⭕️تثبیت قدرت ایران در تنگه هرمز
▫️بند مربوط به تنگه هرمز مهمترین بند این یادداشت تفاهم است لذا بحثهای مفصلی روی آن صورت گرفته و بارها تغییر کرده است.
ایجاد زیرساخت مدیریت ایرانی در تنگه هرمز
🔹کلیدیترین واژه در بند مربوط به تنگه هرمز، عبارت Arrangements است. متن صراحتاً تأکید میکند که ایران بهصورت فوری تدابیر لازم را اتخاذ خواهد کرد. این یعنی پس از توافق، هرگونه رخداد یا فرایند در منطقه صرفاً بر اساس «ترتیبات ایرانی» خواهد بود؛ ترتیبات و قواعدی که توسط ایران تنظیم، ابلاغ و اعمال میشود و هیچ طرف ثالثی حق دخالت یا تفسیر آن را نخواهد داشت. این واژه به ما اجازه میدهد ضمن باز نگه داشتن مسیر (که به نفع ماست)، «نظم ایرانی» را بر کل آبراه حاکم کنیم.
عبارت «بهترین تلاشها» (Best Efforts)
🔸استفاده از عبارت Best Efforts یک «منطقه فراغ» و آزادی عمل استراتژیک برای ما ایجاد میکند. از منظر حقوقی، این یک «تعهد به وسیله» است، نه «تعهد به نتیجه». به این معنا که ایران متعهد به انجام حداکثر تلاش است، اما اگر در مواردی مصلحت ایجاب کند که تغییری در روند عبور و مرور ایجاد شود، میتوان با استناد به این واژه بار تعهد را سبک کرده و اعلام کرد که تلاشها صورت گرفته اما نتیجه مطلوب (به دلایل فنی یا امنیتی) حاصل نشده است.
تعریف عملیاتی شناورها و حق تشخیص (Commercial Vessels)
🔹طبق متن، تنها ترافیک مربوط به «کشتیهای تجاری» باز خواهد شد. نکته حیاتی اینجاست که مرجع تشخیص «تجاری بودن» یا «تهدید بودن» یک شناور، منحصراً ایران است. لذا:
هر شناوری که محمولهاش تهدیدآمیز باشد،
هر شناوری که ذینفع نهایی (Beneficial Owner) آن در خصومت یا جنگ با ایران باشد، توسط ایران به عنوان Non-Commercial (غیرتجاری) شناسایی شده و طبق متن اجازه تردد از مسیرهای تعریفشده را نخواهد داشت.
🔸تردد از تنگه هرمز بدون پرداخت هزینه فقط به مدت ۶۰ روز پذیرفته شده است. در واقع در متن به صورت ضمنی پذیرفته شده که پس از این ۶۰ روز، امکان دریافت هزینه بابت تردد و خدمات ارائهشده برای ایران وجود دارد.
▫️ابعاد چهارگانه ترتیبات بازگشایی تنگه در اجرا
تحقق ترتیبات ایران برای تردد در تنگه هرمز شامل ارکان متفاوت است:
🔹الف. تعیین مسیر (Route)
مسیر ورود به منطقه از شمال جزیره لارک و مسیر خروج از جنوب آن تعریف میشود. با توجه به اینکه مسیر میانی مینریزی شده و مسیر جنوبی نیز به دلیل صخرهای بودن برای شناورهای بزرگ غیرقابل عبور است، مدیریت «مسیر ایمن» کاملاً در اختیار ایران خواهد بود.
🔸ب. خدمات دریانوردی (Maritime Services)
در متن اشاره شده که ایران و عمان در مورد تعیین اداره آینده تنگه هرمز و خدمات دریانوردی در این تنگه بر اساس حقوق بینالملل اقدام خواهند کرد. در واقع اصل ارائه خدمات در آینده اداره تنگه هرمز پذیرفته شده و به این ترتیب با ارائه این خدمات امکان دریافت پول مورد توجه قرار گرفته است.
جمهوری اسلامی ایران بنا دارد با ارائه خدمات ایمنی، دریانوردی، محیط زیست و بیمه از عواید مالی حاصل از تردد کشتیهای تجاری در این تنگه برای توسعه اقتصادی کشور بهرهمند شود. در این زمینه یک اصل اساسی همراهی طرف دیگر تنگه هرمز یعنی کشور عمان بود که مذاکرات لازم به منظور همراه کردن طرف عمانی انجام شده است.
🔹ج. آینده اداره تنگه هرمز (Future Administration)
آمریکا در متن یادداشت تفاهم با اعتراف به جایگاه ایران و عمان به عنوان دو کشور ساحلی تنگه، به حق حاکمیتی این دو کشور ساحلی برای اداره تنگه هرمز اذعان کرده و از ادعای بینالمللی بودن این آبراهه که سابقاً بر آن تأکید داشت، دست کشیده است. نقش سایر کشورهای خلیج فارس در مدیریت آینده تنگه صرفاً مشورتی بوده و تعهد ایران درباره نقش این کشورها در موضوع تنگه هرمز فقط گفتوگو (discussion) است و تعیینکننده نیست.
جمهوری اسلامی ایران قصد دارد با کشورهای منطقه به صورت یک به یک در مورد ترتیبات اقتصادی و امنیتی منطقه گفتوگو کند. بخشی از این گفتوگو و یکی از ابزارهای ایران در این مذاکرات، شرایط عبور کشتیهای این کشورها از تنگه هرمز خواهد بود.
🔸د. پایش و بازرسی
هر شناوری موظف به پاسخگویی به مرکز مرتبط در نیروی دریایی و تکمیل فرمهای مربوطه (شامل جزئیات محموله، مالکیت و مقصد) است. ایران حق دارد بر اساس این دادهها یا از طریق بازرسی فیزیکی، تهدیدآمیز بودن شناور را تشخیص دهد.
⭕️ظرافت حقوقی در عدم استفاده از واژه «تنگه هرمز»
🔹در متن تفاهم، در بخش تردد عمداً اسمی از «تنگه هرمز» (Strait of Hormuz) برده نشده است. در عوض، بر ترافیک میان «دریای عمان به خلیج فارس» و برعکس تأکید شده است. این هوشمندی باعث میشود که تعاریف و محدودیتهای حقوق بینالملل کلاسیک (مانند حق عبور ترانزیت) که بر تنگههای بینالمللی حاکم است، در اینجا مصداق پیدا نکند.
🔸این موضوع به ما آزادی عمل میدهد تا «مسیرهای جدید» ایجاد کنیم و خارج از چارچوبهای سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO)، قواعد خودمان را اعمال نماییم.
▫️موانع فنی ـ نظامی و عملیات مینزدایی
الف. شرط عدم مزاحمت (Technical & Military Obstacles)
تداوم ترافیک دریایی کاملاً وابسته به نبود موانع تکنیکی و نظامی است. اگر ایالات متحده یا هر طرف دیگری ایجاد مزاحمت کند، طبق متن ایران حق دارد از باز کردن مسیر ترافیک خودداری نماید.
ب. انحصار در مینزدایی (Demining)
عملیات مینزدایی منحصراً به عهده ایران گذاشته شده است. این بند، وجاهت حضور ائتلافهای خارجی (انگلیس، فرانسه و …) را به بهانه مینزدایی کاملاً از بین میبرد.
نکته
▪️آنچه بسیار حائز اهمیت است این است که بدانیم با امضای یادداشت تفاهم تازه ابتدای جنگ دو طرف برای تثبیت خواستههای خود شروع میشود. آمریکاییها که نشان دادهاند به هیچ متن حقوقی پایبند نیستند تلاش خواهند کرد عبور کشتیها را به گونهای مدیریت کنند که ایران نتواند دستاوردهای خود را در میدان تثبیت کند. لذا پیشبینی میشود ما احتمالاً نزاعهای شدید در خلیج فارس و همچنین عملیات روانی سنگین در فضای رسانهای خواهیم داشت. نیروهای نظامی ما با قدرت آماده هستند که آنچه با پشتوانه میدان نظامی در میدان دیپلماسی به دستاورد حقوقی رسیده است را دوباره در میدان نظامی برای جمهوری اسلامی تثبیت کنند.
▫️هزینهها توسط ایران و عمان نهایی خواهد شد!
⭕️ از «تسلیم ایران» تا «توافق با ایران»
🔹جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونی علیه کشورمان با اهدافی آغاز شد که در هفتههای نخست، بارها از زبان سیاستمداران، رسانهها و اندیشکدههای غربی تکرار میشد. از «تغییر رفتار ایران» و «تضعیف بازدارندگی منطقهای» گرفته تا ایدههایی بلندپروازانهتر مانند تغییر ساختار سیاسی. فضای رسانهای غرب به گونهای شکل گرفته بود که گویی تنها مسئله مورد اختلاف، زمان تحقق این اهداف است، نه امکان تحقق آنها. اما پایان جنگ، تصویری متفاوت از واقعیتهای میدان ارائه میدهد.
🔸نگاهی به اظهارات اخیر دونالد ترامپ به خوبی نشان میدهد که فاصله میان اهداف اولیه و نتایج نهایی تا چه اندازه قابل توجه است. رئیسجمهور آمریکا در حالی امروز از توافق به عنوان یک موفقیت یاد میکند که بخش مهمی از سخنان او در واقع بیانگر پذیرش محدودیتهایی است که در آغاز جنگ کمتر کسی در واشنگتن حاضر به اعتراف به آنها بود.
🔹یکی از مهمترین نمونهها، موضوع تغییر نظام سیاسی ایران است. در طول جنگ، رسانههای نزدیک به جریانهای تندرو در آمریکا و رژیم صهیونی بارها از احتمال فروپاشی ساختار سیاسی ایران سخن گفتند. حتی برخی مقامات سابق و فعلی غربی نیز این سناریو را دور از دسترس نمیدانستند. با این حال، اکنون ترامپ تأکید میکند که هیچگاه هدفش تغییر حکومت در ایران نبوده است. فارغ از درستی یا نادرستی این ادعا، تغییر آشکار لحن کاخ سفید نشان میدهد پروژهای که زمانی در مرکز روایتهای جنگی قرار داشت، امروز عملاً از دستور کار خارج شده است.
🔸موضوع تنگه هرمز نیز نشانه دیگری از همین واقعیت است. در ماههای گذشته آمریکا تلاش میکرد نشان دهد که قادر است بدون در نظر گرفتن نقش کشورمان، امنیت کشتیرانی و تجارت انرژی را تضمین کند. اما اکنون خود ترامپ اذعان میکند که بدون دستیابی به توافق، امکان بازگشایی کامل مسیرهای دریایی وجود نداشت. این اعتراف در عمل تأیید جایگاهی است که جمهوری اسلامی ایران در معادلات انرژی و امنیت منطقه دارد؛ جایگاهی که از بین رفتنی نیست و حتی در جریان جنگ بار دیگر برجسته شد.
🔹در حوزه اقتصادی نیز نشانههای مشابهی دیده میشود. آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده و بحث درباره کاهش برخی محدودیتهای اقتصادی، با مواضعی که واشنگتن در ابتدای بحران مطرح میکرد فاصله قابل توجهی دارد. آمریکا سالها از این ابزارها برای اعمال فشار استفاده کرده بود، اما اکنون بخشی از همان اهرمها به موضوع مذاکره و توافق تبدیل شدهاند.
🔸شاید مهمترین نتیجه جنگ این باشد که برخلاف بسیاری از پیشبینیهای اولیه، نه معادلات منطقه به شکلی که واشنگتن میخواست تغییر کرد و نه ایران به پذیرش شروط حداکثری تن داد. به همین دلیل است که امروز، بیش از آنکه بحث بر سر متن توافق باشد، توجه ناظران به مسیر طیشده جلب شده است؛ مسیری که از ادبیات تهدید، فشار و تغییر نظام آغاز شد و به مذاکره، توافق و پذیرش بخشی از واقعیتهای موجود در منطقه رسید. همین تغییر مسیر، مهمترین نشانه ناکامی اهداف اولیه جنگ طلبان به شمار میرود.
🖊 عبدالحسین آزاد
⭕️سوریه، ابزار جدید فشار علیه مقاومت، هشداری که نباید نادیده گرفته شود
🔹️اظهارات اخیر دونالد ترامپ در حاشیه نشست گروه هفت در فرانسه، مبنی بر پیشنهاد به رژیم صهیونیستی برای واگذاری پرونده مقابله با حزبالله به سوریه، فراتر از یک موضع گیری گذرا ارزیابی میشود. ترامپ با صراحت اعلام کرده است:(به اسرائیل گفتم بگذارید سوریه حزبالله را کنترل کند، چون فکر میکنم آنها بهتر این کار را انجام میدهند) این سخنان، در واقع حکم بازتعریف بنیادین معادله محاصره حزبالله را دارد. آنچه پیش از این در قالب تقابل مستقیم رژیم صهیونیستی با محور مقاومت تعریف میشد، اکنون با طرحی جدید روبرو شده است که در آن نقش نیابتیِ رژیم صهیونیستی به دولت جدید سوریه واگذار میشود، معادلهای که در آن فشار نظامیِ مستقیم با یک پروژه امنیتیِ پیچیده تر جایگزین میگردد.
🔸این اظهارات، پیامدهای عمیقی برای موازنه قدرت در منطقه در پی خواهد داشت. نخست آنکه این طرح، تلاشی آشکار برای تغییر قوا و تضعیف محور مقاومت از مسیری جدید است که تهدید نظامیِ مستقیم را به مناقشه ای نیابتی و فرسایشی بدل میکند. ترامپ با اصرار بر این ایده، به دنبال ایجاد شکاف در جبهه مقاومت و بهرهبرداری از تحولات پس از سقوط اسد است. در عین حال، این موضع گیری در شرایطی مطرح شده که توافق ایران و آمریکا برای پایان جنگ امضا شده، لذا ترامپ میخواهد از سویی تنش مستقیم را مدیریت کند و از سوی دیگر با فعالسازی جبهه سوریه، فشار بر حزب الله را غیرمستقیم ادامه دهد. همچنین باید توجه داشت که ترامپ با بیان اینکه اگر اسرائیل نمیتواند بدون کشتن همه، کار را انجام دهد، سوریه این کار را خواهد کرد، عملاً به دنبال کاهش هزینه های سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی در منطقه و سپردن بخشی از مسئولیت امنیتی به دولت جدید دمشق است.
🔹️برای ج.ا.ایران و محور مقاومت، این سناریو زنگ خطری جدی محسوب میشود. چرا که تا پیش از این، تقابل با حزبالله در چارچوب جنگ مستقیم اسرائیل علیه لبنان تعریف میشد و ایران و مقاومت میتوانستند با آگاهی از این مرزها، راهبردهای دفاعی خود را تنظیم کنند. اما اکنون با طرح واگذاری این پرونده به سوریه، دیگر نمیتوان بر تفکیک سنتیِ میان تهدید مستقیم و غیرمستقیم اتکا کرد، چراکه محور مقاومت ممکن است با جنگی چند ضلعی روبرو شود که در آن، دولتهای عربیِ تازه منتقل شده نیز به عنوان ابزار فشار علیه جبهه مقاومت بکار گرفته میشوند. بازتعریف راهبردها نیز به الزامیست، به این معنا که ج.ا.ایران و متحدانش نمیتوانند با رویکردهای پیشینِ صرفاً نظامی یا دیپلماتیک به مقابله با این تهدید نوین بپردازند، بلکه نیازمند طراحی نقشه راهی جدید هستند که همزمان شامل تقویت اتحادهای درونی جبهه مقاومت، پیش بینی سناریوهای نیابتیِ چندلایه، و بازتعریف معادلات بازدارندگی متناسب با شرایط جدید باشد.
💬اظهارات ترامپ در نشست گروه هفت، بیش از آنکه یک پیشنهاد ساده باشد، نقشه راهی جدید برای بازآرایی امنیتی منطقه به نفع رژیم صهیونیستی و با هدف تضعیف محور مقاومت است. محو شدن مرزهای سنتی تهدید و تغییر شکل آن به پروژهای نیابتی و فرسایشی، زنگ خطریست که نباید نادیده گرفته شود. ج.ا.ایران و جبهه مقاومت باید با هوشیاری کامل، ضمن رصد دقیق تحرکات دولت جدید سوریه و هماهنگیهای پنهان واشنگتن_تلآویو، راهبردهای خود را از حالت واکنشی به پیشگیرانه و چندبعدی تغییر دهند. هرگونه غفلت از این معادله جدید، میتواند به تغییر موازنهای منجر شود که هزینههای جبرانناپذیری برای امنیت منطقه در پی خواهد داشت، بنابراین، بازتعریف هوشمندانه خطوط قرمز و تقویت انسجام محور مقاومت، کلید عبور از این تهدید نوین است.
🖊#حسین_نجفی
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙#پژواک
🏷موضوع: زیان اقتصادی آمریکا در جنگ با ایران
👤 کارشناس: دکتر رضا صارمی راد
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️جیدی ونس درباره مسلح کردن معترضان ایرانی:
🔹در واقع کمی دشوار است. میدانید، نمیتوان فقط سلاحها را از آسمان رها کرد. واقعاً زیرساختی برای رساندن سلاح به قلب مردم ایران وجود ندارد.
🔸یکی از چیزهایی که رئیسجمهور را بسیار ناراحت کرده بود، همه این معترضان بیگناهی بود که چند ماه پیش توسط کسانی که در قدرت بودند به قتل میرسیدند.
🔹آن افراد اکنون رفتهاند. اما خواهیم دید: آیا این رهبران جدید با مردم رفتار متفاوتی دارند؟ قطعاً امیدواریم چنین باشد.
🔸و اگر چنین نباشد، وقتی رفتارشان را ببینیم، میتوانیم بفهمیم.
⭕️ سکوت معنادار نتانیاهو بعد از انتشار مفاد سند تفاهم میان ایران و آمریکا
🔹با گذشت بیش از ۱۲ ساعت از انتشار رسمی سند تفاهم میان ایران و آمریکا بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی که وعده «پیروزی کامل» مقابل ایران داده بود هنوز واکنشی به آن نشان نداده است.
🔸این در حالی است که در ساعتهای گذشته منتقدان نتانیاهو به شدت از او بابت شکست راهبردی مقابل ایران انتقاد کردهاند.
🔹سکوت نتانیاهو هنگامی معنادار میشود که یادآوری شود او معمولاً به اقداماتی از سوی دونالد ترامپ که بتواند آن را پیروزی مقابل ایران تفسیر کند با فاصله تنها چند دقیقه واکنش نشان میدهد.
🔸یک رسانه اسرائیلی هم گزارش داده حزب لیکود قرار بود محور اصلی تبلیغاتش در انتخابات پیش رو را روی رابطه خاص میان نتانیاهو و ترامپ متمرکز کند اما اکنون از این کار منصرف شده است.
🔹پایگاه کلشریپورت هم در گزارشی نوشته به نظر میرسد دونالد ترامپ از نتانیاهو که مدام خواستار ادامه اقدام نظامی علیه ایران است خسته شده است.
🔸یکی از اصلیترین دلایل خشم نتانیاهو از این یادداشت تفاهم گنجانده شدن موضوع لبنان به عنوان یکی از مفاد آتشبس میان ایران و آمریکا است.
⭕️ بازی دوگانه اسرائیل پس از تفاهم ایران و آمریکا
🔹 با نهایی شدن پیشنویس تفاهمنامه ۱۴ مادهای میان ایران و آمریکا ، انتظار میرود اسرائیل به بهانههای سیاسی، چند روزی حملات خود را در منطقه ادامه دهد. هدف این بازی، حفظ ظاهر استقلال در برابر افکار عمومی داخلی و نشان دادن این است که «دولت تحتالامر آمریکا نیستیم» .
▫️ سناریوی پایان: توافق با جوزف عون
🔸پس از چند روز تشدید، سناریوی محتمل، ورود رئیسجمهور جدید لبنان، جوزف عون ، به عنوان میانجی و امضای یک تفاهمنامه رسمی است. عون که در سخنرانی خود بر «انحصار سلاح در دست دولت» تأکید کرده ، میتواند چهرهای مناسب برای امضای توافقی باشد که به اسرائیل اجازه دهد ضمن توقف درگیری، «تعهد به عدم نقض» را از حزبالله بگیرد.
💬 جمعبندی: رقص بر لبه آتشبس
🔹این رفتار دوگانه، یک ضرورت راهبردی برای رژیم صهیونیستی است: «نقضهای ضربتی» برای تأمین مطالبات سیاسی داخلی، و در نهایت «بازگشت به تفاهم» با چهرهای مانند عون. اما همانطور که تاریخ نشان داده، هر تفاهمنامهای در غرب آسیا تا زمانی پایدار است که موازنه قدرت در میدان آن را تضمین کند، نه امضای پایمیز مذاکره.
🖊رضا کریمی صالح
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙#پژواک
🏷 موضوع: رقیق سازی اورانیوم در تفاهم چیست؟ / آیا موضوع برجام در حال تکرار شدن هست؟
👤کارشناس: یعقوب ربیعی
⭕️درآمد نفتی ایران همچنان مشابه دوره برجام، با ۴۰۰ هزار بشکه صادرات کمتر!
🔹طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، درآمد نفتی ایران در پنج سال اخیر حدودا ۵ برابر شده و به ۴۸ میلیارد دلار در سال گذشته میلادی رسیده.
🔸جالب اینکه درآمد نفتی ایران در سال گذشته تنها ۳ میلیارد دلار کمتر از سال ۲۰۱۸، قبل از بازگشت تحریمها در دوره اول ترامپ بوده.
🔹میزان صادرات نفت ایران اما هنوز ۴۰۰ هزار بشکه کمتر از زمانی است که تحریمها تعلیق شده بودند.