف العتیبه (سفیر سابق در آمریکا) و بعضی چهرههای نزدیک دربار در ارتباط با شبکه گزارش شدن. حتی سفرهای اِپستین به ریاض و هدیههای لوکس از طرف سعودیها هم مطرح شده.
3⃣ قطر: اعضای مستقیم خاندان آل ثانی کمتر، ولی سرمایهداران و مدیران صندوق ثروت ملی قطر (QIA) تو حلقه مالی اطراف اِپستین پررنگتر بودن؛ دنبال ارتباط و سرمایهگذاری.
🔸 الجزیره که عملاً صدای قطر هست، علاقهای به کندوکاو تو چیزی که ممکنه به شرکا و متحدان مالی قطر ضربه بزنه نداره. بقیه شبکهها هم بودجه و خطشون مستقیم یا غیرمستقیم دست حکومتهاست.
🔹 نتیجه؟ وقتی خبر به حریم امن سیاسی و مالی حامیانشون میرسه، روزنامهنگاری قربانی «مصلحت» و حفظ آبرو میشه. این سکوت، سانسور جهتدار و خودخواستهست؛ نه بیاطلاعی، نه بیاهمیتی.
🔸 تو این رسوایی جهانی، رسانههای عربی ترجیح دادن چشمشون رو ببندن. چرا؟ چون بعضی اسامی، خیلی نزدیک به خودِ این حکومتهاست...
⭕️ مذاکره یا جنگ؛ آزمون استراتژیک آمریکا در مسیر ایران
🔹 پس از ساقط کردن پهپاد ایران توسط آمریکا، اکنون روشن است که واشنگتن در حال آزمودن «آستانه تحمل» و «ظرفیت عملیاتی پاسخگویی» ایران است. این اقدام، محکی نظامی-راهبردی برای سنجش دو مؤلفه است:
1⃣میزان جدیت ایران در واکنش به تحرکات خصمانه
2⃣توان عملیاتی نیروهای مسلح در اجرای پاسخ سریع و مؤثر
🔸 نکته کلیدی آنجاست که این آزمون، دقیقاً پس از اعلام تمایل ایران به مذاکره مجدد صورت گرفت. در هندسه سیاسی غرب، «پذیرش مذاکره» اغلب به نشانه ضعف یا عقبنشینی تعبیر میشود. آمریکا با این تحلیل، گام به میدان آزمایش گذاشت تا ببیند آیا ایران در موضعی انفعالی قرار گرفته یا همچنان آماده مقابله است.
🔹 ضرورت مذاکره از نگاهی راهبردی:
مذاکره کنونی، نه از سر اعتماد به آمریکا، که با چشمان کاملاً باز و در چارچوب یک «بازی کنترلشده» در جریان است. هدف ایران از این میز گفتوگو میتواند شامل این موارد باشد:
▫️کسب زمان برای تقویت هرچه بیشتر توان دفاعی و بازدارندگی
▪️ افزایش شکاف در جبهه مقابل و تشدید اختلافات درونحاکمیتی آمریکا
▫️ اثبات صداقت دیپلماتیک به جامعه جهانی و خنثیسازی تبلیغات دشمن
🔸 چرایی شکست محتمل مذاکرات:
خواستههای آمریکا – تعطیلی صنعت هستهای، تحویل ذخایر غنیشده، توقف توان موشکی و فعالیتهای منطقه ای – در واقع خواستار خلع سلاح استراتژیک ایران است. این شرایط نه قابل پذیرش است و نه اساساً منطقی. بنابراین، مذاکره نه برای رسیدن به توافق، که برای آمادهسازی میدان نبرد احتمالی در جبهههای مختلف است.
💬 درسهای گذشته و هوشیاری حال:
بیاعتمادی به دشمن، پس از تجربیات گذشته (مانند ۲۳ خرداد سال جاری) به خطقرمز تبدیل شده است. نیروهای مسلح و دستگاه دیپلماسی این بار در حالتی از آمادهباش کامل عمل میکنند. مذاکره امروز، ابزاری برای تقویت موقعیت در صورت بروز جنگ احتمالی است.
🔹 جمعبندی:
مذاکره کنونی را باید در چارچوب «جنگ ادامه سیاست با ابزار دیگر» تحلیل کرد. ایران با حفظ و تقویت بازدارندگی نظامی و با درک کامل از نیات دشمن، پای میز آمده تا هم زمان بخرد، هم انسجام داخلی و بینالمللی خود را حفظ کند، و هم در صورت نیاز، پاسخ محکمتری را ممکن سازد. این بار، مذاکره نه برای صلح، بلکه برای تعیین شرایط رویارویی بعدی است.
🖊 #رضا_کریمی_صالح